جلسه سیزدهم از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به نمایندگی شعبه دانیال اهواز، با استادی مسافر منصور ،نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه ((حرمت کنگره ۶۰ ، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است .))در تاریخ ۱۴۰۵/4/7 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، منصور هستم، یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر فرصت شد در این جایگاه بنشینم. این جمله شاید کمی کلیشهای باشد، اما واقعاً فکر میکنم هر کسی که بهعنوان استاد جلسه در این جایگاه قرار میگیرد، قلباً و ناخواسته این عبارت را تکرار میکند. از ایجنت محترم و نگهبان عزیزم سپاسگزارم که این فرصت را برای من فراهم کردند.
در رابطه با بحث حرمتها در کنگره، اصولاً حرمت به این معناست که ما نباید به یک محدوده وارد شویم؛ برای مثال، محدوده خانوادگی شخص دیگری است و ما اجازه نداریم وارد حریم خصوصی او شویم، زیرا آنجا حرمت و حریمی دارد. از طرفی، نباید از یک محدوده نیز خارج شویم؛ یعنی نباید از چهارچوب قوانین فراتر برویم.
حرمتها تنها مختص کنگره نیستند؛ در حقیقت، همان قوانین زندگی هستند. هر زمان که تصمیم میگیرید وارد یک اداره، مؤسسه یا گروه شوید، آن مجموعه قوانین خاص خودش را دارد و طبیعتاً باید به آنها احترام بگذارید.
این موضوع دقیقاً مانند رانندگی است. تا زمانی که گواهینامه نگرفتهاید، اگر رانندگی نکنید کسی کاری با شما ندارد؛ اما زمانی که تصمیم میگیرید پشت فرمان بنشینید، یعنی پذیرفتهاید که قوانین رانندگی را رعایت کنید؛ سرعت مجاز، حق تقدم، علائم راهنمایی و رانندگی و سایر مقررات. پس وقتی وارد یک مجموعه میشویم، در واقع قوانین آن را نیز پذیرفتهایم.
اگر بخواهیم درباره کنگره صحبت کنیم، این قوانین برای دو هدف مهم وضع شدهاند. نخست، حفظ ساختار کنگره؛ زیرا نتیجه حفظ این ساختار، درمان منِ مسافر است. تجربه نشان داده است که بدون نظم، انضباط و رعایت قوانین، هیچکس به مقصد درمان نخواهد رسید. آقای مهندس نیز در سالهای ابتدایی شکلگیری کنگره بارها درباره شرایط آن دوران صحبت کردهاند.
دلیل دوم این است که، همانطور که آقای مهندس بارها فرمودهاند، ما قوانین را رعایت میکنیم و آموزش میبینیم تا درست زندگی کردن را بیاموزیم.
حرمتهای کنگره بسیار گسترده هستند و اگر بخواهیم درباره تکتک آنها صحبت کنیم، زمان زیادی لازم است. اما واقعیت این است که امروز، به نظر من، درمان اعتیاد در کنگره به بخش دوم ماجرا تبدیل شده است. زیرا ما هر روز افرادی را میبینیم که سفر خود را به پایان رساندهاند و اکنون الگوی دیگران هستند. درمان اعتیاد در کنگره، در صورتی که قوانین رعایت شوند، کاملاً امکانپذیر است. تنها شرط آن، رعایت همین قوانین است.
البته این کار نه خیلی آسان است و نه غیرممکن؛ چراکه منِ مصرفکننده، سالها بدون نظم و قانون زندگی کردهام. قوانین همیشه وجود داشتهاند، اما من به آنها عمل نمیکردم. امروز کنگره به من آموزش میدهد که چگونه قانونمند زندگی کنم و این آموزش فقط در حد حرف نیست، بلکه در عمل نیز آن را تجربه میکنم.
برای مثال، وقتی از پارک صحبت میکنیم، پارک در حقیقت محل آزمون آموختههای من است؛ جایی که باید ببینم آموزشهایی را که در لژیون و کارگاه گرفتهام، تا چه اندازه میتوانم در عمل اجرا کنم. اگر کسی ناخواسته تنهای به من زد، نقطه تحمل من چقدر است؟ آیا میتوانم آرامش خودم را حفظ کنم یا خیر؟

نکته کوتاهی هم عرض کنم که شاید ارتباط مستقیمی با دستور جلسه نداشته باشد. این روزها با یکی از رهجوها درباره درمان سیگار صحبت میکردیم. باید بدانیم که سیگار، داروی OT را خسته میکند. کسانی که سفر سیگار را آغاز نمیکنند، درمان اعتیادشان نیز دچار مشکل میشود؛ زیرا بخش زیادی از انرژی OT صرف مقابله با مصرف سیگار میشود. بنابراین درمان سیگار نیز بسیار ضروری است.
در کنگره گفته میشود که بحثهای سیاسی، فوتبالی و هر موضوعی که باعث ایجاد دوگانگی و اختلاف شود، ممنوع است. چرا؟ چون حس من و طرف مقابلم را نسبت به یکدیگر خراب میکند. اگر این اتفاق بین رهجو و راهنما، یا با مرزبان، هملژیونی یا هر عضو دیگری رخ دهد، بدون شک روی سفر و درمان تأثیر منفی خواهد گذاشت.
نکته دیگری که همیشه به آن اعتقاد داشتهام این است که احترام هر کس، دست خودش است. به نظر من، هر اتفاقی بذری دارد. بذر دشمنی، کینه و دلخوری، معمولاً از شوخی بیش از حد آغاز میشود. منظورم این نیست که شوخی بد است؛ اتفاقاً شوخی در جای خودش بسیار زیباست، اما باید اندازه و حدود آن رعایت شود. بسیاری از بزرگان تاریخ نیز انسانهای شوخطبعی بودهاند، اما همیشه حرمت و مرزها را حفظ کردهاند.
موضوع دیگری که آقای مهندس بسیار بر آن تأکید دارند، غیبت و بدگویی از دیگران است. اگر کسی بدگویی کرد، وظیفه من چیست؟
شاعر میگوید:
هر کس بد ما به خلق گوید
ما صورت خود نمیخراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
یعنی اگر کسی از ما بد گفت، بهترین پاسخ این است که خوبی او را بگوییم یا اصلاً از کنار آن بگذریم؛ همان چیزی که آقای مهندس نیز بارها به آن تأکید کردهاند.
اگر بخواهیم در کنگره محرم شویم و ماندگار بمانیم، باید حرمتها را حفظ کنیم. به اعتقاد من، ماندگاری هر فرد در کنگره، پیش از هر چیز به رعایت همین قوانین، حرمتها و ادب بستگی دارد. اگر این اصول را رعایت کنیم، زیباییهای واقعی کنگره را خواهیم دید.
بعضیها میگویند سخت است که مدام به کنگره بیایی، خدمت کنی، مرزبان یا دبیر شوی و وقت بگذاری؛ اما اگر کسی زیبایی این خدمت را ببیند و لذت آن را بچشد، دیگر هیچکدام از اینها برایش سخت نخواهد بود.
در گذشته اصطلاحی به نام «صورت چین» وجود داشت؛ به نقاشیهای بسیار زیبایی گفته میشد که در شعر فارسی نیز فراوان از آن یاد شده است. حافظ میفرماید:
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست در انکار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
کنگره ۶۰ آنقدر زیبایی دارد و آنقدر عملاً انسانها را نجات داده است که من فکر نمیکنم در موضوع بحث اعتیاد، هیچ جای دیگری را شبیه به کنگره ۶۰ پیدا کنم.
سپاسگزارم
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر عادل ((لژیون سوم))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
72