این سیدی درباره انسانهایی است که با مشکلات و بحرانها روبهرو هستند؛ اما تصمیم دارند مسئله خود را حل کنند. پیام اصلی این است که بیشترین مسئولیت بر عهده خود انسان است. تا زمانی که منتظر دیگران بمانیم معمولاً شکست میخوریم. انسان در مسیر زندگی زمین میخورد تا بلند شدن را یاد بگیرد؛ زیرا اگر دیگران همیشه دست او را بگیرند، فرصت یادگیری و رشد از او گرفته میشود.
در این سیدی تأکید میشود که انسان، هنگام بحران، باید از درون قوی باشد تا بتواند شرایط سخت را تحمل کرده و مشکلات را حل کند؛ همانگونه که درختان در بهار شکوفه میدهند اما با یک باد سرد ممکن است شکوفههایشان بریزد، انسان نیز اگر از درون استحکام نداشته باشد در برابر بحرانها آسیبپذیر میشود.
یکی از نکات مهم این است که تا زمانی که تفکرات خود را تغییر ندهیم، بهنتیجه نمیرسیم. برای رهایی از اعتیاد، انسان باید به نیروی درونی، خود اصلیاش، ایمان و امید خود پی ببرد و از آن برای رسیدن به بیداری و رهایی استفاده کند؛ بهگونهای که بازگشت به گذشته برای او اتفاق نیفتد.
در ادامه، به مفهوم جنگ افکار اشاره میشود؛ نبردی که درون انسان بین روح و جن یا بهطور کلی بین اندیشههای مثبت و منفی جریان دارد. امروزه این جنگ بسیار گستردهتر و سریعتر شده است، زیرا افکار و آگاهی بسیاری از انسانها هنوز به حد لازم نرسیده و بهسرعت تحت تأثیر جریانهای مختلف قرار میگیرند؛ مانند گروههای سیاسی، مذهبی، مواد مخدر، مافیا و تبلیغات گوناگون. به همین دلیل، جنگ افکار سراسر جهان را دربرگرفته است.
افکار به سه دسته تقسیم میشوند:
افکار راستین: این افکار حقیقتمحور هستند؛ اما تشخیص آنها دشوار است و به میزان دانش و آگاهی افراد بستگی دارد. در متون آسمانی نیز بسیاری از مطالب بهصورت تمثیلی بیان شدهاند. برای مثال، ماجرای عصای موسی میتواند نمادی از برتری افکار درست بر افکار باطل باشد؛ یعنی اندیشه راستین، اندیشههای منفی و نادرست را باطل میکند.
افکار منفی و دروغین: این افکار هم، مخرب و فسادآور هستند و معمولاً در قالبی زیبا و قابلقبول ارائه میشوند تا واقعی و درست بهنظر برسند. بسیاری از خرافات و باورهای نادرست در همین دسته قرار میگیرند؛ چیزهایی که مردم آنها را حقیقت یا حتی مقدس میپندارند، در حالی که فقط از صبح تا شب به ذهن ما تزریق میشوند و ما بدون آگاهی آنها را میپذیریم.
افکار خنثی: این افکار نه سودی دارند و نه هدفی. آنها مدام وارد ذهن انسان میشوند؛ اما قابل اجرا نیستند و به نتیجهای نمیرسند؛ مانند فکر درباره مسائلی که هرگز رخ نخواهند داد؛ بنابراین انسان باید نسبت به افکار خود آگاه باشد و هر چیزی را که میشنود، باور نکند. در موضوع ترک اعتیاد نیز افکار دروغین فراوانی وجود دارد؛ مانند تبلیغ مواد گیاهی، قرصهای گیاهی یا شیمیایی با وعده ترک آسان. اینها اغلب در ظاهر زیبا و جذاباند؛ اما در واقع نادرست هستند.
انسان در مسیر زندگی و آینده با افکار متعدد و گاه متضاد روبهرو میشود و دچار اضطراب و تردید میگردد، این امر طبیعی است؛ زیرا نیروی منفی یا همان شیطان با ایجاد تضاد، ذهن انسان را بههم میریزد و شک و دودلی را افزایش میدهد. با این حال، همین شک و تردید در برخی موقعیتها نقش محافظتی دارند؛ مثلاً وقتی بر لبه پرتگاه راه میرویم، ترس و شک باعث میشود سقوط نکنیم. یا وقتی وارد کاری مهم میشویم، شک و احتیاط به ما کمک میکند تصمیم غلط نگیریم.
به همین دلیل، ترسها و تردیدها همیشه منفی نیستند؛ گاهی باعث حفاظت و حراست ما میشوند. همچنین گفته میشود تا زمانی که از مرحله شک عبور نکنیم، به حقیقت نمیرسیم. اگر انسان بدون تردید همه چیز را به خدا واگذار کند، در حالیکه هنوز برای حل مسئله راهی باقی مانده، ممکن است از مسئولیت خود شانه خالی کند؛ واگذاری واقعی زمانی است که دیگر چارهای نمانده باشد.
در پایان، مهندس دژاکام بر تحکیم ستونهای مالی تأکید میکنند. این موضوع باید در زندگی تکتک افراد به کار گرفته شود؛ هم برای رشد فردی و هم در جهت کمک به کنگره. لازم است بُعد مالی انسان نیز تقویت شود، نه اینکه فقط بر بُعد معنوی تمرکز شود؛ مثلاً اگر کسی روزانه هزار تومان درآمد دارد، باید دویست تومان از آن را پسانداز کند و بخشی را نیز برای بخشش، کمک به نیازمندان و حمایت از کنگره اختصاص دهد تا افراد بیشتری بتوانند به رهایی برسند.
منبع: سیدی «جنگ افکار»
نویسنده: همسفر غزال رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
عکاس خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
110