اگر پیوند بین انسانها بر پایه محبت باشد دوستی و ارتباط نیز پایدار و ماندگار خواهد بود در غیر این صورت هیچ ارتباطی معنای واقعی خود را مشخص نمیکند؛ اما واقعاً محبت چه جایگاهی دارد؟ خداوند بهصورت غریزی و بهعنوان هدیهای ارزشمند مقداری از محبت را در وجود همه موجودات قرار داده است؛ مانند محبتی که هر حیوانی نسبت به فرزند خود دارد یا احساسی که هر پدر و مادری نسبت به فرزند خود تجربه میکنند با این حال برخی از پیوندهای محبتآمیز میان انسانها فراتر از این محبت غریزی شکل میگیرد و بر پایه شناخت، آگاهی و ارزشهای انسانی استوار میشود محبت را میتوان هممعنا با عشق دانست؛ اما واژه محبت اصالت و معنای عمیق خود را بهتر حفظ کرده است امروزه واژه عشق در بسیاری از موارد دچار برداشتها و تعابیر گوناگون شده است در حالیکه محبت همچنان جایگاه ناب و حقیقی خود را حفظ کرده است.
.
در آموزش جهانبینی آموختیم زمانیکه فرد به مرحله تکامل نفس میرسد روح در او دمیده میشود و به شخصی متفاوت تبدیل میگردد روح عامل حرکت و رشد است و سبب میشود انسان مسیر تکامل را طی کند؛ اما برای آنکه محبت به معنای واقعی در وجود انسان جای گیرد؛ باید مقدمات لازم فراهم شود محبت حقیقی در همه انسانها به یک اندازه ظهور پیدا نمیکند و جایگاه خود را نمییابد؛ بلکه انسان باید از نظر عقل، ایمان و آگاهی به مرحله بالاتری دست یابد زمانیکه این مؤلفهها به رشد و تعادل مناسب برسند، محبت نیز در وجود انسان لانه میکند و به بخشی از شخصیت و نگرش او تبدیل میشود در واقع محبت حاصل رشد، آگاهی، ایمان و تکامل انسان است و هرچه این عوامل در وجود فرد قویتر شوند ظرفیت او برای تجربه و انتقال محبت حقیقی نیز بیشتر خواهد شد.
نویسنده: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون بیستودوم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون بیستودوم)
عکس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
142