English Version
This Site Is Available In English

تفاوت در جایگاه‌ها نیست؛ بلکه در عمل سالم می‌باشد

تفاوت در جایگاه‌ها نیست؛ بلکه در عمل سالم می‌باشد

«گاهی یک واژه سرآغاز تحولی بزرگ است و گاهی سکوت عمیق‌ترین پاسخ را در دل انسان جاری می‌سازد. مسیر کنگره۶۰ نیز سفری است از هیاهوی نادانی به آرامش دانایی؛ سفری که در آن هر آموزش، هر خدمت و هر مسئولیت پلی است برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت و شناخت خویشتن. در این میان جایگاه دیده‌بانی تنها یک مسئولیت اجرایی نیست؛ بلکه امانتی است که بر پایه عشق، تعهد، تجربه و عمل سالم استوار شده و پاسداری از اصول و ارزش‌های این بنیان را بر عهده دارد. اندیشه‌هایی که در این جایگاه شکل می‌گیرد، نه‌تنها مسیر امروز، بلکه افق فردای کنگره۶۰ را نیز روشن‌تر می‌سازد. آنچه پیش رو دارید گفتگویی است از جنس تجربه، تفکر و جهان‌بینی؛ فرصتی برای شنیدن سخنانی که از دل سال‌ها آموزش، خدمت و عمل برآمده است. امید که هر واژه چراغی باشد برای ره‌پویان این مسیر و هر اندیشه، دریچه‌ای به سوی نگاهی عمیق‌تر به مفهوم انسان، خدمت و عشق.»

مسافر اصغر با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۳ ماه به روش DST و داروی اپیوم با راهنمایی آقای مهندس سفر کردند. هم‌اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۱۶ سال است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر اصغر در کنگره شنا و والیبال است.

گاهی سکوت بهترین نُت می‌باشد و بی‌رنگی بالاترین رنگ، نظر شما در این مورد چیست؟ چگونه امکان دارد جواب خود را در سکوت و بی‌رنگی پیدا کنیم؟

سؤال خیلی متفاوتی است؛ اما سکوت به معنای دریافت است، کسی در مجلسی سکوت می‌کند که نیازمند چیزی است و ترجیح می‌دهد که سکوت کند؛ مثل کنگره که خود من هم همین‌طور بودم. من در مراکزی کار می‌کردم که کار من حرف زدن بود و خیلی هم در کارم برای حرف زدن وارد بودم و ارتباط بیرونم خیلی قوی بود. همیشه فکر می‌کردم که چون خیلی قشنگ حرف می‌زنم و خیلی می‌توانم صحبت کنم و یک کارهایی انجام بدهم موفق هستم؛ اما بعد از اعتیاد و خیلی چیزهای دیگر دیدم نه نتوانستم، اینجا آمدم دیدم که شاگردی به سکوت است که می‌تواند من را دومرتبه آپدیت کند و صفت من را تغییر بدهد. بله بعضی مواقع‌ سکوت نیاز است؛ ولی بعضی مواقع هم نه، آنجا که مسئول هستید سکوت جایز نیست، موقعی که معلم هستید؛ باید صحبت کنید؛ ولی تا چیزی را فرا نگرفته‌اید بهترین چیز سکوت است و می‌گویند بهترین رنگ بی‌رنگی می‌باشد. در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آمده است در میان سبزه‌ها نور را ببین، سبزه‌ها دارایی‌ها هستند که رنگ‌های مختلف‌ و ابزار هستند، شال‌های کنگره هم ابزار هستند. خود آقای مهندس می‌گویند همه چیز وسیله‌ است برای به هدف رسیدن. هدف چیست؟ نور است تنها با یاد من ‌دل‌ها آرام می‌شود، خداوند است که می‌آید و دل ما را آرام می‌کند. آن هدف است و آن هدف می‌شود همان بی‌رنگی، دنبال رنگ نباشید، دنبال جایگاه نباشید. حالا جایگاه‌ها برای انتخاب خدمت و به هدف‌ رسیدن خیلی خوب است؛ اما ابزار است. ماشین خوب داشته باشید می‌توانید راحت‌تر تا اصفهان بروید این یک ابزار است؛ ولی اگر نداشته باشید آیا باز هم می‌توانید بروید؟ بدون دست و پا داشتن سر بر سجده حق گذاشتن خیلی آسان است.

جایگاه دیده‌بانان چه تأثیری در رشد و پایه‌های کنگره۶۰ می‌تواند داشته باشد؟

جایگاه‌ها در کنگره۶۰ طوری حساب شده که همه آن‌ها برای آموزش است. منتها این یک روند آموزشی است که شما وقتی به کنگره می‌آیید اولین جایگاهی که تجربه می‌کنید جایگاه تازه‌واردین است. همین یک جایگاه است که بعد از تازه‌وارد رهجو می‌شوید و بعد ‌می‌آیید خدمت مرزبانی و همین‌طور هر پروسه‌ای که دارید رد می‌شوید، می‌بینید آموزش خاص خودش را دارد. دیده‌بانی هم آموزش خاص خودش را دارد. ممکن است در جایگاه دیده‌بانی هیچ آموزشی نگیرید؛ اما در جایگاه تازه‌واردین بهترین آموزش را داشته باشید، این بر حسب عملی است که شما انجام می‌دهید که در جایگاه آیا قوانین آن جایگاه را درست انجام می‌دهید یا خیر؟ این‌که می‌گویند الهامات از ماه مبارک رمضان بوده، اگر قوانین ماه رمضان را انجام بدهید الهام می‌گیرید. ما می‌رفتیم مصرف می‌کردیم، تریاک می‌کشیدیم، مشروب می‌خوردیم بعد می‌گفتیم چرا خدا چیزی به ما نمی‌دهد؟ مثلاً شما الان مرزبان هستید وظیفه‌تان را درست انجام دهید؛ اما من در دیده‌بانی درست انجام ندهم شما ترقی می‌کنید و دریافت دارید، ولی ممکن است من به اسم دیده‌بان باشم؛ اما دریافت نداشته‌ باشم، موقعی می‌توانم از جایگاه درست استفاده کنم که قوانین آن جایگاه را رعایت کنم.

جمله «کم‌گوی و گزیده‌گوی چون در» چه نقشی می‌تواند در عملکرد و رفتار یک همسفر در کنار مسافر ایفا کند؟

ببینید خودش دارد می‌گوید، کم گوی و گزیده، جایی کدیگر می‌گوید: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. مثلاً آقا به خانه می‌آید و خسته است، همسرش اول می‌گوید قبض برق آمده است؛ خب آنجا جایش نیست، اینجا باید کم بگویید. گزیده‌اش این است که به او یک خسته نباشید و خدا قوتی بگوید. این شناخت لحظه‌ها است، شناختی که چه جایی چه چیزی را باید بگویم چه چیزی نباید بگویم. این‌ها را در جهان‌بینی داریم. در وادی اول می‌گوید با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، نگفته با تفکر ساختار آغاز می‌شود؛ یعنی حتی در همین گزیده گفتن که گزیده یعنی انتخاب کنید چه موقع چه چیزی بگوییم؟ ممکن است از یک چیز زیاد هم بگویید؛ ولی جای آن مهم است، یک موقع هست یک کلمه هم نباید جایی بگویید. مثل قصه قوز بالا قوز می‌شود شنیده‌اید؟ دو نفر بودند که قوز داشتند یکی از آن‌ها شبی از کنار محلی می‌گذشت که جن‌ها جشن و شادی برپا کرده بودند. او با آن‌ها همراه شد، رقصید و خوش‌رفتاری کرد. جن‌ها که از رفتار او خوششان آمده بود، قوزش را برداشتند و او را سالم و خوشحال به خانه فرستادند. صبح روز بعد دوستش که دید دیگر قوزی بر پشت او نیست، با تعجب پرسید: «چه شد که قوزت از بین رفت؟» او گفت: «دیشب به جشن جن‌ها رفتم، با آن‌ها رقصیدم و آن‌ها هم قوزم را برداشتند.» دوستش با خودش گفت: «من هم امشب می‌روم تا قوزم را بردارند.» اما او نمی‌دانست که آن شب، جن‌ها در سوگواری بودند، نه در جشن. با این حال شروع به رقصیدن کرد، جن‌ها از این رفتار نابجا ناراحت شدند و نه‌تنها قوز خودش را برنداشتند، بلکه قوز دوستش را هم روی قوز او گذاشتند. از آن زمان هرگاه مشکلی به مشکل دیگری اضافه شود می‌گویند: «قوز بالا قوز». حالا دانستن جایی که هستیم، مکانش و نوع صحبت کردن مهم است. وقتی وارد جلسه می‌شویم اصلاً بحث چیست؟ چه چیزی باید گفته شود؟ لحظه و مکان‌ها را دریافت‌کردن مهم است که چه موقع چه چیزی را بگوییم، این می‌تواند مفید باشد. ممکن است یک کلمه آن روز خیلی برای من تأثیر داشته باشد و همین‌طور ممکن است ۳ ساعت صحبت کردن بی‌فایده باشد. مثل یک نفر در مسجد روی منبر داشت صحبت می‌کرد، فیلم مارمولک بود گفت یک قدم بیایید جلو خب، من حرفم تمام شد. من هم همین را می‌گویم سعی کنید امروزتان با دیروزتان فرق کند همین یک کلمه کافی می‌باشد، الهی قمشه‌ای می‌گوید بِسْمِ الله الرٌَحْمٰنِ الرَحیٖم را که عمل کنید بس است. آقای مهندس می‌گویند: وادی ۱ تا ۳ را عمل کنید بس است. وقتی وارد جایی می‌شویم دیدن یک درخت نارنج، گل بابونه یا گل اطلسی می‌تواند حال ما را خوب کند و به فضا طراوت و عطر ببخشد. ما چگونه می‌توانیم در جایگاه یک انسان با رفتار، گفتار و حضور خود حال دیگران را بهتر کنیم و به محیطی که در آن حضور داریم، آرامش، طراوت و عطر انسانیت ببخشیم؟ همان وقت‌هایی که یک گل می‌تواند حال تو را خوب کند تو حال گل را خوب کرده‌ای، مولانا می‌گوید از نور تو، خورشید نور گرفت آن نیست که به تو حال می‌دهد حال درون تو خوب بوده که گل را دیده‌ای. چرا من ۲۰ سال گل را ندیدم؟ باغ داشتم و ندیدم؛ چرا آقای مهندس می‌گویند من اصلاً پارک جلو خانه‌ام را ندیدم؟ همه چیز در درون ماست. ما هر چه‌قدر روی خودمان کار کنیم از همه چیز لذت می‌بریم. بعضی مواقع می‌گوییم میوه‌ها هم میوه‌های آن روز، خیارها هم خیارهای آن روز چرا بو نمی‌دهند؟ چون من بو را حس نمی‌کنم. تغییر آن مثل خیلی‌ از افراد در کنگره است که می‌گویند کنگره قدیم بهتر بود، تو تغییر کرده‌ای، حرمت‌ها و قوانین کنگره که یکی است؛ پس این من هستم که روی همه چیز تأثیر دارم؛ اگر روی خوش داشته باشیم مطمئن باشیم روی دیگران هم اثر می‌‌گذاریم و ما نمی‌توانیم چون او هم باید داشته باشد، گلی که شما نگاه کرده‌اید زیبایی خودش را داشت. در سی‌دی جبر و اختیار ۳ آقای مهندس فرمودند: بستر دوست داشتن را فراهم کنید که دوستت داشته باشند، کاری کنید که محبوب شوید. نمی‌توانید به هم محبت کنید؟ خب خودت زمینه‌اش را داری که به تو محبت کنند؟ آن هم همین‌طور آن زمینه بله گل بوده؛ اما اصل، خود ما هستیم ما اشرف مخلوقات و جانشین خداوند هستیم، ما هستیم که روی محیط اثر می‌گذاریم.

به نظر شما چرا گفته می‌شود پس از پایان یک جایگاه خدمتی انسان تازه عمق تغییرات و رشدی را که در وجودش ایجاد شده را درک می‌کند؟

چون کار ماست و زمین را مهد آفریده است. قرآن می‌گوید همه ما در زمین آمده‌ایم و بی‌عیب می‌شویم، آن‌هایی که می‌گویند بی‌عیب به زمین آمده‌ایم اشتباه می‌گویند؛ مثلاً یک عده‌ای، فلانی خاص بود، پایبند و بدون عیب بود این‌جوری نیست آمده در زمین بدون عیب شده و رفته است. همه ما آمده‌ایم در زمین که مهد است قوه را به فعل در بیاوریم، در این حرکت اشتباه هم داریم؛ وقتی فارغ التحصیل می‌شویم مهم است. بعضی از مرزبان‌ها حالشان خراب است فکر نکنید که همه حالشان خوب است اصلاً در این رابطه برمی‌گردند. ما الان مرزبان داریم که دارد مصرف می‌کند قبلاً آمده درست مرزبانی نکرده است، قوانین از او گرفته شده و برگشت می‌خورد حالا نه برگشت از مواد؛ حتی در همسفران فرد آمده بعد از ۱۴ ماه از کنگره زده می‌شود می‌رود؛ علت همان است یا علت این بوده که فقط برای جایگاه، برای آن سبزه‌ها که سبزه‌ها را دریابد و دنبال نور نبوده است، دنبال اصل کار کنگره که به قول ما اصفهانی‌ها گوشت تو خورشت است نگرد، دنبال حال خوب نبودند. اگر کسی دنبال حال خوب باشد می‌دانید که حال خوب با دیده‌بانی میسر نمی‌شود با یک دم در ایستادن هم میسر می‌شود. تفاوتی در آن نیست تفاوت در عملکرد و رفتارها و انجام عمل سالم است.

کلام آخر:

اول از خداوند تشکر می‌کنم، خدایی که وصل‌ها را انجام داد و ما را با آقای مهندس آشنا کرد و تشکر می‌کنم از دانشمندان آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، واقعاً هر آنچه داشتند وسط گذاشتند که امروز من از اصفهان بلند می‌شوم و صبح می‌آیم اینجا و حالم خوب است. داشتم می‌رفتم باغ شاهزاده ۲ ،۳ نفری با بچه‌ها می‌رفتیم گفتم ببینید ما امروز اینجا چه کار می‌کنیم؟ ما کور بودیم، خواب بودیم، ما در این هوا آمده‌ایم لذت می‌بریم و این به جزء کشف علمی آقای مهندس نیست، خدا را بابت این نعمت خیلی شکر می‌کنم و سعی کنیم که روزی که خوردیم به دیگران هم بدهیم از شما هم سپاسگزارم شعبه حس خیلی خوبی دارد؛ ان‌شاءالله موفق و مؤید باشید.

مصاحبه‌کننده: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .