جلسه پنجم از دوره هفتم کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آزادشهر با استادی راهنما همسفر فاطمه نگهبانی همسفر مونا و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه: «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خدای خودم را شاکرم که بار دیگر توانستم در این جایگاه قرار بگیرم از خانم ساغر راهنمای لژیون چهارم تشکر میکنم که مسئولیت خدمت کردن در این جایگاه را به من واگذار کردند. وادی چهارم با عنوان در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت سپردن یعنی؛ سلب مسئولیت از خویشتن شروع میشود، خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد؛ مگر اینکه این قوم خودشان بخواهند و خودشان خواهان باشند یعنی چه؟ یعنی اینکه انسان قدرت اختیار دارد و به انسان قدرت انتخاب داده شده که بتواند سرنوشت خود را تغییر دهد. خداوند به انسان عقل داده، قدرت انتخاب و اختیار داده، راه خیر و شر را نشان داده و گفته خودت باید انتخاب کنی؛ اما بعضی وقتها انسان با مشکلی روبرو میشود یا به مشکلی برمیخورد و سختی به سراغ او میآید، نمیداند چهکاری باید انجام دهد؛ دنبال یک گذرگاه، یک میانبر یا یک گریزگاه میگردد که خود را تبرئه کند و خود را به آن بسپارد که میگوید خدایا به تو سپردم خودت آن را درست کن؛ اما در این وادی میگوید؛ مسئولیت زندگی هر شخصی به عهده خود او است؛ یعنی خود او باید تصمیم بگیرد که چهکاری انجام دهد.
هر جا که مسئولیت زندگی را خودمان پذیرفتیم و به جای شکایت کردن و گلایه کردن دنبال راه حل بودیم آن موقع رشد میکنیم و راه هموار میشود یکی از نکاتی که در این وادی آمده و مهم است پذیرش مسئولیت است؛ یعنی اولین قدم برای اینکه شما تغییر کنیم باید آن مشکل را بپذیریم و تا زمانی که این مشکلات را نپذیریم نمیتوانیم آن را حل کنیم و زمانیکه پذیرفتیم خود من نقش اساسی در این مشکل را داشتم آن موقع است که شروع میشود و راه حلها جلوی تو میآیند و میتوانی تغییرش بدهی و جلوتر دو تا مسئله مطرح میشود که توکل به خدا چی، راز و نیاز چی، درخواست چی، خواستن و طلب کردن از خدا چی؟ توکل خوب است؛ اما با مسئولیتپذیری خیلی فرق میکند. شما تفکر میکنی برنامه ریزی میکنی، تلاش میکنی و بعد آن را به خدا میسپاری و نه اینکه هیچ اقدامی نکنی و منتظر معجزه باشی که خدا برای تو کاری انجام دهد. یک مثال ساده اینکه شما ماشینت خراب باشد و با ماشین خراب داخل جاده بروید و بگویی توکل به خدا من میروم خدا خودش درست میکند و اگر هم خراب شد و یا اتفاقی افتاد بگویم خیر بوده حتماً یک چیزی در آن بوده و خدا خواسته که ماشین من خراب شود؛ ولی در صورتی که قبل آن فکری نبوده و باید به فکر این باشیم که ماشین را درست کنیم.
خب راز و نیاز چی؟ دعا و راز و نیاز خیلی خوب است؛ اما موقعی که ما در مسیر درست باشیم در مسیر ارزشها و صراط مستقیم باشیم و فرمانهای قدرت مطلق را انجام دهیم؛ مثل اینکه یک دانشآموزی یک سال درس نخواند و شب امتحان دعا و راز و نیاز کند که خدایا من امتحانم را خوب شوم و این هم همان میشود دعا خیلی ارزشمند است؛ اما جای تلاش را نمیگیرد. نتیجه امتحان بستگی به آن تلاش و عملکرد ما دارد در کنگره۶۰ هم مسافران در طول سفر خود برای اینکه به درمان برسند؛ باید حتماً خودشان مسئولیت سفرشان را به عهده بگیرند، اینکه یک مسافری فقط بیاد یکی به او دارو بدهد، یکی برای او سیدی را توضیح دهد، یکی برای او بنویسد و فقط حضور داشته باشد، خب طبیعتاً مسئولیت سفر خود را به عهده نگرفته است و قطعاً به درمان درست نمیرسد؛ در آخر یک جمعبندی از وادی چهارم کنم به نظر من نکته طلایی آن این بود که خداوند توانایی و قدرت را در اختیار هر کسی قرار داده تا خودش تصمیم بگیرد و سرنوشت هر کس را خودش تعیین میکند و کلید آن دست خودمان است.

مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر امید
عکاس: همسفر الهام راهنمای تازهواردین
تایپیست: همسفر مونا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون سوم) دبیر اول سایت
ویراستاری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سعیده مرزبان خبری
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
100