English Version
This Site Is Available In English

یک سفر اولی با خواندن کتاب ۶۰درجه زیر صفر با مهندس دژاکام جهت درمان خود همزاد پنداری می‌کند

یک سفر اولی با خواندن کتاب ۶۰درجه زیر صفر با مهندس دژاکام جهت درمان خود همزاد پنداری می‌کند

سومین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاه‌های آموزش عمومی کنگره۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی راهنمای محترم مسافر علی‌رضا، نگهبانی مسافر عمران و دبیری مسافر علی با دستور جلسه (کتاب عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن ) پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد. 

 

خلاصه سخنان استاد: 

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر لیاقت پیدا کردم در این جایگاه قرار گرفته و از تمامی شما عزیزان آموزش بگیرم، در ابتدای عرایضم مراتب سپاسگزاری خودم را از راهنمای گرانقدرم دارم که علیرضا تا زمانی که نفس می‌کشد و در این هستی وجود دارد شکرگزار وی می‌باشم چون مطمئنم که این آرامش نسبی که در زندگی من وجود دارد را مدیون زحمات ایشان می‌باشم، به تمامی عزیزانی که در شعبه باباطاهر همدان در هر جایگاهی خدمت می‌کنند خدا قوت عرض نموده و امیدوارم هر روز بهتر از دیروز بوده و روز به روز این شعبه را به ایده‌آل‌های کنگره نزدیک و نزدیک‌تر نمایید و مدتی که در این شعبه حضور نداشتم تمامی رهایی‌ها و تولدها را خدمت مسافران، همسفران و راهنمایان گرانقدر آنان تبریک عرض نموده و هر رهایی که در این شعبه صورت می‌گردد بارقه امیدی است برای کسانی که هنوز درگیر اعتیاد می‌باشند.

اگر بخواهم کوتاه و مختصر و در حد بضاعت خودم در مورد کتاب عبور از منطقه زیر ۶۰ درجه صحبت کنم، اولین کتابی بود که من در دوران مصرف مواد مخدر می‌خواندم و حالم را خوب می‌کرد، شخصی که درگیر اعتیاد می‌گردد شاید خیلی حس و حال کتاب خواندن نداشته باشد ولی با خواندن آن من مجذوب کتاب گردیدم و بار اول وقتی کتاب را در دست گرفته و شروع به خواندن کردم، آن‌قدر برایم مطالب آن لذت بخش بود، که تا نصف کتاب پیش رفتم و من این کتاب را به دیوان حافظ تشبیه می‌کنم و وقتی شعری از دیوان حافظ را می‌خوانی هر شخصی با توجه به ظرف وجودی خود، از آن برداشتی خواهد داشت و کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر نیز همین‌گونه می‌باشد، یک سفر اولی با خواندن آن همزاد پنداری با مهندس دژاکام جهت درمان خود می‌کند و زمانی که در سفر دوم این کتاب را دوباره مطالعه می‌کنی حساس می‌کنی که مطالب جدیدی دارد، حال اگر در جایگاه خدمتی مرزبان، ایجنت و راهنما قرار بگیری زمانی که این کتاب را دوباره مطالعه می‌کنی انگار مطالب جدیدتری در آن وجود دارد و کتابی است که با حتی خواندن چندین بار احساس تکراری بودن به انسان دست نمی‌دهد و هربار یک چیز جدید برای گفتن در آن وجود دارد.

حالا چرا ۶۰ درجه؟ اگر عدد ۶۰ در فارسی بیاید نشانه کثرت می‌باشد به عنوان مثال اگر می‌خواهند یک موضوعی را زیاد به فردی بیان کنند می‌گویند: ۶۰ بار به وی گفتیم، ۶۰ بار برای وی توضیح دادم، حالا داستان زیر صفر چه می‌باشد؟ وقتی مواد در دمای زیر صفر قرار می‌گیرند شروع به یخ زدن می‌نمایند و هر ماده و موجودی در یک دمای خاص این اتفاق برای وی می‌افتد لذا این می‌خواهد به من و شما مصرف کننده بگوید: کسی که وارد دنیای اعتیاد می‌شود انگار حس‌های وی یخ می‌زند، مهندس در یکی از سی‌دی‌ها می‌فرمایند: جایی که صفر مطلق است هیچ موجود و جانداری وجود ندارد همه چیز از بین رفته و یخ می‌زند و این مطلب را بیان می‌کند؛ که حس‌های اشخاص مصرف کننده یخ زده و محبت را آن‌طوری که باید داشته باشیم را نداریم ولی کاملأ ازبین نرفته به عنوان مثال خیلی از افراد در بین ما وجود دارد که بگویند: من در زمان اعتیاد، خانواده و بچه‌های خود را نیز دوست داشته ولی باید قبول کرد که آن محبت، محبت واقعی نبوده و نیز قبول داریم که صفر مطلق نیز نمی‌باشد.

وقتی شخصی شروع به مصرف مواد مخدر می‌کند، مواد مخدر بیرونی باعث می‌گردد که شبه افیونی بدن کم و کمتر ترشح گردد و خیلی‌ها اعتقاد دارند که به صفر می‌رسد ولی طبق آموزش‌هایی که از کنگره گرفتم این را می‌گویم که تولید مخدرهای بدن هیچ وقت به صفر نمی‌رسد یعنی به نظر من علیرضا با برداشتی که از کنگره۶۰ دارم این‌گونه است: اگر به صفر برسد یعنی شخص دچار مرگ می‌شود و در دنیای اعتیاد نیز ما هیچ وقت به صفر مطلق نمی‌رسیم چون اگر به صفر مطلق می‌رسیدیم باید همه چیز برای ما تمام می‌گردید. این موضوع را چرا بیان کردم؟ به خاطر اینکه اگر به سفر دوم رسیدیم یادمان نرود در دوران اعتیاد حس‌های ما یخ زده بود.

بچه‌ها در خانواده‌هایی که از وجود پدر و مادر بهره‌مند هستند مثل آفتاب از آن استفاده می‌کنند چون آفتاب به همه هستی می‌تابد و همه از آن بهره‌مند می‌گردند، من فکر کنم بچه‌هایی که در خانواده‌های مصرف کننده مواد مخدر وجود دارند به جای آفتاب نهایتاً بتوانند مهتاب را لمس کنند و اگر خوب به قضیه نگاه کنیم بچه‌ای که در این وضعیت رشد می‌کند و به بالندگی می‌رسد قطعاً با بچه‌ای که دریافت آفتاب را داشته است کاملاً فرق می‌کند.

کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را تمام عزیزان می‌توانند بخوانند و برداشت‌های گوناگونی داشته باشند ولی اگر من علیرضا فقط کتاب را خوانده و سی‌دی‌ها را گوش می‌کنم اثری ندارد، من باید نگاه کنم که از آن‌ها چه برداشتی می‌کنم؟ زمانی که کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را می‌خوانم چه تغییری در من به وجود می‌آید؟ این تصاویری که آن‌قدر به زیبایی در این کتاب آورده شده است و حالت یک مصرف کننده تا روز رهایی را به تصویر می‌کشد، ‌قشنگ هستند حتی سی‌دی گوش دادن در مورد آن تصاویر نیز زیبا می‌باشد ولی برداشتی که من و شما از آن می‌کنیم چه می‌باشد؟ 

اگر به کنگره۶۰ می‌آیید سعی کنید از همان اول نظم و انضباط را یاد بگیرید من در سفر اول خودم تا دو سه ماه اول خیلی نظم نداشتم شاید ۱۰ دقیقه دیر می‌رسیدم و بهانه آن را گذاشته بودم که من ۱۵۰ کیلومتر با شعبه فاصله دارم و می‌گفتم عذر من موجه می‌باشد، یک روز استاد جلسه چندین نکته را بیان کردند و فرمودند: اگر شخصی به ۱۴ ثانیه سکوت نرسد مثل این است که‌ در جلسه حاضر نمی‌باشد، انگار جرقه‌ای در ذهن من به وجود آمد که باید این اتفاق برای من بیفتد و من بعد از آن جلسه کمتر برایم اتفاق افتاد که جلسه شروع شود و من بعد از شروع جلسه شعبه حضور پیدا کنم یعنی همان در سفر اول خود سعی می‌کردم نیم ساعت قبل از جلسه در شعبه حضور داشته باشم، شاید این صحبت برای شخصی که تازه وارد می‌باشد ملموس نباشد و در همان جلسات به ما گفتند: از بین شما باید اشخاصی راهنما می‌شوند تا به دیگران کمک کند، شاید اگر شخص تازه‌واردی این‌جا حضور داشته باشد مثل روز اول من به این صحبت در دل خود بخندد و من با خودم می‌گفتم: اینجا آمدم تا مواد خود را ترک کنم، چه نیازی به استادی و راهنما شدن دارم؟ قطعاً از بین شما راهنماهایی به وجود می‌آید که به دردمندهایی مثل خودمان باید کمک کرد.

عزیزان، تمام جایگاه‌های خدمتی به نوبه خود مقدس می‌باشند، چه شخصی که سالن را تی ‌زده و آن‌را برای من و شما آماده می‌کند، چه آن راهنمایی که سر لژیون با گریه شما گریه می‌کند و با خنده شما می‌خندد، آن مرزبانی که سعی می‌کند تمام مقررات را همان‌گونه که شایسته است در شعبه اجرا نماید، سعی نمایید به این جایگاه‌های خدمتی مخصوصاً در سفر اول فکر نمایید و خود را یک بار جای مرزبان گذاشته که ببینید چه لذتی دارد؟ فکر کنید که چند ساعت وقت مرا در یک روز می‌گیرد؟ درست است که وقت من گرفته می‌شود ولی آن طرف قضیه لذتی که در آن وجود دارد فکر نمی‌کنم با چیزی قابل قیاس باشد، اشخاصی که از راه دور می‌آیند و راهنما می‌شوند آنان گواه این مطلب می‌باشند، راهنمایی که از راه دور می‌آید لذت بیشتری می‌برد تا راهنمایی که در همین شهر سکنی دارد، آن راهنما از فاصله دور در گرما و سرما می‌آید و می‌رود تا به من و شما کمک کند. 

من فکر می‌کنم اگر من و شما تفکرمان این باشد که بیاییم تا درمان اعتیاد خود را انجام دهیم و برویم کنگره به اینجا نمی‌رسید، خیلی از افراد از زندگی، وقت و خانواده خود گذشتند تا من و شما به درمان رسیدیم.

قدر جایگاه‌های خدمتی را بدانیم، سعی نمایید برای جایگاه‌ها احترام قائل شده و اگر یک عزیزی در جایگاهی مطلبی را به شما می‌گوید، فکر نکنید به شما حکم می‌کند و می‌خواهد شما را اذیت کند. نه، می‌خواهد که جلسه در آرامش بهتری برگزار گردد، از مرزبان و ایجنت شعبه گرفته تا همه خدمتگزاران شعبه، امیدوارم تک تک سفر اولی‌ها را در سفر دوم و سفر دومی‌های عزیز را در جایگاه‌های خدمتی ببینم تا روز به روز به پیشرفت شعبه باباطاهر کمک نماید، از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید سپاسگزارم.

 

عکس، تایپ، تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .