هفتمین جلسه از دور دوم لژیون سردار کنگره ۶۰ نمایندگی دکتر احمد به استادی: دنور محترم مسافرعلیرضا، نگهبانی مسافر عباس، دبیری مسافر حمید و خزانه داری مسافر داوود با دستورجلسه "وادی چهارم وتاثیر آن روی من" در تاریخ ۱۴۰۵/۳/۳۱روز يکشنبه راس ساعت ۱۶ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگذارم که توانستم در این جلسه لژیون سردار در خدمت شما باشم تا بهره و آموزشهای لازم را بگیرم. در مورد دستور جلسه وادی چهارم و تاثیر آن روی من باید بگم که من فهمیدم که در مسیر و انتخابهای زندگیم همیشه دو راه پیش روی من قرار میگیرد که یک راه صراط مستقیم هستش که سختیهای خودش را دارد سرازیری دارد سربالایی دارد پیچهای خطرناک دارد که در دل این سختیها خیر و خوشی و آرامش هم هست و یک راه هم هست که اون راه شاید لذت و خوشیهای زودگذری داشته باشد ولی در ادامه اون لذتها به ذلت و خوشیها به ناخوشی و بیماری و بن بست ختم میشود که در نهایت باید برگردم و دوباره از نو شروع کنم که همیشه هم نمیشه برگشت و از نو شروع کرد! باید فرمان الهی صادر شود تا اون راه برگشت نمایان شود! خوب یادم هست که اون سالها قبل از ورودم به کنگره که میرفتم کلنیک با اون حال خیلی خراب اعصاب نداشتم تفکر نداشتم همه چی به هم ریخته بود هرتلاشی میکردم و هر مسیری را میرفتم به بن بست میخوردم: کلاسهای ان ای رفتم به بن بست خوردم، هیئت ابوالفضلی رفتم به بن بست خوردم چرا که مسیر درست نبود. و انصافا خدا رو شکر طی چهارسالی که میرفتم کلنیک حامی داروی اپیوم میگرفتم با دکتر سمیعی آشنا شدم که گفتند علیرضا خیال نداری خودتو از این منجلاب بکشی بیرون و نجات بدهی تا کی میخوای بیای دارو بگیری و بری!؟ که گفتند هنوز هم دیر نشده بیا و بگو یاعلی خدا هم کمکت میکنه.
و اینکه باید خودت بخواهی مصداق همین دستور جلسه وادی چهارم هست که باید همینطور که خودت میخواهی خودت هم در جهت خواسته هایت حرکت کنی و باید بپذیری همانطور که خودت خودت را گرفتار و بیچاره کردی حالا هم باید مسئولیت اعتیادت را بپذیری و طلبکار کسی، جامعه و حتی خداوند هم نباشی تا بتوانی از این باتلاق و منجلاب اعتیاد بیای بیرون و اگه فکر کنی که بشینی به این امید که یک روز خداوند اعتیاد تو را درمان بکند هرگز این اتفاق نخواهد افتاد. و خدا رو شکر که راه کنگره 60 بر من نمایان شد اومدم و از جلسات استفاده کردم که آقای مهدی راهنمای تازه واردین بودند و به من مشاوره دادند. خوب یادم هست اون اوایل جلسات به من نمی چسبید، که با صحبتهای راهنمام فهمیدم علتش دیر اومدن من به جلسات هست که جناب دکتر هم گفتند باید قبل از اینکه جلسه شروع میشه اینجا باشی تا از صحبتهای استاد و مشارکت اعضا بفهمی و آگاه بشی که موضوع اعتیاد و درمان اعتیاد چی هست! که با به موقع آمدن بعدها فهمیدم جلسات به من نمی چسبه بلکه من باید با به موقع آمدن به جلسات بچسبم و خدا رو شکر که از اون به بعد دیگه با گوش دادن به حرف راهنمام مسئولیتم را در قبال درمان بیماریم پذیرفتم و چسبیدم به سفرم و روی پله ها مرتب بودم و در کل رهجوی خوبی بودم برای راهنمام و کنگره. یک نکته در مورد لژیون سردار بگم: الان چهار سالی میشه که در لژیون سردار حضور دارم و خدمت میکنم و سال به سال حالم بهتر میشه و فهمیدم الان مالی که دارم تا زنده هستم میتونم ازش در جهت خدمت استفاده کنم فردای روزی که در این کره خاکی نباشم مالم میفته دست کس دیگه ای و حتی معلوم نیست آیا مجلس ختمی برایم بگیرند نگیرند!! من یک مرتبه لژیون سردار در زمانی که در کلنیک بودیم و هنوز نماینگی نشده بودیم سرداری پرداخت کردم دو مرتبه هم در نمایندگی پرداخت کردم یکی سرداری و یکی هم در جایگاه دنوری مشارکت کردم و تهدش را پرداخت کردم و مطمئنم هرچه در این مسیر پیش برویم راه آموزش و خدمت برایمان نمایان تر خواهد شد و در آخر از خداوند میخواهم نیرویی به من عطا کند تا بنوانم در جایگاههای بالاتر از سرداری و دنوری هم مشارکت داشته باشم. ممنون که به صحبتهای من توجه کردید..png)
تایپ:مسافر راهنما حمید (لژیون چهارم )
تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری )
نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
63