جلسه پنجم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دنا شهرضا به استادی پهلوان همسفر لیلی، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» روز یکشنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت، نگهبان و دبیر بسیار تشکر میکنم. چهرههای آشنایی را اینجا میبینم که قبلاً در شعبه شیخ بهایی دیده بودم و بهخاطر پیوند محبتی که بین ما هست، خیلی خوشحالم که امروز دوباره شما را میبینم. چه قدر شعبه پر انرژی دارید؛ وقتی که وارد شعبه شدم، خیلی احساس پرشوری داشتم و امیدوارم که در کنار هم جلسه خیلی خوبی را داشته باشیم.
در کنگره تمام واژهها و تمام لغات معنی شدهاند و میتوان گفت که حرمت هم جزء همین واژهها و لغات است. کلمه حرمت از حریم میآید و اینکه هر چیزی حریمی برای خودش دارد؛ یعنی شرایط خاص خودش را دارد؛ مثلاً اگر وارد دانشگاه، خانواده یا یک مدرسه شویم، هر کدام حریم خاص خودش را دارد. ورود به کنگره و سیستم کنگره هم همین طور است، حریم و شرایط خاص خودش را دارد.
حرمتها یعنی همین قانونهایی که تکتک اعضاء باید رعایت کنند. در حقیقت پایههای معبد و مسجدی هستند که نباید خیلی به همدیگر نزدیک شوند و نباید خیلی از همدیگر دور باشند. آقای مهندس یک جملهای از کلام الله فرمودند که خیلی برای من جالب بود: «فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٍ، لَا تَسْمَعُ فِيهَا لَاغِيَةً؛ یعنی اینکه بهشتي است عالی و برین که در آن هیچ سخن بد و بیهودهای نمیشنوی که به همدیگر بگویند.» و میگویند که کنگره هم باید همینطور باشد؛ یعنی اصول و پایهگذاری کنگره۶۰ برحسب حرمتها و حریمها بنا شده است.
ما در کنگره یاد میگیریم که در صراط مستقیم حرکت کنیم و ضد ارزشها و ارزشها را بشناسیم و برای حرکت کردن در مسیر ارزشها، آموزشها را در خودمان نهادینه میکنیم. هر کسی که بخواهد در این سیستم ماندگار باشد و از این آموزشها استفاده کرده که به آرامش و حال خوش برسد؛ باید حرمتها و حریمها را حفظ کند. در مسیر صراط مستقیم قرار گرفتن این است که از ارزشها حفظ و نگهداری کنیم. ما باید یاد بگیریم که اگر قرار است در جایگاه فرماندهی قرار بگیریم؛ ابتدا باید فرمانبردار مستحکم و خوبی باشیم. فرماندهی هم در صور آشکار و هم در صور پنهان صورت میگیرد. تمام انسانها جایگاه فرماندهی را دوست دارند؛ ولی برای اینکه به فرماندهی برسند؛ باید بهای آن را پرداخت کنند.
در کنگره همه جایگاهها زمان و محدودیت دارند. راهنمایی ۴ سال، نگهبانی ۱۴ جلسه، مرزبانی ۱۴ ماه و بقیه خدمتها هم به همین ترتیب است؛ ولی قرار گرفتن در لژیون سردار زمان و محدودیت خاصی ندارد؛ چرا که وقتی من سفر اولم را میگذرانم و وارد سفر دوم میشوم؛ برای اینکه بتوانم آن رهایی و حال خوش خودم را حفظ و نگهداری کنم، وارد لژیون سردار میشوم. مبلغها را هم که همه ما میدانیم؛ برای لژیون سردار ۶ میلیون تومان، مبلغ دنوری 60 میلیون تومان، مبلغ پهلوانی ۶۰۰ میلیون تومان و نشان در بینشانی 1 میلیارد تومان است که تمام این جایگاهها کسب کردنی هستند؛ یعنی اینکه برای کسب این جایگاهها باید ذرهذره شروع به حرکت کنم؛ اگر بخواهم لژیون سردار را به دستور جلسه حرمت ربط بدهم، با همین قوانین، حریم و حرمتها میتوانم این جایگاهها را لمس کنم و تواناییهای خودم را بالا ببرم.
سال اولی که من به لژیون سردار وارد شدم، مبلغ لژیون سردار ۵ میلیون تومان بود. من ۵ میلیون تومان را دادم و سال بعد حالم دیگر با 5 میلیون تومان خوب نبود؛ چون ظرفیتم بالا رفته بود و آموزشهای بیشتری دیده بودم؛ پس تصمیم گرفتم که دنوری پرداخت کنم. همه فکر میکنند که برای کسب جایگاه دنوری باید یک پول خوابیده یا پساندازی داشته باشند؛ ولی اینطور نیست؛ بلکه آقای مهندس در سیدیهای اخیرشان خیلی قشنگ گفتند که شرایط سخت، انسانهای قوی و عالی میسازد و آنها را بزرگ و قدرتمند میکند.
سال دومی که میخواستم دوباره دنوری اعلام کنم، دیگر حالم خوب نبود؛ چون باید بیشتر پرداخت میکردم و اما اگر بخواهم در مورد جایگاه پهلوانی بگویم؛ این است که خیلی جایگاه خوبی بوده که امیدوارم روزی همه شما باشد. آقای مهندس در این مسیر ماهیگیری را به ما یاد میدهند. چهطوری بتوانیم ماهیگیری کنیم که در مسیر درست زندگی قرار بگیریم. من در بدترین شرایط زندگی خودم تصمیم گرفتم که اعلام پهلوانی کنم؛ شاید برایم سخت بود؛ ولی بهخاطر آموزشهایی که از آقای مهندس دیده بودم و ذهنم را آماده کرده بودم که برای رسیدن به حال خوب باید با نیروهای منفی مبارزه کنم.
نیروهای منفی خیلی قشنگ، چه در لژیون سردار، چه دنوری و چه پهلوانی به سراغ آدم میآیند. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر یک تصویری هست که آب با فشار زیاد روی یک نفر میریزد و دقیقاً در پهلوانی این مسئله به سراغ من آمد و باعث شد که من با نیروهای منفب مبارزه کنم؛ ولی در جا نزدم؛ چون ما همسفرانی قوی هستیم که از پس همه کارها برآمدهایم. کسی که میخواهد جایگاه پهلوانی را تجربه کند؛ نباید ثروت داشته باشد، به نظر من باید یک ذهن ثروتمند داشته باشد. با آموزشهای آقای مهندس و کاربردی کردن آنها در زندگی، خیلی راحت میتوان از گذرگاههای سخت عبور کرد و با طی کردن این گذرگاهها من میتوانم بزرگ و قدرتمند شده و دامنه تواناییهای خودم را گسترش دهم.
من از آقای مهندس خیلی تشکر میکنم که ما را وارد این بازی کردند؛ چراکه نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر این بازی خودمان هستیم و یاد گرفتیم که زندگی کنیم و بگذاریم که دیگران هم زندگی کنند. آقای مهندس همیشه میفرمایند: «آیا کسانی که خدمت میکنند و کسانی که خدمت نمیکنند برابر هستند؟ آیا بینایان و نابینایان با هم برابر هستند؟ نه! چنین نیست.» کسانی که خدمت میکنند، کسانی هستند که گرههای درونشان را باز میکنند و خیلی راحت همه میتوانند این کار را انجام دهند. من با کسب جایگاه سرداری، دنوری و پهلوانی توانستم قدرت بخشش را در درون خودم به وجود بیاورم و تمام اینها باعث شد که گرههای زندگی خودم را باز کنم؛ چراکه یک سری صفاتی مثل کینه، نفرت، حسادت و ... داشتم که این خدمتها باعث شد که گرههای درونی خودم را باز کنم.
قرار گرفتن در لژیون سردار یک طرف و آموزشهایی که در لژیون سردار میگیریم یک طرف دیگر است؛ چراکه خیلی مهم است این آموزشها را هم در صور پنهان و هم در صور آشکار خودمان انجام بدهیم. ما با رعایت حرمتها و حریمها خیلی راحت میتوانیم پایههای این سیستم را نگه داریم و بر تک تک اعضاء واجب است که این حرمتها را حفظ و نگهداری کرده و به طرف ارزشها حرکت کنند؛ بهخاطر همین است که میگوییم این سیستم مکانی مقدس و امن میباشد. امن است؛ چون در این سیستم با خیالی راحت و آسوده به درمان برسم و مقدس است؛ چون یاد میگیریم که بتوانیم از ضد ارزشها دوری کنیم. امیدوارم که همه ما بتوانیم در این مسیر قدم برداشته و گرههای درونی خودمان را باز کنیم و بتوانیم قدرت بخشش را در درون خودمان بالا ببریم.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
251