English Version
This Site Is Available In English

حرکت از جبر به اختیار

حرکت از جبر به اختیار

جلسه یازدهم از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی ایمان، به استادی راهنما همسفر بهار، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر فرحناز با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» در روز سه‌شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا باید دید تیتر وادی به ما چه می‌گوید. تیتر وادی به ما می‌گوید: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. در این‌جا چند کلیدواژه داریم. مسائل حیاتی یعنی چه؟ مسائل و چالش‌هایی که هریک از ما در زندگی روزمره با آن‌ها روبه‌رو هستیم. حال اگر مسئولیت چالش‌هایی که در زندگی با آن‌ها مواجه هستیم را به خداوند واگذار کنیم یعنی سلب. چه زمانی از واژه سلب استفاده می‌کنیم؟ زمانی که بخواهیم به‌طور کامل، جامع و یک‌باره مسئولیت یا امتیازی بزرگ را از کسی بگیریم. همان‌طور که گفته می‌شود از مؤسسه یا مکانی خاص سلب امتیاز شد. پس این می‌شود سلب امتیاز. سلب امتیاز از چه؟ از خویشتن. خویشتن چیست؟ خویشتن یعنی نفس. پس همه آنچه که در وادی چهارم گفته شده است در تیتر آن عنوان شده است.

چه زمانی از ما سلب امتیاز می‌شود؟ در این‌ نقطه چه اتفاقی می‌افتد؟ چه چیزی از ما سلب می‌شود؟ مسئولیت. بنابراین مسئولیت از من سلب می‌شود زمانی که آن را به خداوند واگذار می‌کنم. حالا بیاییم این موضوع را وارد کنگره‌۶۰ کنیم. خواهیم دید هر سفر اولی که وارد کنگره‌۶۰ می‌شود، همه‌ مواردی که باید انجام دهد بر اساس جبر است؛ به عنوان مثال باید سر ساعت مشخصی در نمایندگی باشد، سی‌دی بنویسد و در ساعت مشخصی باید امتحان بدهد. پس همه‌ چیز او بر مبنای جبر است. حالا همه این نفس‌ها می‌خواهند چه اتفاقی بیفتد؟ همه نفس‌ها می‌خواهند از جبر خارج شوند و به اختیار برسند. اکنون چه کاری انجام می‌دهند؟ حرکت می‌کنند. برای چه چیزی حرکت می‌کنند؟ برای به‌ دست آوردن اختیار، حرکت می‌کنند. اختیار ثمره چیست؟ مسئولیت.

فرد وارد کنگره‌۶۰ می‌شود و درمان اتفاق می‌افتد. بعد از درمان شدن، اولین جبر از روی او برداشته می‌شود. همان فرد، خدمتگزار می‌شود و مسئولیت می‌گیرد. زمانی که مسئولیت را گرفت، آقای مهندس می‌فرمایند: وقتی فردی مسئولیت می‌گیرد، در کنارش باید اختیار هم به او بدهید. پس به ما اختیار داده می‌شود و همان اختیار است که عشق ما را نسبت به خدمت بیشتر می‌کند و حال ما را خوب می‌کند. بعد مدام می‌خواهیم خدمت‌های بیشتری انجام دهیم و مسئولیت‌های سنگین‌تری را قبول کنیم، اما برای چه؟ برای این‌که دایره اختیار ما افزایش پیدا کند. اکنون مسئله مسئولیت را وارد زندگی شخصی، مسائل حیاتی و مشکلات می‌کنیم. اگر ما مسئولیت مشکلات و مسائل زیستی خود را قبول کنیم، قادر به عبور از تاریکی‌ها، چالش‌ها و بحران‌ها خواهیم بود و حال بهتری را به دست می‌آوریم و اختیار برای ما لذت‌بخش می‌شود اما اگر مسئولیت را به خداوند واگذار کنیم، زندگی ما به‌ صورت جبر در‌می‌آید؛ جبری که می‌گوید من باید در خانه بمانم، جبر است که باید در این‌جا باشم، جبر است که این اتفاق می‌افتد، جبر است که تصادف می‌شود. 

در این حالت، دیگر مسئولیتی وجود ندارد بلکه همه‌ چیز جبر است. به همین دلیل است که آقای مهندس بعد از ۳ وادی، چنین مسئله مهمی را به‌ عنوان یک مسئله بنیادی، اساسی و شالوده مطرح می‌فرمایند برای سفر اولی که تازه سفر خود را شروع کرده و وارد کنگره‌۶۰ شده است. به او گفته می‌شود؛ فکر کن، بنشین، این کار را انجام بده و به خودت توجه کن و به هیچ‌کس به اندازه خودت اهمیت نده. یک عارف‌مسلک می‌گوید: من به تقدیر اعتقاد دارم؛ هرچه خداوند بدهد، هرچه خداوند بخواهد و هرچه خداوند انجام دهد. در این صورت، مسئولیت با خداوند است و آن هم بر اساس عملکردی که ما داشته‌ایم. جبر، میوه و ثمره‌اش این است که من الان در این‌جا باشم. به همین دلیل است که وقتی یک سفر اولی وارد کنگره‌۶۰ می‌شود، آن جبر برای او وجود دارد و تا زمانی که رها نشود در آن جبر باقی می‌ماند.

 هر زمان که یک سی‌دی می‌آید و دستور جلسه هم مطرح می‌شود، همیشه ارتباط عمیقی درونشان وجود دارد که باید پیوستگی‌های آن را پیدا کنیم. در وادی چهارم در قسمت سوم، موضوع گسترده‌تر می‌شود و می‌گوید: خویشتنِ خویش که خویش همان نفس است و تن همان جسم. خویش و نفس می‌خواهند تکامل پیدا کنند؛ اما چگونه؟ تنها راه آن، پذیرفتن مسئولیت است. وقتی شما به‌ عنوان یک انسان و یک نفس، مسئولیت حیات، زندگی و چالش‌های خود را بپذیرید در آن زمان رشد خواهید کرد. از نفس اماره عبور می‌کنید به نفس لوامه می‌رسید و در نهایت با تزکیه عالی به نفس مطمئنه خواهید رسید. در غیر این صورت در همان هسته جسم باقی خواهید ماند و اگر تا ابدیت نتوانید تزکیه کنید به آن بخارات هستی تبدیل می‌شوید و چیزی از شما برای جهان‌های بعدی باقی نمی‌ماند، کوله‌پشتی پری نخواهید داشت، نفس شما می‌رود ولی کوله‌پشتی شما خالی باقی خواهد ماند زیرا در جهات پایین جهان‌های بعدی حضور دارد و قدرت تکامل از شما گرفته خواهد شد. پس کنگره‌۶۰ بهترین مکان برای درک مسئولیتی است که از حیات به ما داده شده است و امیدواریم بتوانیم آن را درک کنیم و برای ارتقاء نفس خود قدم برداریم.

مرزبانان کشیک: همسفر سوفیا و مسافر عادل
تایپیست: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون دهم)
ویراستار و ارسال: همسفر سوفیا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ایمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .