در مسیر درمان اعتیاد، نقش همسفر تنها به همراهی ظاهری محدود نمیشود، بلکه او نیز در این مسیر، مسئولیتهایی مهم و تأثیرگذار بر عهده دارد. نگاه درست به مفهوم توکل، پذیرش مسئولیت، خودشناسی و عمل به آموزشها، از جمله موضوعاتی است که میتواند ،مسیر درمان را برای مسافر و همسفر هموارتر کند. در این گفتوگو، تلاش کردهایم با تکیه بر مفاهیم وادی چهارم و آموزههای کنگره۶۰، به بررسی جایگاه همسفر در روند درمان، مرز میان مسئولیت انسان، اراده الهی و اهمیت عملکرد فردی در این سفر بپردازیم.

همسفر مرضیه به همراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی شیره، تریاک، قرص اعصاب و روان وارد کنگره۶۰ شدند، به روش DST و داروی OT به مدت ۱۲ ماه و ۲۰ روز با راهنمایی مسافر ابراهیم و همسفر مریم سفر کردند، ورزش مسافر والیبال، شنا و باستانی، ورزش همسفر شطرنج، مدت رهایی ۲ سال و ۱۱ ماه میباشد.
بسیاری از همسفران فکر میکنند توکل کردن یعنی دست روی دست گذاشتن و انتظار داشتن که خداوند معجزهای کند و مسافرشان به درمان برسد. تفاوت بین «توکل واقعی» و «سلب مسئولیت» را در مسیر درمان اعتیاد چگونه تعریف میکنید؟
توکل واقعی یعنی اینکه من با مسافرم همراه باشم، او را درک کنم و در سفر درمان، کنار او حرکت کنم. من باید به عنوان همسفر یک بیمار در حال درمان، همراه او باشم، البته میتوانم نقش تشویقکننده داشته باشم، نه امرکننده.
در وادی چهارم گفته میشود ما باید مسئولیتها را بین خود و خداوند تقسیم کنیم. به نظر شما در طول سفر مسافر، کدام بخش از مسئولیتها بر عهده همسفر است و کدام بخش مربوط به خداوند یا خود مسافر است؟
وظیفه همسفر، همراهی با مسافر است، به این معنا که مسافر دارو را بهموقع مصرف کند، نظم را رعایت کند، در جلسات کارگاهی شرکت کند و به حرف راهنما گوش دهد؛ اما ما تعیینکننده وظیفه خداوند نیستیم، اما مطمئن هستیم که خداوند یاری خواهد کرد.
گاهی همسفران تمام تمرکز خود را بر مسافر میگذارند و خود را فراموش میکنند. آیا این رفتار، نوعی سلب مسئولیت از خویشتن در قبال زندگی خود همسفر نیست؟ چگونه میتوان این تعادل را برقرار کرد؟
تمام آموزشهایی که من همسفر میگیرم، برای این است که تمرکزم روی عملکرد خودم باشد، نه مسافرم؛ وگرنه از خودم غافل میشوم؛ باید ابتدا روی خودم کار کنم تا بتوانم درست همراهی کنم.
چگونه میتوانیم بدون اینکه دچار ناامیدی شویم، مسئولیت اشتباهات گذشته یا وضعیت فعلی زندگیمان را بپذیریم و از فرافکنی و مقصر دانستن خداوند یا دیگران دست برداریم؟
من طبق وادی دوم و سوم، حتماً رسالتی داشتم که به این دنیا پا گذاشتم و باید با امید، رسالتم را انجام دهم. تنها راهی که میتوانم به خودم کمک کنم، عمل به آموزشهاست و حتی این وظیفه را هم نباید بر گردن خداوند بیندازم.
اگر فردی به بهانه «سپردن به خداوند»، از آموزش گرفتن و تغییر دادن رفتارها و ضدارزشهای خود در جایگاه همسفر امتناع کند، چه آسیبی به روند درمان در کنگره ۶۰ وارد میشود؟
اگر همسفر از زیر بار مسئولیتی که دارد شانه خالی کند و بخواهد آن را به خدا بسپارد، در واقع کاری را که وظیفه خودش است، از خداوند میخواهد انجام دهد. این یعنی به وادی چهارم عمل نکرده و یک پله در روند جهانبینی را جا گذاشته است. در نتیجه، درمان ناقص میماند و هم به همسفر و هم به مسافر آسیب میرسد؛ در این صورت، بال شکسته است نه بال پرواز.
وادی چهارم به ما میگوید خداوند به انسان اختیار کامل داده است. این اختیار در جایگاه یک همسفر چگونه باید در جهت اصلاح خود به کار گرفته شود؟
طبق صحبتهای آقای مهندس، اختیار یعنی خواست من باید در جهت کمک به درمان مسافرم باشد. این اتفاق زمانی میافتد که خودم در آموزشها عملکرد داشته باشم. نتیجه این عملکرد، تقدیری است که من رقم میزنم و در نهایت فرمان الهی، یعنی بهبود جسم و روان من صادر خواهد شد.

انجام مصاحبه: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر بهاره نگهبان سایت
ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
84