English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده_از من حرکت از خدا برکت

گروه خانواده_از من حرکت از خدا برکت

جلسه سوم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی دزفول به استادی راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه « وادی چهارم ( در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش است) »در تاریخ ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی تشکر می‌کنم از نگهبان و دبیر محترم، گروه مرزبانی، راهنمایان محترم و خدمتگزاران و ممنونم از دعوت شما عزیزان.

خدا را شکر می‌کنم که در جمع دوستان هستم؛ واقعاً حضور در جمع یک نعمت بزرگ است. خود من تا قبل از آشنایی با کنگره فکر می‌کردم هرچه انسان‌ها از هم دورتر باشند بهتر است. مثلاً اگر با فامیل یا آشنا به اختلافی برمی‌خوردم، می‌گفتم ارتباط را قطع می‌کنیم و تمام! از مشکلات فرار می‌کردم و تصور می‌کردم این‌گونه بهتر است. اما واقعاً تکامل در جمع صورت می‌گیرد.

کنگره‌۶۰ با آموزش‌هایش پیوندهایی را که بین اعضای خانواده، بین مسافر و همسفر، بین فرد و جامعه و اطرافیان آسیب دیده، دوباره ترمیم و تقویت می‌کند و این بسیار ارزشمند است. ان‌شاءالله بتوانیم از این آموزش‌ها استفاده کنیم.

در مورد دستور جلسه که وادی چهارم است، باید بگویم این وادی‌ها همیشه در زندگی ما جاری هستند. خود من وقتی در زندگی به مشکلی برمی‌خورم و حالم خراب می‌شود، نگاه می‌کنم ببینم کدام قانون را رعایت نکرده‌ام؛ آیا بدون تفکر حرفی زده‌ام؟از کسی تقلید کرده‌ام یا دنباله‌رو کسی بوده‌ام؟ قطعاً کاری که بدون تفکر باشد، باعث می‌شود چیزهایی را که خودم دارم از دست بدهم.

وادی دوم می‌گوید نباید ناامید شوی. دکتر امین هم تأکید می‌کنند که در این وادی می‌گوید که ناامیدی باید حذف شود. در هر شرایطی که هستی نباید ناامید شوی، چون خداوند یا قدرت مطلق که این سیستم هستی را اداره می‌کند، حساب کار ما را هم دارد. پس من نباید ناامید شوم یا احساس بیهودگی کنم. اگر انسان بیهوده باشد، قطعاً خودش او را کنار می‌گذارد. اگر در شعبه یا خانواده مسئولیتی دارم، یعنی به دردی می‌خورم؛ باید بگردم و آن درد را پیدا کنم.

در وادی سوم گفته می‌شود چه توقعی از دیگران داری و چه انتظاری داری؟ من برای خانواده‌ام و جامعه‌ام چه کرده‌ام که توقع داشته باشم؟ مثلاً برای راهنما یا ایجنت چه کرده‌ام که مدام انتظار داشته باشم؟ وقتی از راهنما، خانواده، پدر، مادر یا جامعه توقع نداشته باشم، اگر درخواستی بکنم و انجام نشود، ناراحت نمی‌شوم. چرا باید از اطرافیانم طلبکار باشم؟

در وادی چهارم می‌گوید حالا که توقع را از دیگران برداشتی، به خداوند می‌رسی. حالا دیگر از خداوند هم نباید توقع داشته باشی. خداوند همه‌چیز را به منِ فاطمه داده. من نمی‌توانم بگویم چون ایمان دارم، پس خدا باید همه کارهای مرا انجام دهد. ما هیچ نیستیم مگر اینکه تلاش کنیم. «از من حرکت، از خدا برکت». باید تلاش خودم را بکنم تا خداوند کمک کند.

مثلاً اگر برای درمان یا کاهش وزن، مسیر اشتباه را انتخاب کنم و سراغ عمل‌های مختلف بروم، نباید انتظار داشته باشم خداوند کمکم کند. یا اگر حس منفی دارم، حسودم و چشم دیدن رشد دیگران را ندارم، نباید انتظار داشته باشم خداوند به من کمک کند.

اگر بخواهم وادی‌ها را از اول تا چهارم اجرا کنم، همان‌طور که استاد امین می‌گویند، حس انسان پالایش می‌شود. وقتی حس من خوب باشد، قطعاً به تشخیص درست می‌رسم. وقتی حسم خوب است و به کنگره می‌آیم و خدمت می‌کنم و از دیگران توقع ندارم، اگر مهماندار به من بگوید از اینجا بلند شو و جای دیگری بنشین، دچار خشم و کینه نمی‌شوم. اگر راهنما در لژیون تذکر بدهد یا ایجنت چیزی بگوید، ناراحت نمی‌شوم.

وقتی حسمان پاک باشد، در خانواده، دانشگاه یا محل کار هم اگر کسی حرفی بزند و لحظه‌ای ما را عصبانی‌ کند، خشم را بیرون نمی‌ریزیم. با ایجنت یا راهنما بحث نمی‌کنیم. درست است که این تحمل دردناک است و آدم را می‌سوزاند، اما اگر این سوزش را تحمل کنیم و فرمان‌بردار بمانیم، بدی‌های درونمان ذره‌ذره سوخته و از بین می‌رود. دیگر خشم خود را به دیگران منتقل نمی‌کنیم، بلکه آن را درون خودمان پاک می‌کنیم.

ان‌شاءالله بتوانیم از آموزش‌های کنگره بهره ببریم و با حال خوش، در کنار هم در این شعبه موفق باشید.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمد

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)

عکاس: همسفر رومینا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)

ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت

همسفران نمایندگی دزفول

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .