هفتمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رازی به استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر محمد و نگهبانی موقت مسافر اسماعیل و دبیری موقت مسافر حمید با دستور جلسه " حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟ " در روز شنبه مورخه 1405/04/06 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
.jpg)
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر. خدا را شاکرم که بار دیگر این فرصت را پیدا کردم تا این جایگاه را تجربه کنم. دستور جلسه امروز درباره «حرمت کنگره ۶۰ و ممنوع بودن روابط مالی، کاری و خانوادگی خارج از چارچوب کنگره» است. قصد دارم در این رابطه از تجربه خودم صحبت کنم. آقای مهندس میفرمایند: «بزرگترین معجزه حیات، خودِ حیات است.» وقتی به این جمله فکر میکنم، یاد کوهنوردی میافتم. فرض کنید میخواهیم قلهای را صعود کنیم؛ اگر راهنما نداشته باشیم، ممکن است مسیر را گم کنیم یا با خطر روبهرو شویم، اما وقتی یک راهنمای باتجربه همراه ما باشد، مسیر صحیح را نشان میدهد و ما را تا رسیدن به مقصد هدایت میکند. زندگی نیز همینگونه است؛ برای درست زندگی کردن، به یک روش و دستورالعمل نیاز داریم. من این روش را بلد نبودم و به دلیل مصرف مواد مخدر از مسیر اصلی زندگی خارج شدم. سالها در بیراهه حرکت کردم و فرصتهای ارزشمند زیادی را از دست دادم؛ فرصت بودن در کنار خانواده، فرزندان و عزیزانم. بهای سنگینی پرداختم، فقط به این دلیل که روش صحیح زندگی کردن را نمیدانستم.
.jpg)
وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، نخستین چیزی که توجهم را جلب کرد، نظم حاکم بر مجموعه بود. هر چیزی در جای خود قرار داشت و هر شخص وظیفه خود را بهدرستی انجام میداد؛ گویی یک معمار بزرگ از پیش همه چیز را با دقت طراحی و برنامهریزی کرده بود. هنگامی که یک تازهوارد وارد شعبه میشود، از همان ابتدا همه چیز مشخص است. راهنمای تازهواردین شرایط حضور و قوانین کنگره را توضیح میدهد و بیان میکند که شرط ادامه حضور، پذیرفتن قوانین و حرمتهای کنگره است. همانطور که اگر در خیابان خطکشی و قانون وجود نداشته باشد، هرجومرج و تصادف به وجود میآید، در کنگره نیز حرمتها برای حفظ نظم، آرامش و امنیت اعضا تدوین شدهاند. اوایل تصور میکردم این قوانین سختگیرانه هستند، اما هرچه بیشتر در کنگره حضور داشتم، متوجه شدم افرادی که دچار مشکل میشوند، معمولاً همان کسانی هستند که از این چهارچوب خارج میشوند.
در لژیون خودمان، دو هملژیونی با یکدیگر رابطه مالی داشتند. یکی به دیگری پول قرض داده بود، اما پس از مدتی فردی که پول را گرفته بود، دیگر به کنگره بازنگشت. در نتیجه، هم او از مسیر درمان خارج شد و هم فردی که پول داده بود، دچار نگرانی، ناراحتی و درگیری ذهنی شد. یک رابطه مالی، هر دو نفر را از آموزش و درمان دور کرد. رفتوآمدهای خانوادگی و ارتباطهای خارج از چارچوب کنگره نیز میتواند زمینهساز سوءتفاهم، دلخوری و ایجاد حاشیه شود و تمرکز افراد را از هدف اصلی، یعنی درمان و آموزش، دور کند. امروز به این باور رسیدهام که حرمتهای کنگره محدودیت نیستند؛ بلکه حفاظ و حمایتکننده اعضا هستند. این قوانین برای آن وضع شدهاند که ما با آرامش مسیر درمان را طی کنیم و از هدف اصلی خود دور نشویم. حیف است کسی در کنگره ۶۰ حضور داشته باشد، اما به دلیل رعایت نکردن چند قانون ساده، از آموزشها و حال خوش خود عقب بماند.
چه مسافر باشیم و چه همسفر، شرط حضور در کنگره ۶۰، پذیرفتن و عمل کردن به قوانین آن است. وقتی این قوانین را میپذیرم، یعنی لباس سفید میپوشم، سر ساعت مقرر در شعبه حضور پیدا میکنم، مسئولیت خود را به بهترین شکل انجام میدهم و حرمتها را رعایت میکنم؛ نتیجه آن یک سفر خوب و در نهایت رهایی است. واقعاً یک چهارچوب و نظام بسیار دقیق برای ما تعریف شده است. اگر در این مسیر حرکت کنیم، از بسیاری از آسیبها در امان خواهیم بود؛ اما اگر از این چهارچوب خارج شویم، پیوسته دچار اصطکاک، حاشیه و مشکلات مختلف خواهیم شد. یکی از مهمترین شاخصههای کنگره ۶۰، نظم است. خدا را شکر میکنم که این نظم را در کنگره ۶۰ آموختم. این نظم تنها به حضور در شعبه محدود نشد، بلکه وارد زندگی شخصی من نیز شد و یکی از مهمترین عوامل موفقیت من در سفر و رسیدن به رهایی بود. از خداوند سپاسگزارم که توفیق حضور در این مسیر را به من عطا کرد و از همه شما عزیزان نیز تشکر میکنم که با حوصله به صحبتهای من گوش دادید.


تایپ : مسافر حمید
ویراستاری : مسافر هانی
عکس : مسافر جواد
بارگذاری : مسافر میثم
مرزبان کشیک : مسافر محسن
- تعداد بازدید از این مطلب :
550