English Version
This Site Is Available In English

در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن

در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن

جلسه اول از دوره چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی راهنما همسفر لعیا، نگهبانی همسفر شیده و دبیری همسفر کبری با دستور جلسه"وادی چهارم و تاثیر آن روی من" روز سه‌شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار نمود.

از شما سپاسگزارم که امروز این فرصت را در اختیار من قرار دادید تا بار دیگر از شما آموزش بگیرم.

دستور جلسه، وادی چهارم است: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.»

بارها و بارها درباره این موضوع صحبت شده است، اما من ابتدا باید به این موضوع فکر کنم که تعریف مسئولیت چیست؟ مسئولیت یعنی نتیجه و پیامد گفتار و رفتار خود را بپذیرم و در قبال کارهایی که انجام می‌دهم، پاسخگو و مسئول باشم. در این صورت، به چنین فردی مسئولیت‌پذیر گفته می‌شود.

در روان‌شناسی مفهومی به نام «کانون کنترل» وجود دارد. برخی افراد دارای کانون کنترل درونی و برخی دارای کانون کنترل بیرونی هستند. فردی که کانون کنترل بیرونی دارد، مدام فکر می‌کند که همه چیز از بیرون کنترل می‌شود؛ مانند جامعه، خانواده، تقدیر، سرنوشت و امثال آن. اما کسی که کانون کنترل درونی دارد، می‌داند که همه چیز به خود او مربوط است و تنها باید نقش خود را پیدا کند.

اگر در زندگی من اتفاقی بیفتد و مشکلی پیش بیاید، به طور مثال لیوان آبی بریزد، نباید فکر کنم چه کسی آن را آنجا گذاشته و چرا ریخته است، بلکه باید از خود بپرسم اکنون برای حل این مشکل چه کاری باید انجام دهم؟مشکل بسیاری از ما این است که فکر می‌کنیم خدا باید همه چیز را حل کند. درست است که خداوند راهنماست، اما نجات‌دهنده نیست؛ او فقط نقشه راه را به من نشان می‌دهد و انجام بقیه کارها و پذیرفتن مسئولیت آن‌ها بر عهده خودم است.در وادی اول، نقشه راه به ما نشان داده شد؛ در وادی دوم، نحوه جنگیدن را به ما آموزش دادند؛ در وادی سوم، ارزشمند بودن را آموختیم و در وادی چهارم به قدرت می‌رسیم. چگونه؟ زمانی که مسئولیت تمام اتفاقات زندگی خود را می‌پذیریم.

شاید نتوانم اتفاقاتی را که در گذشته برایم رخ داده تغییر دهم، اما می‌توانم طرز فکرم را عوض کنم. شاید نتوانم سختی‌های امروز زندگی‌ام را برطرف کنم، اما می‌توانم قدرتمندتر و امیدوارتر باشم.جناب آقای مهندس دژاکام بارها در سه سی‌دی اخیر درباره این موضوع صحبت کرده‌اند. درست است که شرایط زندگی سخت است و زندگی برای همه دشواری‌های خود را دارد و افراد زیادی ناامید هستند، اما کاری جز ادامه دادن نمی‌توان انجام داد؛ باید قدرت داشت، امیدوار بود و مسئولیت‌پذیر باقی ماند.به هر حال، من مسئول یک خانواده هستم، مسئول همسفر و فرزند خود هستم و باید بتوانم مسئولیت‌هایم را به درستی انجام دهم.

در بخشی از وادی چهارم، درباره وجه تمایز انسان و حیوان صحبت می‌شود که همان اختیار است. خداوند با اختیاری که به انسان داده، دست او را در بسیاری از امور باز گذاشته است. این اختیار هم نعمت است و هم می‌تواند خطرناک باشد. اگر از اختیار خود استفاده کنم، اما تفکر وادی اول پشتوانه آن نباشد، ممکن است آسیب‌زننده باشد.در این وادی از نفس نیز صحبت می‌شود؛ اینکه نفس چه مسیر طولانی‌ای را طی کرده تا به اینجا رسیده و چه راه طولانی دیگری در پیش دارد تا به نفس مطمئنه برسد.از نظر علمی، مغز انسان دارای قابلیت انعطاف‌پذیری است که به آن «نوروپلاستیسیتی» گفته می‌شود. به این معنا که اگر هر روز ساعت چهار صبح از خواب بیدار شوم، مغز من یک مسیر عصبی ایجاد می‌کند و به این عادت می‌کند که در آن ساعت بیدار شود. به همین ترتیب، اگر همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کنم و تقصیرها را به گردن دیگران بیندازم، مغزم به ناتوانی عادت می‌کند و مسیر عصبی‌ای می‌سازد که مرا فردی ناتوان نشان می‌دهد؛ فردی که نمی‌تواند از پس کارهای خود برآید.

اما با تصمیم‌ها و اراده‌های کوچک، می‌توانیم مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد کنیم و به انسانی قدرتمند و مسئولیت‌پذیر تبدیل شویم.مولانا در مثنوی داستانی نقل می‌کند که فردی شتر خود را رها کرد و گفت: «خدایا، توکل به تو که گم نشود.» هنگامی که پیامبر این سخن را شنیدند، فرمودند: «با توکل، زانوی اشتر ببند.» یعنی ابتدا زانوی شتر خود را ببند و افسار زندگی‌ات را در دست بگیر، آنگاه خداوند نیز به تو کمک خواهد کرد.

اگر بخواهیم زندگی را به مسابقه‌ای تشبیه کنیم، مانند مسابقه دو میدانی است. سوت آغاز که به صدا درمی‌آید، گویی می‌گویند: «لعیا، بدو! زندگی تو آغاز شد.» من تمام توان خود را به کار می‌گیرم، اما چه برنده شوم و چه بازنده، هیچ‌کس جز خودم مسئول نتیجه آن نیست.پس به جای اینکه بگوییم: «خدایا، مشکل مرا حل کن»، بهتر است بگوییم: «خداوندا، به من توان و اندیشه‌ای عطا کن تا بتوانم مشکلی را که خودم برای خود به وجود آورده‌ام، حل کنم.»سپاسگزارم که به سخنان من گوش دادید.


ویرایش و ارسال:همسفر بهاره مرزبان خبری
عکس:همسفر عهدیه رهجوی راهنما همسفر شادی(لژیون اول)
تایپ:همسفر ماهک رهجوی همسفر شادی(لژیون اول)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .