سیزدهمین جلسه از دور چهارم از سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی مسافر بهرام، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر تیمور با دستور جلسه « وادی چهارم: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن » در روز سه شنبه مورخه ۱۴۰۵٫۴٫۲ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که این جایگاه ارزشمند قسمت من شد و میتوانم از شما درس بگیرم. من در مواد مخدر گیر افتاده بودم وقتی میرفتم مصرف میکردم همش داشتم خودخوری میکردم، چون طرد شده بودم از خانواده! طرد شده بودم از جامعه! مواد مخدر انگار یک طنابی انداخته بود دور گردن من و کل اختیار را از من گرفته بود.
خدا رو شکر میکنم و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده ایشان هستم که یک جای امن برای من آماده کرد تا من بتوانم در اینجا از حس و حالم صحبت بکنم. دستور جلسه هفتگی وادی چهارم و تأثیر آن روی من هست، وادی اول تا سوم هم وادی تفکر و وادی اندیشه است. خب من یک عمر در زندگیم خوب فکر نکردم تا اینکه به کنگره۶۰ وارد شدم و آن اندیشه خوب در من شکل گرفت.
در بدو ورودم راهنما به من گفت که باید سر وقت بیایی جلسه و من سر وقت آمدم، به من گفت باید لباس سفید بپوشی و من لباس سفید پوشیدم یعنی در همان ابتدا متوجه شدم که یک قانونی در کنگره حاکم است که من باید قانون را اجرا کنم.
« در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش» خب من در این وادی یاد گرفتم مسئولیت من دو طرفه است من در برابر خداوند مسئولیت دارم خداوند هم در برابر من مسئولیت دارد من در برابر راهنما مسئولیت دارم راهنما هم در برابر من مسئولیت دارد من در برابر مرزبان مسئولیت دارم مرزبان هم در برابر من مسئولیت دارد.
حالا آقای مهندس میفرمایند رعایت نظم و قانون جزو مسئولیتهای من است، من زمانی که تصمیم گرفتم سیگار را درمان کنم چند جلسه دیر آمدم سر لژیون؛ راهنما گفت که حق نشستن ندارید خب به حسم برخورد! گفتم این کار کار خوبی نبود اما به گذشته خودم که برگشتم دیدم نه واقعا من یه گذشته سیاهی داشتهام و دچار بینظمی بودم و این یک هشدار است که من بتوانم سیگارم را درمان کنم و یاد بگیرم که مسئولیت درمان بر عهده خودم است.
من باید مسئولیتم را بپذیرم و خوب عمل کنم و بعد به نیروی خداوند متصل بشوم آن موقع مطمئنا موفقی میشوم. خداوند مهربان من را یاری و هدایت میکند مشروط بر اینکه من نیز در جهت خواستههای عقلانی خودم قدم بردارم. من همزمان که درخواست میکنم و کمک میخواهم از خداوند باید خودم حرکت بکنم باید خودم تلاش بکنم تا به آن نتیجه دلخواه برسم.
من امروز مسئول کارهای خودم هستم به این معنی که نباید مسئولیت زندگی خود را به دیگران یا حتی خداوند واگذار بکنم بعضی وقتا هم از روی کاهلی و تنبلی و سستی هیچ گونه تلاش و کوششی نمیکنم و می گویم خدا خودش درست میکند. زمانی ما باید از خداوند توقع داشته باشیم که در صراط مستقیم قدم گذاشته باشیم وظایف خودمان را به خوبی انجام بدهیم و خداوند هم هوای ما را خواهد داشت.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید خودتان رو تشویق کنید...
خلاصه و تایپ: مسافر رضا ( لژیون سوم )
ویرایش: مسافر احمد ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
54