English Version
This Site Is Available In English

آنجا که سرما فقط در هوا نیست،،60درجه زیر صفر

آنجا که سرما فقط در هوا نیست،،60درجه زیر صفر

 جلسه قبل چهارمین جلسه از دور بیست وهشتم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه همسفران و مسافران با استادی راهنمای لژیون دهم مسافر داوود و نگهبانی مسافر کنعان ودبیری مسافر مجتبی در تاریخ 1405/03/28 آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد
امروز دو تا دستور جلسه داریم؛ یکی کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» و دیگری تولد دهمین سال آزادی و رهایی راهنمای محترم لژیون دوازدهم، آقا مسعود عزیز.
این تولد را در رأس به جناب مهندس و سپس به خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم.
دستور جلسه اول کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است. این کتاب اعتیاد را از زبان یک مصرف‌کننده، یعنی آقای مهندس حسین دژاکام، بیان می‌کند. در پیشگفتار کتاب نیز آمده است که این اثر می‌تواند برای وکلا، قضات، پزشکان و همچنین عموم مردم مفید باشد. زبان کتاب ساده و قابل فهم است و همه می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند؛ فرقی نمی‌کند میزان تحصیلات فرد کم باشد یا زیاد. در واقع منبع  بسیاری از آموزش‌هایی که امروز در کنگره ۶۰ در لژیون‌ها و ساختارهای مختلف می‌بینیم، همین کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» است.
در این کتاب، یک انسان می‌آید و زندگی خود را به رشته تحریر درمی‌آورد.
سبک کتاب به‌صورت نوشتاری است و در کنار متن، تصاویر متعددی نیزوجود دارد و برای هر تصویر موسیقی در نظر گرفته شده است. مطالب کتاب در واقع روایت زندگی ایشان، میزان مصرف و درگیری‌هایشان در مسیری است که امروز ما آن را «سفر اول» می‌نامیم
تصاویر کتاب مسیر حرکت را نشان می‌دهد، ساختار جسم را توضیح می‌دهد و همچنین به موضوع جهان‌بینی درون می‌پردازد،
با خواندن این کتاب می‌توانیم با بسیاری از لحظات آن همزادپنداری کنیم،  در تصاویر مسیر حرکت می‌بینیم که یک سفر اولی ممکن است با چه موانعی روبه‌رو شود،
دنیای خماری دنیای بسیار ترسناکی است و بزرگ‌ترین ترس یک مصرف‌کننده نیز همین خماری است. این کتاب نشان می‌دهد اگر فرد به‌درستی سفر کند، اتفاقی برایش نخواهد افتاد.اما دستور جلسه دوم؛ تولد دهمین سال آزادی آقا مسعود عزیز.
من و مسعود در ابتدای ورودمان در یک لژیون در پارک حضور داشتیم.
روزهای اول که به لژیون آمده بودیم، می‌دیدیم شخصی کنار آقا محمد  نشسته و مدام در حال نوشتن است. فکر می‌کردیم شاید معاون ایشان باشد! اگر کاری داشتیم اول به مسعود می‌گفتیم که لطفاً به راهنما بگو داروی ما را کمی بیشتر یا کمتر در نظر بگیرد، چون خودمان جرئت نمی‌کردیم مطرح کنیم. مسعود هم خیلی جدی چیزی نمی‌گفت که خودش هم سفر اولی است!
از همان ابتدا مشخص بود که چقدر دقیق و پیگیر است. کافی بود راهنما نکته‌ای بگوید، مسعود همان‌جا می‌نشست و همه صحبت‌ها را یادداشت می‌کرد. بعد از رهایی نیز خدمت‌های مختلفی انجام داد؛ نگهبان شد و بعد مرزبان شد.
در این ده سال سختی‌های زیادی را پشت سر گذاشت، با این حال هیچ‌وقت از حضور در کنگره فاصله نگرفت.
ذات مسعود، ذات خدمت و همدلی است. در این ده سال همیشه فعال و پیشقدم بوده؛ در جایگاه‌های مختلفی مانند سردار، دنور و پهلوان نیز حضور داشته و همواره جزو نفرات پیشرو بوده است. این تولد را به خودش، به راهنماهای محترمش، به همسفرانش و به همه اعضای کنگره تبریک می‌گویم و از ایجنت و مرزبان‌های شعبه نیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.


 

اعلام سفرمسافرپهلوان مسعود راهنمای لژیون دوازدهم
سلام دوستان مسعود هستم مسافر ، تخریب 17سال آخرین آنتی ایکس مصرفی شیشه تریاک روش درمان دی اس تی داروی درمان شربت اوتی طول سفر اول 11ماه راهنما آقای سعید نمکی رهایی از بند مواد 10سال و 6 ماه رشته ورزشی والیبال

                    

آرزوی مسافر مسعود
آرزو دارم که بتونیم شعبه‌های زیادی در سطح شیراز واستان فارس راه اندازی کنیم  ویکی از اولین این شعبه ها در شهرستان مرودشت باشه

سلام دوستان مسعود هستم مسافر:
سپاسگزار خداوندهستم که در این جایگاه قرار گرفتم ،تشکر می‌کنم از ایجنت مسافران همسفران و از همسفر‌های خودم تهمینه خانم هستی و نفس کوچولو ،دستور جلسه در رابطه با کتاب ۶۰ درجه است دستور جلسه‌ها برای من نوعی درس بود که بتوانم بااونها راهمو پیدا کنم چون تو این مسیر قرار گرفتن هم سخت است و هم سهل ولی کتاب 60درجه به من گفت که چه جوری توی مسیر باشم، خداوند را شاکر و سپاسگزار بودن یعنی به خودت اجازه زندگی کردن را دادن،خدا می‌داند همه خدمت‌ها ،  نگهبانی، مرزبانی، راهنمایی، و پهلوانی را انجام دادم برای اینکه در کنگره بمانم کنگره دو سفر داره یک سفر درونی و یک سفر بیرونی سفر بیرونی این هست  که من تلاش کردم بمانم  وسفر اولم را به پایان برسانم، اما درونی این هست که از این مرحله پرت نشوم، به محض این که از خودم غافل بشوم از این گردونه پرت میشوم بیرون امیدوارم اگر حرف از جهان بینی می‌زنم  حرف از رهایی می‌زنم حرف از آرامش می‌زنم بتوانم اینها راحفظ کنم ممنون که باسکوت من را همراهی کردید

                 

سلام دوستان تهمینه هستم یک همسفر
خدا را شاکر و سپاس گذارم که در این جایگاه قرار گرفتم. من در راس تشکر میکنم از آقای مهندس و خانم آنی بزرگ که ما را به این آرامش رساندن و همچنین تشکر میکنم از راهنمای مسافرم آقای سعید نمکی  که خیلی کمک کردن به مسافرم و تشکر میکنم از خانم مرضیه راهنمای  سفر اولم که مثل یک خواهر مهربان ودلسوز همیشه کنار من بودن . من زیاد وقت جلسه را نمیگیرم و بیشترین صحبتم با سفر اولی ها هست و تازه واردها که هیچوقت امیدشان را از دست ندهند حتی در سخت ترین شرایط.
من اگه بخواهم یه نگاه به قبل بیندازم  چه شرایط سختی داشتم. چه نقطه های تاریکی داشتم و حتی به نقطه هایی میرسیدم که زیر منفی 60 درجه  بود. تا اینکه با کنگره آشنا شدم،راه و مسیر کنگره را در پیش گرفتم آموزش های کنگره را در زندگیم عملیاتی کردم و امروز به یک حال خوبی رسیدم ممنون که به صحبت هام گوش دادین.


سلام دوستان هستی هستم همسفر
خدارا شاکر و سپاسگذارم که دراین جایگاه قرار دارم  و کنار پدر و مادرم هستم. در راس از جناب آقای مهندس و خانواده محترم خیلی تشکر میکنم . چرا که با این آموزش ها باعث شدن ما به این حال و به این رهایی برسیم و از راهنمای سفر اول پدرم آقای نمکی تشکر میکنم، خیلی کمک کردند،  باعث شدن این حال خوب نصیب ما بشود. و همین طور راهنمای سفر اول خودم خانم میترای عزیز که واقعا در کنارم بودند تشکر و قدردانی میکنم ...

راهنما همسفر صغری:
سلام دوستان صغری هستم راهنمای یک همسفر
شاکر و سپاسگزار خداوند هستم که  در این جایگاه خدمتی قرار گرفتم، تولد ۱۰ سال رهایی مسافر مسعود را به بنیان کنگره۶۰ آقای مهندس، خانواده بزرگ کنگره۶۰، تبریک و شادباش می‌گویم، قطعاً همسفر تهمینه، همسفر خوب و آگاهی بودن که همزمان با سفر مسافرشان در کنگره آموزش‌های لازم را دیدند و ابتدا به اصلاح جهان‌بینی خودشان پرداختند و بعد پشتیبان خوبی برای مسافرشان در این سفر بودند، امیدوارم معنی واقعی همسفر بودن را درک کنیم تا بتوانیم همسفران خوبی برای مسافرهایمان باشیم.

راهنما همسفر راضیه:
خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم این تولد در رأس به آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، مسافر مسعود و راهنمایشان و همسفرهایشان تبریک می‌گویم. یک نکته بگویم این‌که  مصرف‌کننده‌ای با حال خراب وارد کنگره می‌شود ۱۰ ماه سفر می‌کند و بعد می‌تواند برود به خانواده‌اش برسد؛ ولی ۱۰ سال می‌ماند، خدمت می‌کند، پهلوان شده، راهنما می‌شود و در نهایت خانواده‌اش را با خود همراه می‌کند و این خیلی باارزش است. همسفر هستی در سفر دوم وارد لژیون من شدند به راهنماهای سفر اولشان همسفر میترا و همسفر آمنه تبریک می‌گویم. همسفر هستی از ابتدای سفر پدرشان با سن پایین همراهیشان کردند و بسیار بااخلاق هستند. امیدوارم در این مسیر همیشه خوب بدرخشند و ایشان را در جایگاه خدمتی مختلف ببینیم.

ویرایش:مسافرعلی لژیون دهم
بارگذاری : مسافر هادی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .