English Version
This Site Is Available In English

قطع کردن حرف دیگران کار زشتی است

قطع کردن حرف دیگران کار زشتی است

هشتمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصي کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر حسین ، با دستور جلسه «حرمت کنگره 60، چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره 60ممنوع است؟» یکشنبه  ۷ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:

سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر. سپاسگزار خداوند مهربان و متعال هستم که باز هم در این جایگاه قرار گرفتم تا هم خدمت کنم و هم آموزش ببینم. تشکر میکنم از نگهبان عزیز، راهنمای محترم، امیرآقا که اجازه دادند در این جایگاه باشم، و همچنین از مرزبانان محترم، ایجنت محترم و کلیهٔ خدمتگزارانی که چراغ اینجا را روشن نگه میدارند تا من بیایم و اینجا آموزش ببینم از همه عزیزان تشکر میکنم و سپاسگزار خداوند هستم که فردی به نام آقای مهندس و کنگرهٔ شصت را در مسیرم قرار داد تا این آموزشها را ببینم و در زندگی خودم کاربردی کنم؛ هرچقدر هم شکرگزار باشم، باز هم فکر نمیکنم به جایی برسد.

دستور جلسهٔ این هفتهٔ کنگرهٔ شصت، همانطور که دبیر محترم هم فرمودند، «حرمت کنگرهٔ شصت» است و اینکه چرا رابطهٔ مالی، کاری و خانوادگی در کنگرهٔ شصت ممنوع است. حرمت کنگرهٔ شصت به دلیل مهم بودنش، هم اول جلسه توسط نگهبان ارائه میشود و هم در آخر جلسه. در ابتدای بحث حرمت، آقای مهندس نوشتهاند که کنگره مکان مقدس و امنی است و هر شخص با ورود به این مکان باید حرمت آن را حفظ کند. چرا مکان امن و مقدس است؟ چون جایی است که کسی مثل من با حال خراب، با مصرف چندین گرم تریاک و چند بسته سیگار وارد میشود، اما الان اینجا نشسته و هیچکدام را مصرف نمیکند. اینجا جای مقدسی است؛ امثال من با تجربهٔ درمان در اینجا، به رهایی رسیدند.
آقای مهندس در یکی از سی دی ها میفرمایند: اگر کسی تصادف کند و به بیمارستان برود، پزشکان او را احیا میکنند، اما وقتی زنده شد، همان انسان قبلی است، فرقی نکرده. ولی کنگرهٔ شصت متفاوت است؛ کسانی که به اینجا می آیند و درمان میشوند، با وجود اینکه قبلاً کارهای ضداخلاقی و ضدارزشی زیادی در مصرف مواد انجام میدادند، اما در اینجا همراه با درمان اعتیاد، آن صفات ناپسند هم از بین میرود و به حال خوب میرسند و این معجزه در همین مکان مقدس رخ میدهد.

در ابتدای متن حرمت آمده است: دروغ نگویید و کسی را سرزنش نکنید. دروغ گفتن بسیار مهم است و من قبلاً فکر میکردم به ما ربطی ندارد، اما در سفرم دیدم که چقدر حیاتی است. مثلاً تازه واردی که می آید، راهنمای تازه واردین از او میپرسد چقدر مصرف میکند، اما او برای اینکه شربت بیشتری بگیرد، یک گرم را دو یا سه گرم نشان میدهد، در حالی که این کار در نهایت به ضرر خودش تمام میشود. سرزنش کردن هم از نظر آقای مهندس بسیار ضد ارزش است؛ اینکه من بنشینم و دیگران را زیر نظر بگیرم که چه میکنند، سفرشان درست است یا نه، شربتشان را میخورند یا نه. در کنگرهٔ شصت میگویند: سرت به کار خودت باشد و من یاد گرفتم که زیاد دخالت نکنم.

قطع کردن حرف یکدیگر هم صفت زشتی است که خودم قبل از کنگره زیاد داشتم. معمولاً در محافل میبینیم چند نفر همزمان حرف میزنند و هرکس زود میپرد وسط صحبت دیگری، اما اینجا حرمت این کار را قدغن کرده و انجام ندادنش به نفع ماست. دربارهٔ الفاظ ناشایست، خوشبختانه در کنگرهٔ شصت چنین چیزی نداریم؛ حتی صفاتی مثل حاجی، کربلایی، مهندس یا دکتر را هم به کار نمیبریم و هرکس را فقط با نام و عنوان مسافر میشناسیم و هر شغل و مقامی بیرون میماند. بدون اجازه سخن گفتن هم اینجا اصلاً مرسوم نیست، در حالی که بیرون زیاد است.

بحث سیاسی هم در کنگره مطرح نمیشود. من ده سال است در کنگره هستم و به ندرت دیدهام آقای مهندس وارد مسائل سیاسی شوند، چون به درمان ما ربطی ندارد. اگر اینجا دربارهٔ سیاست حرف بزنیم، یکی چپ است، یکی راست، یکی کافر، یکی مسلمان؛ اصلاً به ما مربوط نیست که بیرون چه عقیدهای داریم. آقای مهندس همیشه میفرمایند: هر کس به این خانه درآید، نانش دهید و از ایمانش نپرسید. مسافری که به کنگره میآید، چه مسلمان باشد چه ارمنی، به ما ربطی ندارد و پرسیدن این مسائل فقط به ضرر ماست.

اما چرا رابطهٔ مالی، کاری و خانوادگی در کنگره قدغن است؟ تجربههای زیادی در این زمینه داریم. مثلاً دو مسافر با هم به کلینیک میروند تا شربت بگیرند؛ یکی پول کم دارد و دیگری از روی ظاهراً کار نیک، پول شربت او را میپردازد، اما همین باعث میشود آن فرد از سفرش جا بماند و دیگر نیاید. آقای مهندس میفرمایند که پانزده، شانزده دیدهبان داریم و اکثراً نمیدانم شغلشان چیست، چون به ما ربطی ندارد. اگر من با رهجو رابطهٔ کاری داشته باشم، مثلاً ماشینم را پیش او ببرم برای تعمیر، بعد نمیتوانم اگر او سقوط آزاد رفت، به او تذکر بدهم. خلاصه، همهٔ این قوانین به نفع ماست و رعایتشان بسیار اهمیت دارد. همچنین لباس نامناسب نپوشیم. در ادامهٔ متن حرمت آمده که بر همهٔ اعضا فرض (یعنی واجب) است که حریمهای گفته شده را محترم بشمارند و بر مسئولین واجب است که از وقوع این اعمال جلوگیری کنند. اگر کسی این کارها را انجام ندهد، مرزبان و ایجنت ورود میکنند و جلویش را میگیرند.

تهیه و تایپ گزارش:همسفر میثم 

ارسال:همسفررضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .