جلسه سوم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج به استادی همسفر صغری، نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیر ماه 1405 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم و همچنین از راهنمایان خودم همسفر فرشته، ایجنت شعبه و همسفر فاطمه ممنونم، قطعاً اگر از آموزشهای ایشان نبود من این جایگاه را تجربه نمیکردم. اما در مورد دستور جلسه اگر بگویم، در مسائل حیاتی به خداوند سپردن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش. مسئولیت یعنی چه؟ چرا خداوند مسئولیت را به من داده است؟ مسئولیت باید دوطرفه باشد؛ باید پاسخگوی اعمالی که انجام میدهم باشم، مرز بین من و خدا مشخص باشد؛ چرا که خداوند انسان را آفریده است، اولین و آخرین موجودی است که خداوند آن را اشرف مخلوقات آفریده و نسبت به سایر موجودات به او برتری داده است، به انسان قدرت اختیار داده است که در قبال کاری که انجام میدهم باید پاسخگو باشم.
خداوند نعمتهای فراوانی به من داده است: طبیعت، کائنات، باران، باد، حالا میخواهد ببیند من در قبال نعمتهایش سپاسگزار هستم یا نه؟ زمانی که به نفع من باشد سپاسگزار هستم؛ ولی وقتی مشکلی برای من به وجود میآید و در زندگی چالشهایی که به وجود میآید گله و شکایت شروع میشود. نیروی مافوق را ارزان میگیربم، میگوییم اگر مشکل را برای من حل کنی، من گوسفند قربانی میکنم و داخل فریزر میاندازم، آیا این سپاسگزاری است؟ باید بهایش را بپردازم اگر در قبال کاری که به من واگذار میشود خوب عمل نکردم. ما انواع و اقسام مسئولیتها به گردن ما هست، حالا در جایگاه همسفر، در جایگاه همسر بودن، مسئله شغلی، در اجتماعی که داریم زندگی میکنیم، اگر در هر زمینهای حتی در قسمتی که مادر هستم کوتاهی کنم، در مسئولیت خودم کوتاهی کردم و برنامه ریزی نداشتم، چطوری میخواهم پاسخگوی نعمتهای خداوند باشم.
در مورد نفس میگوید: نفس؛ یعنی تعیین موجودیت؛ یعنی من که الان این جا نشستم نفس هستم، گیاه، گیاه را نفس میدهد یا یک بوتهای که در بیابان هست. نفس یک نشانه یا خواستههایی دارد، حالا خواستههایش معقول یا غیرمعقول هستند، اگر من خواستههای معقول داشته باشم نیروهای الهی به کمک من میآیند. نفس سه تا پارامتر دارد: نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه. نفس اماره :هرکاری میکنم اصلاً پشیمان نمیشوم، دروغ میگویم، غیبت میکنم، ناسزا میگویم و فرقی با آن حیوان ندارم، حیوان ممکن است مغازه که باز باشد سبزی و کاهو را بخورد و اصلاً برایش مهم نیست. من هم به شعبه آمدم، آموزش گرفتم و وارد
نفس لوامه شدم، لوامه؛ یعنی سرزنشکننده. نفس اماره و لوامه یک تفاوتی با هم دارند هر دو خلاف هستند؛ اما نفس اماره ناراحت نمیشوم؛ ولی در نفس لوامه قرار میگیرم خیلی ناراحت میشوم و خودم را سرزنش میکنم و پشیمان میشوم؛ حالا این دو مرحله را پشت سر گذاشتم و وارد مرحله نفس مطمئنه شدیم خیلی سخت است، به محض اینکه مقداری تصفیه شدم، چالش بزرگی در زندگی من شروع میشود، اینجا میخواهم چکار کنم، قطعاً باز هم ناسپاسی میکنم، یادم میرود که خداوند به من چه نعمتهایی را داده است. همین که در شعبه هستم و چقدر آمورش دیدم، چقدر فکر من راحت است و آرام میخوابم، بدترین مشکلات هم برای من به وجود بیاید میگویم خدایی هست؛ اگر در جهت صراط مستقیم باشم نیروی الهی کمک میکند.
مسئولیت خیلی سنگین است، به شعبه آمدم و آموزش دیدم، اگر ضدارزشی داشته باشم؛ باید بهایش را بپردازم، بهای خیلی سنگینی را هم میپردازم؛ چون آموزش گرفتم، حالا قبل از شعبه در نفس اماره بودم حالا چی؟ چند ساله به کنگره میآیم و آموزش دیدم، الان مسئولیت من سنگینتر است چرا؟ درختی که آقای مهندس کاشت، برای خودش کاشت، راهنماها، رهجوها، دیدهبانها، مرزبانها، ایجنتها، در هر کجا خدمت میکنند، من چی؟حالا در سردار هم میخواهم بیایم و شرکت کنم ،دودو تا چهارتا میکنم، میتوانم، نمیتوانم، فلان چیز را در خانه ندارم، نمیگویم که چه چیزی برداشت کردم، چقدر سیدی نوشتم، چقدر لذت بردم؛ اگر من پیش یک روانشناس بروم چقدر باید هزینه بپردازم، قطعاً نمیشود قیمت گذاشت. در پایان به خداوند توکل میکنیم و تسلیم خداوند میشویم، مسیر صراطمستقیم را با همت، سعی و تلاش خودمان در پیش میگیریم، درست است که کمک دیگران تأثیر دارد؛ اما اول باید خود انسان به خودش کمک کند، امیدوارم با این آموزشهایی گه میگیریم خودمان را دریابیم.

در ادامه رهایی ۳۰ سیدی:


مرزبانان کشیک: همسفر هدی سادات و مسافر رضا
تایپیست: همسفر لیدا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
69