English Version
This Site Is Available In English

رعایت حد تعادل در مسئولیت‌پذیری

رعایت حد تعادل در مسئولیت‌پذیری

در مسیر رشد، گاه یک نگاه می‌تواند دریچه‌ای به جهان درون بگشاید. وادی چهارم از کتاب «عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود» از مهندس دژاکام، برای من، نقطه‌ای برای تفکر و بازنگری در مفهوم زندگی و مسئولیت بود؛ درکی که نشان داد تغییر واقعی از پذیرش درون آغاز می‌شود. اکنون گفتگو با یک راهنمای پیشکسوت را فرصتی می‌بینم تا با شنیدن تجربه‌های ناب او، معنای عمیق‌تر این وادی را درک کنم. امیدوارم این گفتگو برای هر جست‌وجوگری، الهام‌بخش باشد.

راهنمای پیشکسوت همسفر زهرا و مسافرشان با تخریب ‌چندین سال آنتی‌ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. 11ماه و 15روز با متد DST و داروی اوپیوم به راهنمایی مسافر محمد(پ) و همسفر طاهره سفر کردند. هم‌اکنون به مدت 16سال و 11ماه و 21روز است که از بند اعتیاد با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند‌. ورزش مسافر، والیبال و ورزش همسفر شطرنج و دوچرخه سواری

مسئولیت‌پذیری در مقام راهنما شامل چه جنبه‌هایی می‌شود و مرز آن تا کجاست؟

راهنما در درجه‌ نخست باید بتواند مدیریت لژیون را به‌خوبی انجام دهد. در گام بعد، لازم است قانون‌پذیر باشد تا بتواند قانون را به‌درستی ارائه کند. سوم اینکه، هدف اصلی او باید آموزش رهجو در مسیر آموزش‌های کنگره باشد. مرز مسئولیت یک راهنما نیز فقط و فقط در چهارچوب کنگره، قوانین آن و آموزش‌هایی است که باید ارائه کند. این موضوع شاخه‌ای بسیار مهم در حرمت کنگره است و ارزش بالایی دارد. می‌توان گفت از نظر مرزبندی، راهنما در سطر کنگره قرار دارد و یکی از مرزهای مهم کنگره۶۰ محسوب می‌شود.

آیا ممکن است فردی آموزش‌های کنگره را به‌خوبی فرا گرفته باشد، اما هنوز از نظر مسئولیت‌پذیری رشد نکرده باشد؟ چرا؟

بله، صددرصد امکان دارد. زمانی که فرد هنوز در مسیر مسئولیت‌پذیری رشد نکرده باشد، یعنی رهجو یا شاگردی است که فقط آموزش گرفته و هیچ‌گونه عمل و تجربه‌ای نداشته است؛ درواقع همیشه تماشاگر بوده و هنوز وارد وادی عمل نشده است. تا زمانی که فرد به یک بازیگر تبدیل نشود و در عمل قرار نگیرد، نمی‌تواند در هیچ پروسه‌ای مسئولیت‌پذیر باشد و رشد واقعی هم نخواهد کرد.

در مسیر درمان، چگونه می‌توان بین یاری‌دادن به رهجو و به‌عهده گرفتن مسئولیت‌های او تمایز قائل شد؟

یکی از قوانین بسیار مهم در کنگره این است که راهنما موظف است در مسیر درمان، رهجو را آموزش و پرورش دهد؛ اما مسئولیت‌های دیگر و مسائل شخصی رهجو به راهنما مربوط نمی‌شود و او هرگز حق ندارد این مسئولیت‌ها را به‌جای رهجو انجام دهد. راهنما باید به‌گونه‌ای رهجو را پرورش دهد که هم در کنگره مسئولیت‌پذیر باشد و هم بتواند خودش در مسیر درست حرکت کند. ما هیچ‌گونه دخالتی در مسئولیت‌های دیگر یک رهجو نمی‌توانیم داشته باشیم. این هم یکی از مرزهای پررنگ کنگره است و اجازه نداریم از آن عبور کنیم.

آموزش مسئولیت‌پذیری را چگونه می‌توان در تربیت فرزندان یا اداره‌ی خانواده به کار گرفت؟

زمانی که یک همسفر در مسیر کنگره قرار می‌گیرد و یاد می‌گیرد چگونه در برابر وظایفش پذیرش داشته باشد، این آموزش در نقش‌های مختلف او مانند مادر بودن، همسر بودن و عضو خانواده بودن اثر مستقیم می‌گذارد و بسیاری از مسائل برای او روشن یا حل می‌شود. وقتی راهنما با تجربیات خود رهجو را آگاه می‌کند و حد تعادل در مسئولیت‌پذیری را به او می‌آموزد، همچنین حدود و جایگاه‌ها را یادآور می‌شود، رهجو در مسیر تربیت موفق‌تر می‌شود. درنتیجه می‌تواند عملکردی بهتر ارائه دهد و در پروسه‌ درمان نیز موفق‌تر باشد.

چرا بعضی افراد با وجود برخورداری از امکانات و آموزش، همچنان در جایگاه قربانی باقی می‌مانند؟
زمانی که فرد در ناآگاهی قرار داشته، بسیاری از حرمت‌ها زیر سؤال رفته است و ممکن است برخی از جایگاه‌ها به‌سادگی قابل بازسازی نباشند. گاهی هم فرد در دوران تخریب، آسیب زیادی دیده و ترک آن جایگاه برایش بسیار سخت و دشوار شده است. بخشی از این وضعیت ناشی از گریه‌ها و دردهای درونی فرد است و بخشی دیگر به اشتباهات ناآگاهانه برمی‌گردد. این مسئله به زمان نیاز دارد و باید به‌تدریج اصلاح شود؛ به‌قول آقای مهندس، بعضی مسائل که در گذشته داشته‌ایم شاید قابل جبران نباشند؛ اما می‌توانند قابل تکرار نباشند. پس ماندن در جایگاه قربانی، نتیجه‌ تخریب زیاد و سطح ناآگاهی است و تنها با آموزش، پذیرش، مسئولیت‌پذیری و عملکرد سالم می‌توان از آن جایگاه خارج شد.

یک راهنما چگونه می‌تواند بدون سرزنش و قضاوت، مسئولیت‌پذیری را به رهجو آموزش دهد؟

راهنما باید به رهجو یادآوری کند که ما یک عمر به‌دنبال مقصر می‌گشتیم و مسئولیت اشتباهاتمان را به گردن دیگران می‌انداختیم، در حالی که مسئولیت‌های ما بر اساس اختیاری که داشته‌ایم، خودمان رقم زده‌ایم؛ وقتی رهجو آگاه می‌شود که چه پازل‌هایی از زندگی‌اش را بر اساس قضاوت نادرست و اشتباه چیده است و چه ضربه‌هایی از این قضاوت‌ها خورده، بهتر می‌فهمد که تا چه اندازه این مسیر او را به ناکجا آباد کشانده است. رهجو باید آموزش ببیند که اگر دوباره خطایی از او سر زد، اولین قضاوت را درباره‌ خود انجام دهد؛ یعنی خودش را مورد بازبینی قرار دهد و مسئولیت کارهایش را بپذیرد.

از دید یک راهنمای باتجربه چون شما، مهم‌ترین پیام کاربردی وادی چهارم چیست؟

البته من خودم را کوچکتر از آن می‌دانم که بخواهم در مقام یک راهنمای باتجربه صحبت کنم؛ اما به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین پیام کاربردی وادی چهارم این است که انسان باید در برابر مسئولیت‌های خود آگاه، پاسخ‌گو و عامل باشد، نه فقط شنونده‌ آموزش‌ها ولی می‌توان گفت تا زمانی که خودم یاد نگرفتم مسئولیت‌ها را در جایگاه خودشان بشمارم نتوانستم به فرد دیگری هم انتقال بدهم پذیرشم در قبال یک همسفر و همسر بودن و مادر بودن باعث شده که بتوانم با رکاب از پله‌های وادی چهارم با سربلندی بیام بیرون حرف من با تمام عزیزان این است که مسئولیتی که برعهده من است را با دل و جان و عشق و محبت انجام بدهم سرشار از انرژی زیادی می‌شوم که با هیچ چیز قابل قیاس نیست و‌ به جای اینکه جبهه بگیرم در قبال مسئولیت‌ها باعشق و محبت با آن‌ها رفتار کنم.

راز این‌ همه عشق و خدمت خانم زهرا حشمت در کنگره چیست که بعد از سال‌ها، لبخندشان هنوز تا این حد دلنشین باقی مانده است؟

می‌توان گفت کنگره۶۰ تنها جایی بود که به زهرا حشمت بها داد. با وجود آن همه تخریبی که در وجودم داشتم فقط محبت دریافت کردم. زمانی که از بغل کردن دیگران انرژی می‌گرفتم، گویی در درونم شور و شوقی تازه زنده می‌شد. گذشته از آن آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ دریافت می‌کنم را در هیچ جای دیگری تجربه نکرده‌ام و همیشه برای آموختن درس‌های جدید مشتاق بوده‌ام. ترک کردن این مکان مقدس برای من بسیار سخت است. من با کنگره۶۰، زهرا حشمت شدم و با کنگره۶۰ بزرگ شدم. اینجا خودم را پیدا کردم و یاد گرفتم که بودن بی‌قید و شرط را چگونه معنا کنم. همیشه از خداوند متعال خواسته‌ام که در کنگره ماندگار باشم و همان‌طور که در اینجا عشق و محبت به من هدیه داده شد، من نیز بتوانم با بازتاب آن جبران کنم و با خدمت کردن با روی باز تلاش کنم تا دیگران در کنارم احساس آرامش کنند.

کلام آخر
مسئولیت‌ها و مسائل همیشه وجود دارند این مائیم که باید در صراط مستقیم حرکت کنیم باشد که کفش آهنین بپوشیم و رضایتمند از پروسه تکاملی بیرون بیائیم ان‌شاالله فردی شویم که همیشه با افتخار و سربلندی به کنگره‌ای بودن خودمان افتخار کنیم تا الگوی آموزشی خوبی باشیم برای دیگران. من زهرا حشمت دوستدار خانواده بزرگ کنگره60  و به‌ویژه همسفران شعبه سهروردی هستم.

 

طراح سوال و مصاحبه‌کننده: همسفر لاله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .