جلسه پنجم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی هشتگرد با استادی همسفر مریم، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر معصومه و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه وادی چهارم است؛ در مسائل حیاتی به خدا سپردن سلب مسئولیت از خویشتن است، به ما نشان میدهد که حد و حدود خودمان را بدانیم. چیزی که من قبلاً خودم احساس میکردم این بود که صبح که بیدار میشدم از خدا میخواستم که من را به آرزوهایم برساند. دفتر شکرگزاری را قبل از اینکه وارد کنگره شوم هم داشتم؛ ولی به نحو دیگری، اینجا یاد گرفتم که اول آموزش ببینم بعد آموزشها را به اجرا درآورم. ولی قبلاً فقط میگفتم که باید خواسته من به اجرا دربیاید و هیچ تلاشی نداشتم.
بعدازاین که به کنگره آمدم گفتم که باید آنها را انجام بدهم متوجه شدم که خداوند یک موجودی نیست که من هر روز برایش لیست بنویسم و او مرا به آرزوهایم برساند. متوجه شدم که خداوند راه را به ما نشان داده؛ یعنی آماده کرده و به ما گفته که اگر این راه بروی به خواستهات میرسی اوایلش حس خوبی داری؛ ولی قطعاً پوست آدم کنده میشود. کارهای ارزشی اولش سخت است؛ ولی بعدها آرامشی را حس میکنی که شاید نتوانی در جاهای دیگر احساسش کنی. متوجه شدم که مسئولیت کارهای خودم را بپذیرم حالا در اختیارش، در تصمیمش، در عملکردی که داشتم این کار را انجام بدهم.
فقط قبولکردن آن مسائل نیست صحبتکردنش خیلی راحت است؛ ولی وقتی نخواهی خودت کاری کنی شاید سالها طول بکشد تا به انجام برسد. قبلاً من همیشه دیگران قضاوت میکردم، سرزنش میکردم؛ ولی الان نمیگویم این کار را نمیکنم؛ ولی خب در کنگره وقتی که حضور دارم سعی میکنم آنها را تا حدودی رعایت کنم و حد و مرزم را مشخص کنم.
در این وادی متوجه شدم که کلید حل هر مشکلی اول از خودم است، این موضوع را زمانی متوجه شدم که رفتارم با فرزندم نادرست بود یک چیزی درون من هست مثل خشم که نام آن خشم پنهان است فهمیدم این مسئله درون من است سعی کردم یک راهحلی برایش پیدا کنم تا دیگر تکرار نشود در واقع مسئولیت کار خود را پذیرفتم و بهمرورزمان قدرتمند شدم و یک آرامش و تعادل نسبی در من به وجود آمد که متوجه شدم باید تغییر را از خودم شروع کنم و هیچکس بهجز خودم نمیتواند به من کمک کند و هر وقت برایم مشکلی پیش میآید سعی میکنم بهجای درخواست کمک از دیگران خودم مسئلهام را حل کنم.
وقتی که از خودم شروع کردم به قول آقای مهندس یک قفلهای بسته در درون ما است که آنقدر آبخورده زنگزده و هر کاری هم کنی خیلی سخت میشود زنگزدگی را از بین برد. تلاش کردم که تا جایی که میشود تغییرات را از درون خودم شروع کنم تا بتوانم به تعادل برسم قطعاً میتوانم درون خودم را تبدیل به رودخانهای پاک و زلال کنم.
خیلی سعی میکنم آگاهی خودم را بالا ببرم مطالعه میکنم، مقاله میخوانم هر جایی که فکر میکنم مشکلی برایم پیشآمده صحبتهای آقای مهندس و استاد امین را گوش میدهم و کتابهای ایشان را مطالعه میکنم. چقدر خوب است آدمهایی هستند که حتی در نگاه شما نیستند ولی میتوانی از آنها آرامش را دریافت کنی و این به انسان حس قدرت میدهد. روزهای اول که به کنگره آمده بودم گاهی پیش میآمد که وقتی سیدی نمینوشتم به راهنمایم میگفتم نوشتم؛ ولی دفترم را نیاوردم؛ ولی امروز مسئولیت کار خود را میپذیرم و دروغ نمیگویم و همین موضوع به من حس قدرت میدهد که دیگر سرم پایین نباشد.
دررابطهبا لژیون سردار هم من هنوز نتوانستم مبلغ دنوری خود را پرداخت کنم؛ ولی برای پرداخت مبلغ پهلوانی مسافرم خیلی به مشکل برخوردیم و شرایط برایمان سخت شد من گفتم که ما این مبلغ را پرداخت میکنیم؛ ولی نباید شرایط اینطور باشد آقای حکیمی گفتند شما این پول را بخشیدی و نباید توقعی داشته باشی وقتی توقعی نداشته باشید باعث میشود شما به آرامش برسید.
.jpg)
عکاس: همسفر کینوش، مرزبان خبری
تایپیست و ارسال: همسفر پریسا، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هشتگرد کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
1556