جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی صالحی به استادی همسفر فائزه، نگهبانی راهنما همسفر فروغ و دبیری همسفر شادی با دستورجلسه وادی چهارم «در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی؛ به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت از خویش.» من دیروز به لطف خداوند در جلسهای حضور داشتم که استاد امین استاد جلسه بودند، وادی چهارم بود و من هم قرار بود که امروز استاد جلسه شوم. در این جلسه حضور پیدا کردم تا دریافت کنم و انشاالله این دریافت خوب باشد تا امروز بتوانم اینجا ارائه بدهم. ایشان فرمودند: وادی اول تا سوم درواقع بستر و زمین را برای ما هموار میکند. آقای مهندس میگویند: این سه وادی بستر را فراهم میکنند و زمانیکه به وادی چهارم میرسیم زمان شخم زدن میرسد.
زمانیکه از ارتفاع و از راه دور به بعضی زمینها نگاه میکنیم، این زمینها بسیار هموار و زیبا هستند که لذت میبریم. زمانیکه شروع به شخم زدن میکنیم تا در آنها بذری کاشته شود، موانع زیادی وجود دارد؛ اما همچنان زمینهای حاصلخیزی هستند. بسیاری از زمینها را از فاصله دور نگاه میکنیم که شنزار هستند و زمین بسیار بزرگی است اما غیر قابل کشت هستند.
به قول استاد امین زمانیکه شما به وادی چهارم میرسید، زمان شخم زدن زمین درون خودتان و شهر وجودیتان است. زمانیکه شروع به شخم زدن میکنید، به اولین مانعی که برخورد میکنید، مطمئناً همان مانعی هست که شما مسئولیت را به خداوند سپردید و این بزرگترین تخته سنگی است که در زندگی برای همه ما به وجود آمده است. یعنی قبل از اینکه وارد کنگره شویم، چالش بزرگ زندگی ما این بود که فکر میکردیم همه مقصر هستند. خداوند مقصر است و تقدیر برای ما مقدر کرده است.
چه روزها و شبها نشستیم چلههای قرآن و زیارت عاشورا گرفتیم به چه امامزادههایی متوسل شدیم که فکر میکردیم اینکار فقط بهدست خدا باز میشود. هرگز فکر نمیکردم که این من هستم که باید بلند شوم. برای من وادی چهارم یعنی دستت را روی زانویت بگذار و یا علی بگو. اولین پلی که رد کردی، پل بعدی را رد میکنی و پلهای بعدی را هم پیوسته و پشت سر هم طی میکنی.
وادی چهارم بسیار به لژیون سردار ربط دارد. جایی که میگوید فائزه تو در مقابل جایی که به تو خدمات ارائه میدهد، مسئول هستی. تو آمدی و رها شدی. سؤال من این است که چه شخصی به جای مسافر دارو خورد و رها شد؟ چه شخصی به جای من جهانبینی یاد گرفت؟ آیا خدا جهانبینی یاد گرفت و رها شد؟ آیا خدا دارو خورد و مسافر رها شد؟ آیا فرد دیگری به جای من آموزش گرفت تا من رها شوم؟ همه این افراد از اول من بودم. حالا آیا در قبال این مجموعه مسئول هستم یا نه؟
مجموعهای که بستر را برای من فراهم کرده است تا من به رهایی برسم و در مسیر رشد قدم بردارم. این بستر پایه مالی قوی داشته که قوی شده است. و این امر به لطف آقای سرهنگ صالحی و به لطف خزانهای که در نمایندگی در جریان هست، محقق شده است. ما باید این جریان را ادامه بدهیم و اجازه ندهیم که سیر نزولی داشته باشد. باید در این زمینه کمک کنیم و ما مسئولیت خودمان را بپذیریم. این وادی مسئولیتپذیری را به من میآموزد. وادی چهارم جهانبینی را به من آموزش میدهد و به من متذکر میشود که اگر در این قضیه چیزی دریافت کردی، باید نقش مشارکت کننده داشته باشی.
من آمدم، رها شدم، به حال خوب رسیدم و دریافتهای خوب داشتم؛ پس حالا باید این دریافتهای من جاری شود. من باید مسئولیت داشته باشم، مشارکت مالی را انجام دهم و به همان میزانی که از کنگره بهره بردهام، بتوانم ارائه بدهم. امیدوارم برای همه ما این شخم زدن اتفاق افتاده باشد و تخته سنگ بزرگی که همان سپردن مسئولیت به خداوند است را بتوانیم از سر راه زندگیمان برداریم.
.jpg)

.jpg)
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فروغ (لژیون سوم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
186