جلسه دوازدهم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی قیدار با استادی همسفر سکینه و نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر ثریا با دستور جلسه (وادی چهارم و تأثیر آن روی من) روز دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
عرض ادب و احترام خدمت همه شما عزیزان دارم و از همه عزیزانی که امروز به من اجازه دادند در این جایگاه بنشینم و از ایجنت، مرزبانان، نگهبان کنگره و نگهبان جلسه و همینطور همسفر فاطمه تشکر میکنم. موضوع وادی چهارم این است که در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن است. من فکر میکنم که همه ما از بچگی این سوال برای ما مطرح بود که آیا ما خودمان باید سرنوشت خود را بسازیم یا خداوند و دست تقدیر سرنوشت ساز است و یا اینکه تلفیقی از این دو تا است؟ آیا خداوند به ما گفته است که یک جایی بنشینید من همه کارهای شما را انجام میدهم یا اینکه باید وظایف خودمان را انجام دهیم؛ اگر اینطور بود که خیلی خوب می شد، ولی اینطور نیست و ما نقشهایی در این زندگی داریم و مسئولیتهایی نسبت به خانواده، عزیزان خود و خداوند داریم و آنها هم نسبت به ما مسئولیتهایی دارند و اگر کسی در این میان میگوید که من همه کارها را دست خدا سپردم و خودش هیچ کاری نمیکند از دو حالت خارج نیست، یا خیلی تنبل است و یا خیلی خودخواهه میباشد.
ما چهطور میتوانیم مسئولیتهای خود را انجام دهیم. خداوند در وجود انسانها چیز مقدسی به نام اراده و اختیار قرار داده است و جهان را با قوانین خاصی خلق کرده است که ما این قوانین را باید بشناسیم. این قوانین با خدا شناسی شناخته میشود. برای شناخت خداوند باید از دروازههای درون خود عبور کنیم، یعنی صور آشکار، ظاهر، جسم، صور پنهان، روح، عقل، حس و مهمترین آنها نفس را بشناسیم. اصل یک انسان نفس انسان است. این نفس است که یا الهی یا شیطانی میشود. نفس در سه قسمت یا سه سطح است. نفس عدهای در سطح خیلی پایین یعنی نفس حیوانی قرار دارد و فقط امر میکند که به این نفس اماره میگویند. به طور مثال هر چیزی را که دیدند خواهان آن میشوند .مثل اینکه درآمد کسی پایین باشد ولی فرزند خانواده آنها را مجبور به خرید گوشی آیفون میکند.
انسانهایی که در واقع ظاهربین و سطحی نگر هستند در این سطح قرار دارند؛ اما اگر بتوانند از لحاظ دانایی و آگاهی خود را بالا بکشند و از ضدارزشها دوری کنند به مرحلهای میرسند که نفس لوامه یا نفس سرزنشگر نام دارد. در این مرحله اگر انسان کار بدی انجام دهد وجدان درد میگیرد و ناراحت و پشیمان میشود. بیشتر ما انسانها در این سطح قرار داریم؛ اگر کسی بتواند از این دو مرحله گذر کند و به مرحله بالاتری برود و دانایی و آگاهی و تزکیه داشته باشد به نقطهای به نام نفس مطمئنه میرسد که در آنجا دیگر انسان کارهای غیر معقول و غیر منطقی انجام نمیدهد؛ اما پذیرش مسئولیت کار راحتی نیست و کلا انجام مسئولیت شادیآور نیست و اصولا انسانهای خوشبخت انسانهای شادی نیستند و انسانهایی هستند که در لحظه هوشیار هستند و در تصمیمگیریها، انتخابها، انجام وظایف و شغل خود دقت میکنند و سختیها و رنجها را به جان میپذیرند.
ما باید سختیها را پذیرا باشیم و وظایف خودمان را خودمان انجام دهیم و زندگی خودمان را بسازیم؛ اگر ناراحت و خسته میشویم ناامید نشده و ادامه دهیم و به تواناییهای خود که هنوز نشناختهایم تکیه کنیم. به جای اینکه منتظر باشیم کسی از بیرون به ما انرژی دهد یا ما را حمایت کند باید خودمان، به خودمان کمک کنیم. همه چیز فرو میریزد غیر از آنچه درون خود ساختهایم و از قدرتی بالاتر از قدرت خودمان کمک بگیریم. در قلب هر انسانی چراغی است که در تاریکیهای شب میدرخشد و ما را به سمت خود فرا میخواند تا ما را به آرامش برساند؛ اما آیا من میتوانم این نور درون خود را ببینم و با آن نور همسو شوم؟ من که صبح تا شب غیبت میکنم و مدام زندگی خود را با بقیه مقایسه میکنم و حرف خصوصی اطرافیان را فاش میکنم و دروغ میگویم و حسادت میکنم نمیتوانم آن نور را ببینم و با آن همسو شوم. ما باید خودمان را تزکیه کنیم و وظایف خودمان را به عهده بگیریم و زندگی خود را بسازیم و در نهایت خود را به قدرت مطلق بسپاریم. به جای اینکه تماشاگر زندگی دیگران باشیم فرمانده زندگی خود باشیم. ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.

مرزبانان کشیک: همسفر سهیلا و مسافر حمزعلی
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
165