English Version
This Site Is Available In English

درد دیگران، درد من شد

درد دیگران، درد من شد

وقتی مسئولیت پذیرفته می‌شود، مسیر رشد هموارتر می‌گردد.

همسفر حدیث، همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی الکل، هروئین و قرص وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی اپیوم به مدت ۱۱ ماه و ۱۷ روز  به راهنمایی مسافر مجید و همسفر زهره سفر کردند. رشته ورزشی خودشان و مسافرشان تیراندازی با کمان است. هم‌اکنون بیش از 11 سال است که از بند مواد به دستان پر مهر آقای مهندس رها هستند. ایشان بعد از رهایی جایگاه‌های خزانه‌دار و نگهبانی لژیون سردار، مسئول امتحانات، راهنمایی و ایجنتی را داشته‌اند. ‌اکنون مشغول خدمت در جایگاه ایجنت نمایندگی نائین هستند.

در ادامه گفت‌وگویی با ایشان، پیرامون دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» خواهیم داشت.

در سی‌دی «مراتب نفس» چه ارتباطی میان نفس و مسئولیت‌پذیری بیان می‌شود و این موضوع را چگونه در زندگی خود تجربه کرده‌اید؟

همان‌طور که نفس خواسته دارد، انتخاب‌هایی که ما انجام می‌دهیم ما را در هر یک از مراتب نفس قرار می‌دهد. مسئولیت‌پذیری در مفهوم عام، پذیرش عواقب اعمال و تصمیمات خود و پاسخ‌گویی در قبال آن‌ها است و این مفهوم ارتباط تنگاتنگی با مراتب نفس دارد. نفس اماره خواهان فرار از مسئولیت است. نفس لوامه شروع‌کننده فرایند مسئولیت‌پذیری است؛ یعنی با سرزنش، فرد را به سمت پذیرش اعمال خود سوق می‌دهد. نفس مطمئنه اوج مسئولیت‌پذیری است؛ فرد در این مرتبه به طور کامل و آگاهانه مسئول اعمال خویش است و آن را نه به‌عنوان بار، بلکه به‌عنوان بخشی از کمال وجودی خود می‌پذیرد؛ بنابراین، با آموزش‌هایی که در کنگره آموخته‌ام، سیر تکامل نفس از اماره به لوامه و سپس به مطمئنه، در واقع سیر تکامل من از گریز از مسئولیت به‌سوی پذیرش و در نهایت تجلی مسئولیت‌پذیری در عالی‌ترین شکل آن است؛ اکنون به شکر خداوند توانستم تحصیلاتم را ادامه بدهم؛ همچنین در تربیت فرزندانم و ارتباط با همسرم به نتایج خوبی برسم و این تجربه‌ها  به‌عنوان  بهترین دستاوردهایی است که توانسته‌ام به دست آورم.

شما در جایگاه ایجنتی چه مسئولیت‌هایی را تجربه کردید که بیش از گذشته مفهوم وادی چهارم را برایتان ملموس کرد؟

وادی چهارم به ما می‌گوید مسئولیت کار خودمان را خودمان به عهده بگیریم. یکی از قشنگ‌ترین کارهایی که آقای مهندس برای ما انجام دادند، جداکردن بخش همسفران و مسافران بود؛ چه در مسئولیت‌ها، چه در افراد انتخاب‌شده و حتی در ساختمان‌ها. این موضوع باعث شد تک‌تک ما الگو بگیریم که مسئولیت زندگی، مسئولیت دریافت‌ها، مسئولیت افکار و در مجموع مسئولیت همه امور خود را به عهده بگیریم. هرچه این مسئولیت‌پذیری بیشتر شود، دستاوردهای بهتری خواهیم داشت و ذره‌ذره توانمندتر می‌شویم. در جایگاه ایجنتی، یکی از مواردی که به‌وضوح مشاهده کردم این بود که همسفران در بخش همسفران واقعاً مسئولیت‌ها را پذیرفتند، ایرادات خود را پیدا کردند و روی آن‌ها کار کردند. نتیجه این شد که شعبه‌ای با همسفران همدل و هم‌جهت شکل گرفت که برای رشد خود تلاش می‌کردند. این بهترین دستاوردی بود که آقای مهندس به ما آموختند و باعث شد شعبه‌ای پویا‌تر و زنده‌تر داشته باشیم.

به‌عنوان یک راهنما، چگونه رهجویان را از مقصر دانستن دیگران به سمت پذیرش مسئولیت هدایت می‌کردید؟

وقتی یک همسفر وارد کنگره می‌شود، در ابتدا برایش سخت است که مسئولیت مسائل زندگی خود را بپذیرد؛ اما یکی از موضوعات بسیار زیبایی که در کنگره وجود دارد، مشارکت افراد است. در لژیون، وقتی موضوعی مطرح می‌شود، افراد آموزش‌پذیر نتیجه اعمال و رفتار یکدیگر را می‌بینند. مشاهده می‌کنند که یک نفر چگونه توانسته عملکرد خوبی داشته باشد و الگوهای مناسبی را در زندگی خود به کار بگیرد. این موضوع خود یک آموزش عملی است. نکته دیگر این است که تغییرات به‌صورت تدریجی اتفاق می‌افتد. همسفری که آموزش‌ها را کار می‌کند، از وادی اول به وادی دوم و سپس به وادی‌های بعدی می‌رسد تا در وادی چهارم متوجه شود که مسئولیت زندگی‌اش بر عهده خودش است و هیچ‌کس جز خودش نمی‌تواند این مسئولیت را به دوش بکشد. در این مرحله اتفاقات بسیار زیبایی رخ می‌دهد. به یاد دارم راهنمایم جمله‌ای بسیار تأثیرگذار به من گفتند: «زمانی که یک انگشت به سمت کسی می‌گیری، چهار انگشت به سمت خودت است»؛ یعنی ابتدا باید به رفتار و عملکرد خود نگاه کنیم و ببینیم چه سهمی در به‌وجودآمدن شرایط داشته‌ایم. خدا را شکر که ما هر هفته از طریق آموزش‌های کنگره و سی‌دی‌های آقای مهندس این آموزش‌ها را دریافت می‌کنیم و به‌تدریج در مسیر پذیرش مسئولیت قرار می‌گیریم.

پهلوانی چه تأثیری در رشد جهان‌بینی و مسئولیت‌پذیری شما داشته است؟

یکی از بزرگ‌ترین تغییراتی که در زندگی‌ام به وجود آمد، این بود که درد دیگران، درد من شد. آقای مهندس این موضوع را بسیار زیبا به ما آموزش دادند. ایشان فرمودند: «زمانی که پولی به شما می‌دهند خوشحال می‌شوید، اما به‌تدریج به مرحله‌ای می‌رسید که از کمک‌کردن به دیگران لذت بیشتری می‌برید.» من خودم زمانی که به بیمارستان فارابی می‌روم و می‌بینم افراد در اثر اعتیاد چه آسیب‌های سنگینی را متحمل شده‌اند، بیشتر احساس می‌کنم که باید در کنگره قوی‌تر عمل کنم و اثر بهتری از خود به جا بگذارم. از آقای مهندس سپاسگزارم که به من اجازه دادند در جایگاه پهلوانی خدمت کنم و از خداوند شاکرم که به این مرحله رسیدم که خود را خدمتگزار بدانم. دوست دارم علم کنگره ۶۰ را به افرادی که بیرون از کنگره هستند برسانم و بتوانم هر روز نقش مؤثرتری در زندگی خود و اطرافیانم داشته باشم.

اگر بخواهید یک پیام برای اعضای کنگره درباره وادی چهارم داشته باشید، آن پیام چیست؟

من هنوز خود را کوچک‌تر از آن می‌دانم که بخواهم پیامی برای دیگران داشته باشم؛ زیرا بهترین پیام‌ها را آقای مهندس به ما می‌دهند؛ اما موضوعی که خودم تجربه کرده‌ام این است که مسئولیت زندگی، فرزندان، همسر و تمام امور خود را پذیرفتم و تلاش کردم، آموزش‌های کنگره60 را در زندگی‌ام عملی کنم. هرچه آقای مهندس به ما آموزش داده‌اند، سعی کرده‌ام با جان‌ودل اجرا کنم و از همین مسیر به دستاوردهای ارزشمندی رسیده‌ام. قبل از ورود به کنگره همیشه می‌گفتم خدا بهترین‌ها را برای من می‌خواهد؛ اما هیچ تلاش و کوششی برای رسیدن به خواسته‌هایم انجام نمی‌دادم؛ زمانی که پذیرفتم باید آموزش ببینم، عمل کنم و تا زمانی که فرصت دارم خودم را ارتقا دهم، نگاه من به زندگی و مسیر رسیدن به تعالی کاملاً تغییر کرد. امروز هر روز بیش از گذشته قدردانش و آموزش‌های آقای مهندس و کنگره60 را می‌دانم و تلاش می‌کنم آن‌ها را در زندگی خود به کار بگیرم.

به نظر شما مسئولیت‌پذیری چه نقشی در رشد و ارتقای خدمتگزاران کنگره دارد؟

مسئولیت‌پذیری؛ یعنی بپذیرم چه کاری انجام داده‌ام و در برابر تصمیم‌هایی که گرفته‌ام پاسخ‌گو باشم. به نظر من، موضوع مهم این است که خدمتگزار با چه حسی خدمت می‌کند. آیا فقط برای انجام یک خدمت آمده است، یا برای مطرح‌شدن، یا اینکه واقعاً می‌خواهد مسئولیت خود را به بهترین شکل انجام دهد. یکی از زیباترین آموزش‌هایی که از خدمت گرفتم مربوط به مسئول آبدارخانه بود. ایشان زمانی که برای هفته بعد آمدند، برای تفاله‌های چای محل مناسبی آماده کرده بودند و برخی تجهیزات موردنیاز را نیز تهیه کرده بودند. آن روز ساعت‌ها به این موضوع فکر کردم که عنوان خدمت یا رنگ شال مهم نیست، مهم این است که فرد با چه نگرش و حسی وارد خدمت می‌شود و چگونه برای بهتر انجام‌دادن مسئولیت خود برنامه‌ریزی می‌کند. این موضوع باعث شد فرصت‌های خدمت را عمیق‌تر ببینم؛ زمانی که انسان روی خودش کار می‌کند و مسئولیت خود را با عشق و حس خوب انجام می‌دهد، بدون شک چه در صور ‌آشکار و چه در صور‌ پنهان، زمینه ارتقای او فراهم خواهد شد.

کلام آخر...

از آقای مهندس، دکتر امین، خانم کماندار، خانم شهره عزیز و تمامی خدمتگزاران همسفران نائین که به من اجازه دادند در کنارشان باشم و بهترین‌ها را تجربه کنم، سپاسگزارم. امیدوارم خداوند این توفیق را به من بدهد که همیشه فرزند کنگره باقی بمانم.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
عکاس: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .