English Version
This Site Is Available In English

در پناه نور مسئولیت

در پناه نور مسئولیت

همسفر مهسا در مورد دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» دلنوشته‌ای ارائه کردند که در ادامه می‌خوانیم:
من سپاسگزار راهی هستم که هزاران نفر در جست‌وجوی آن هستند و آن را نمی‌یابند؛ راهی که عاجزانه وارد آن شدم و عاشقانه در آن در حرکتم. این عشق را از نیروی مطلق؛ یعنی خداوند، و اعضای با عشق و خانواده بزرگ کنگره‌۶۰ دریافت کردم.

گاهی انسان دلش می‌خواهد برای چند لحظه از هیاهوی زندگی فاصله بگیرد؛ از صداها، شتاب‌ها و افکاری که بی‌وقفه در ذهنش جریان دارند. در سکوتی آرام بنشیند و به مسیر زندگی خود بیندیشد به راه‌هایی که پیموده، به انسان‌هایی که آمدند و رفتند و به خاطراتی که هنوز در گوشه‌ای از دلش زنده‌ هستند.

زندگی شگفت‌انگیز است. گاهی درست زمانی‌که گمان می‌کنیم همه‌ چیز را فهمیده‌ایم، صفحه‌ای تازه پیش روی ما می‌گشاید. بعضی روزها سخت می‌گذرند و بعضی انسان‌ها دل را خسته می‌کنند؛ اما همواره ندایی در درون ما زمزمه می‌کند: «ادامه بده؛ هنوز زیبایی‌های بسیاری در راه است.» شاید زندگی همین باشد؛ مجموعه‌ای از امیدهای کوچک، لبخندهای کوتاه و دل‌هایی که با وجود تمام خستگی‌ها، هنوز توان دوباره آغاز کردن را دارند.

گاهی انسان برای فرار از سختی تصمیم‌گیری و پذیرفتن خطاهای خود، همه‌ چیز را به خداوند نسبت می‌دهد. می‌گوید: «قسمت این بود»، «خدا خواست» یا «خدا خودش درست می‌کند»؛ اما در وادی چهارم می‌آموزیم که این نگرش، توکل نیست؛ بلکه سلب مسئولیت از خویشتن است.

خداوند به انسان عقل، اختیار و قدرت انتخاب عطا کرده است. اگر قرار بود انسان مسئولیتی نداشته باشد این همه توانایی برای چه به او بخشیده شده است؟ هر قدمی که در زندگی برمی‌داریم نتیجه انتخاب‌های ما است و اشتباهات ما؛ همانند موفقیت‌های ما، بخشی از مسیر آموزش و رشد ما هستند.

زمانی‌که مسئولیت زندگی خود را می‌پذیریم، معنای واقعی توکل را درک می‌کنیم. توکل آن است که انسان با تمام توان خود بیندیشد، تلاش کند، تصمیم بگیرد، حرکت کند و در عین حال بداند که قدرتی برتر همراه اوست؛ نه آنکه مسئولیت زندگی را رها کند و همه‌ چیز را به خداوند واگذار نماید.

وادی چهارم به ما یادآوری می‌کند که خداوند راه را نشان می‌دهد؛ اما قدم برداشتن بر عهده ما است. اگر ما حرکت نکنیم، تغییری رخ نخواهد داد. بنابراین باید مسئولیت زندگی خود را بپذیریم، اشتباهاتمان را بشناسیم و برای تغییر و رشد تلاش کنیم.

شاید زیباترین بخش این مسیر آن باشد که بدانیم خداوند همواره همراه ما است؛ اما قرار نیست به جای ما زندگی کند. این ما هستیم که باید برخیزیم، بیاموزیم، تغییر کنیم و مسیر خود را بسازیم.

در پایان، «خدای مهربانم، هنگامی که سخنانم به پایان می‌رسد، دلم آرام است که تو همه آن‌ها را شنیده‌ای. سپاسگزارم که همیشه حضور داری و بهترین هم‌صحبت منی. با قلبی سرشار از شکرگزاری برای هر آنچه به من بخشیدی و هر آنچه از من دریغ کردی تا راهم را بهتر بیابم از تو می‌خواهم که نور حضورت همیشه چراغ راه من باشد.»
نویسنده: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر شیوا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شیوا (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .