«خوش آن ساعت که عشق خانهسوز وادی حیرت ببندد محمل ما را» برداشتم از وادی عشق چه میتواند باشد؟ جز عشق انسان بیعشق و محبت ظرفش تهی میباشد، چیزی ندارد که بدهد، با دستان خالی چیزی بهدست نمیآید؛ باید دستانمان را از خشم و کینه و نفرت خالی کنیم تا سرشار از عشق و محبت و عمل شود. انسانی که تاریکیها را تجربه میکند تشنه محبت است. در وادی چهاردهم با مفهوم دیگری از محبت آشنا شدم و آموختم که محبت دو نوع دارد، یکی خاص و یکی عام. محبت خاص در مراتب پایینتری قرار دارد؛ ولی محبت مدنظر وادی چهاردهم، محبت عام است که همه چیز را دربرمیگیرد.
کل هستی و موجودات را برای رسیدن به آن نیاز به دانایی و کسب علم، دانش و آگاهی و تزکیه و پالایش است. وقتی به این وادی رسیدم، فهمیدم که باید به عقب برگردم؛ وادیهای قبل را کاربردی کنم تا بتوانم ناخالصیهای درونم را بزدایم و به آن عشق واقعی برسم. در خطابه اول که اضداد است، دریافتم که انسان مجموعهای از رضایل و فضایل است. نکته امیدوارکننده همینجا بود که بدی و خوبی مکمل هم هستند، تا بدی نباشد، خوبی قابل درک نیست؛ خطابه دوم امواج عشق است که آن را در لحظه ورود به کنگره با اعماق وجودم حس کردم.
خطابه سوم زنجیره عشق است و این قدرت و جاذبه عشق است که این زنجیره را بهوجود آورد و این زنجیره وصل به سرچشمه جوشان محبت یعنی آقای مهندس است که دم به دم سیراب میشود و همه کسانی که خدمت میکنند با تمام وجودشان دریافتند که پلههای رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوق است. امیدوارم که من نیز به عنوان قطرهای از این دریای بیکران طعم خوش عشق واقعی را بچشم. در جایی خواندم محبت مثل آب است انسان تشنه با آب از مرگ نجات مییابد، کسانی که در دوزخ هستند به آب احتیاج دارند و هر آبی باشد استفاده میکنند. گلآلود تلخ یا شور؛ اما محبت برای اینکه قابل استفاده شود، باید تزکیه و پالایش شود تا مثل یک چشمه خاصیت شفابخش داشته باشد.
منبع: سیدی وادی چهاردهم
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر عصمت رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
311