جلسه پنجم از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی امامقلیخان با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی اصغر؛ با دستورجلسه: "حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره 60 ممنوع است؟" در روز یکشنبه 7 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر
اول از همه خداوند را سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم و در درجه دوم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمای عزیز خودم که فرصت این خدمتگزاری را دادند قدردانم. انشالله که بتوانم حق مطلب را ادا کنم.
دستور جلسه امروز حرمت کنگره 60 است و مادامی که در کنگره 60 بودهایم آن را گوش کردیم. همان قوانین کنگره 60 هستند. آقای مهندس برایمان گفتهاند که "حرمت" از "حریم" میآید. حریم رودخانه، جاده و ملک را شنیدهاید و میدانید که هر چیزی یک حریمی دارد و بهاصطلاح یک مرزی دارد. این حرمتهای کنگره ۶۰ از آن جا که اهمیت ویژهای دارد دو بار در هر کارگاه آموزشی خوانده میشود. ما همه مصرفکننده بودهایم و به سبب همین حرمتهاست که آموختیم و توانستیم اکنون اینجا کنار هم بنشینیم. هر کس که به این حرمتها توجه کرده است و توانسته است یکییکی کاربردی کند انسان موفقی بوده است و اکنون روی این صندلی نشسته است و برعکس آن کسی که حرمتها را گوش نکرده باشد و یا عملنکرده باشد اکنون روی این صندلیها نیست.
اکنون قسمت دوم دستور جلسه که اشاره میکند به نداشتن روابط کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ مورد بحث است. آقای مهندس در جلسه چهارشنبه فرمودند که ما همه کار یا کالایی برای عرضه و خدمت داریم؛ در کنگره اگر بخواهیم به دیگری خدماتی را ارائه کنیم اشتباه است و به خود کنگره ۶۰ لطمه وارد میکند. ایشان گفتند که دو مشکل در این صورت ایجاد میشود. اول آن که پرده و حجاب میان من و راهنمای من برداشته میشود و صمیمیت بیش از حدی ایجاد میگردد. دوم آن که با این کار حرمتشکنی صورتگرفته است. گویی آن چه در حرمتها هر روز خوانده میشود را گوش نکرده و انجام ندادهام. این حرمتشکنی غلط است و اشتباه، چونکه به بقیه اعضا القا میشود، به یک تازهوارد این مسئله منتقل میشود که مثلاً اکنون که بیکار هستم میتوانم با راهنما یا هم لژیونی سرکار بروم! یا دیگری را با خودم سر کار ببرم! اینها سبب آسیب بزرگ به مجموعه کنگره ۶۰ میشود.
موضوع دیگر آن که من به شخصه پس از آمدن به کنگره ۶۰ متوجه شدم. بلا میدانستم که حرمت چیست اما در حد خودم و مثل حریم رودخانه که ۳ متر است و حق کارهایی مثل ساختوساز نیست و... . اما در کنگره به این مطلب رسیدم که در جامعه هم بتوانم این حرمتها را انجام دهم و چون الگویی اجرایی کنم. با اجرای این حرمتها دیگران متوجه میشوند که تغییرات بسیاری در من اتفاق افتاده است و البته دگرگونیهای مثبت. دیگران ببینند که من بهعنوان یک عضو کنگره ۶۰ این تغییرات مثبت را داشتهام. اجرای این حرمتها در جامعه مسلماً دشوار است اما در حد توان خودم و خانواده و فرزندم تلاش کردم که این قوانین را اجرا نمایم.
موضوع دیگر موارد مطرح شده و بندهای مختلف حرمت¬های کنگره است. منع دروغ گفتن علیه دیگران، منع سرزنشکردن، منع قطعکردن حرف دیگران و... است. زیادهگویی نکنید و البته پریدن وسط حرف دیگری و بیان جمله "شکر وسط کلامتان!" کاملاً غلط است. دریافت و پرداختکردن هر گونه پولی بدون هماهنگی، لباس و پوشش نامناسب استفادهکردن که مثل فرستادن فرزندم به مدرسه با اسباببازی است که بی شک نقض قوانین مدرسه و آن مکان است. ضربالمثلی هست که میگوید: به سبب افتادن میخی، نعلی افتاد، به سبب نعلی، اسبی افتاد، به سبب اسبی، سربازی افتاد و به سبب سربازی، لشکری شکست خورد و بهخاطر لشکری، شهری ویران شد. من این ضربالمثل را برای خودم جا انداختهام که میخ قوانین را محکم بکوبم تا در کنگره خدایناکرده بیحرمتی به کسی نکنم تا بتوانم این ساختار محکم و استوار را ادامه دهم و بقیه نیز از آن استفاده کنند.
تایپ، عکس و ویراست: مسافر علیرضا_ لژیون 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
135