English Version
This Site Is Available In English

داشتن امور مالی با اعضای کنگره ، یعنی از دست دادن آرامش

داشتن امور مالی با اعضای کنگره ، یعنی از دست دادن آرامش

سومین جلسه از دور شصت و چهارم سری کارگاهای عمومی کنگره 60 با استادی مسافر عادل، نگهبانی مسافر سعید و دبیری همسفر حسین  با دستور جلسه «حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری و مالی درکنگره ممنوع است؟» شنبه 6تیر 1405 در نمایندگی پرستار راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان عادل هستم یک مسافر،

 

 

 


خدا را شکر. من نیز این جایگاه را برای اولین بار تجربه می‌کنم. شاید اندکی استرس داشته باشم. از شما پوزش می‌خواهم.

 دستور جلسه، رعایت حریم است. رابطه‌ی مالی نداشتن در کنگره، یکی از مهم‌ترین مسائل کنگره ۶۰ است. همه‌ی اعضای کنگره به خوبی می‌دانند که داشتن حساب‌ و کتاب مالی با اعضای کنگره، به‌معنای از دست دادن آرامش است؛ یعنی کسی که با دیگران حساب‌ و کتاب دارد، دیگر نمی‌تواند با خیال راحت به کنگره بیاید. ما با رعایت این حریم می‌توانیم با خیال آسوده، برای همیشه در جمع کنگره حضور داشته باشیم و کوچک‌ترین مشکل و مسئله‌ای نداشته باشیم. در غیر این صورت، همه از کنگره فرار می‌کنیم، آن هم به‌خاطر یک حساب‌ و کتاب مالی.

سال گذشته، اولین روزی بود که به کنگره آمدم. اصلاً این مکان را نمی‌شناختم؛ با خانمم، در اتوبان، حیران بودیم که به اینجا رسیدیم. در حالی که من در تهرانپارس، دو کوچه بالاتر از خانه‌ی خودمان، زندگی می‌کنم و ۱۵ سال از آنجا رد می‌شدم، اما شعبه‌ی کنگره ۶۰ را نمی‌دیدم. ولی خب، کار خدا بود که به این شعبه بیایم.

وقتی به درِ شعبه آمدم، آقای مجتبی مرزبان، هیچ‌گاه آن آغوش و آن بغل را که مرا در برگرفت، از یاد نمی‌برم. همان حرمت و احترامی که او نسبت به من داشت، باعث شد که بتوانم اینجا بایستم؛ وگرنه شاید اصلاً کنگره ۶۰ را هم نمی‌پذیرفتم.

یکی از هم لژیون‌های خودمان، آقای جعفر، مثلاً در همان روزهای اول که آمده بودم، بی‌قرار بودم که به نوعی درجا بزنم و فرار کنم. آقای وحید به او گفته بود که حرمت را نگه دارد و مستقیم به من نگفت که لباست را عوض کن و مشکی نپوش؛ در حالی که من همیشه مشکی می‌پوشیدم. ایشان آقا جعفر را می‌فرستاد سراغ من. آقا جعفر هر بار می‌آمد و به من می‌گفت: «لباس مشکیت را عوض کن و سفید بپوش.» من هم به او می‌گفتم: «اجازه بده چهلم گنجشکم بگذرد، خودم عوض می‌کنم و سفید می‌پوشم.» آقاجعفر می‌رفت و به آقا وحید می‌گفت: «حال این خیلی خراب است. فکر می‌کنم شیشه می‌کشد؛ وضعیتش بسیار بد است.»

باز اگر بخواهم از حریم‌ها و حرمت‌ها بگویم، باید بگویم که همه‌ی حرمت‌ها و اصول، از حریم می‌آید. هر چیزی که حریمی دارد، حرمت هم دارد. شما می‌توانید نزدیک شوید؛ جاده را که نگاه می‌کنیم، جاده هم حریم دارد. رودخانه هم حریم دارد و شما نمی‌توانید کنار رودخانه خانه بسازید. انسان‌هایی هستند که به حریم رودخانه تجاوز می‌کنند.

خدا را شکر، ما در پارک ولایت، خانواده‌ها همه دور هم جمع می‌شوند؛ نه دعوایی پیش می‌آید و همه حرمت ها را حفظ می‌کنند. نه کسی به کسی اهانت می‌کند. هیچ‌کس به دیگری کاری ندارد و هر فرد فقط کار خودش را انجام می‌دهد تا به درمان برسد.

در کنگره ۶۰، دروغ گفتن ممنوع است. وقتی راهنما از راهجو می‌پرسد که چه چیزی مصرف می‌کنی، راهجو باید حتماً راستش را بگوید تا هیچ اختلافی پیش نیاید.

حریم و حرمت یعنی اندازه را نگه داریم. وقتی ما رابطه‌ای برقرار نکنیم، هیچ پیش‌آمد و خرده‌حسابی پیش نمی‌آید و صلح برقرار می‌شود.

کسی را سرزنش نکنیم. کنگره این‌ها را به ما یاد داد: دروغ نگوییم، پشت سر هم حرف نزنیم. الفاظ ناشایست به زبان نیاریم حتی دوبار هم در این حرمت‌ها، ما آن را می‌خوانیم. بیان الفاظ ناشایست، بدون اطلاع و هماهنگی، و هر گونه دریافت یا پرداخت پول، همه‌ی این‌ها، ارتباط با کار کنگره را دچار مشکل می‌کند.

از شما متشکرم که به صحبت‌های من گوش دادید. 

عکس،تایپ و ویرایش: مسافر علی از لژیون ششم

بارگذاری: مسافر محمد از لژیون ششم

وبلاگ نمایندگی پرستار

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .