اولین جلسه از دور پنجم سری کارگاه های آموزشی نمایندگی فیروزآباد فارس، با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر علی بخش و دبیری مسافر علی برز با دستور جلسه « وادی چهارم: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن » در روز یکشنبه مورخه ۱۴۰۵٫۳٫۳۱ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
موضوع دستور جلسه امروز وادی چهارم و تأثیر آن روی من هست. در سه وادی اول ما نحوه تفکر کردن را یاد میگیرم و به ما آموزش میدهند که چگونه تفکر کنیم یعنی قبل از انجام کار ما باید حتما تفکر کنیم و بعد اقدام به انجام کار بکنیم.
تیتر وادی چهارم میگوید « در مسائل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن ». یعنی که همه چیز در دست خود من است و قدرت و اختیار در من است، در بعضی مکانها بعضی از اشخاص میگفتند مشکلات و مسائل را به خدا بسپار، خود خداوند درستش میکند؛ حالا من هم در آنجا یک چهره عارفانه و به قولا ملکوتی به خودم میگرفتم و یک قیافه حق به جانبی هم میگرفتم که من فلان مشکلم را دارم به خدا میسپارم و امیدوارم که خداوند حلش کند. در صورتی که خداوند میگوید (از تو حرکت از من برکت).
خداوند نمیآید که برای من کار فیزیکی را انجام بدهد!! خداوند میگوید اول تو حرکت کن در مسیر حل مشکلت قدم بردار تا من هم کمکت کنم. خداوند با القا افکار و الهام کمک میکند؛ نمیشود که من از خدا توقع داشته باشم قرض و بدهی من را از صندوق غیبش بدهد.
یا اینکه من جرمی مرتکب شدم و الان زندانی هستم توقع داشته باشم خداوند بیاید با نیروهای غیبیاش من را از زندان آزاد کند! چنین چیزی امکان پذیر نیست، اینجور تفکری درست مثل این است که لباس من پاره باشد و من از خدا بخوام تا خدا بیاید و لباس من را وصله کند.
ما بعضی موقعها از خداوند توقع داریم که بیاید تمام مسائل و مشکلات ما را حل کند مثل این که خداوند و تمام نیروهای الهی فرمانبرداران ما هستند و صبح ما برنامه بهشون بدهیم که پسر من میخواهد در کنکور قبول بشود و حتماً قبولش کن و یا فلانی را نفرین میکنم که از فلانی انتقام بگیر!! در صورتی که خداوند روزی که انسان را خلق کرد به او دو راه را پیشنهاد کرد و به انسان اختیار داد و گفت یکی راه فسق و فجور و شر است و انتهای این راه را مشخص کرد و فرمود این راه میرسد به جهنم، به عذاب.
و یک راه صراط مستقیم و راه درست است و فرمود انتهای این راه به بهشت و حال خوش میرسد. وادی چهارم به من مسافر میگوید که همه چیز در دست خود من است، من اول باید خواسته داشته باشم و در جهت خواسته ام قدم بردارم مثلاً خواسته من درمان اعتیاد خودم هست بنابراین باید در کنگره قرار بگیرم و حرکت کنم در مسیر درمان شدن باشم یعنی سر تایم بیایم، سی دی بنویسم حرف راهنما را گوش کنم تا خداوند هم در جهت رسیدن به رهایی من را کمک کند. خداوند که نمیآید رهایی را بگذارد در یک دستمال و بگوید بفرما!! در پایان تشکر میکنم از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان از مرزبانان و همه دوستانی که در نمایندگی زحمت میکشند تا من به رهایی برسم.
ممنون از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش دادید.
خلاصه و تایپ: مسافر داریوش ( لژیون اول )
ویرایش: مسافر علی ( راهنما )
ارسال: مسافر بهرام ( خدمتگزار سایت )
- تعداد بازدید از این مطلب :
73