امروز نهمین جلسه از دور سی و سوم، از کارگاه آموزشی خصوص کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا به نمایندگی لویی پاستور با استادی راهنما تغذیه مسافر سامان و نگهبانی مسافر هادی و دبیری اینجانب مسافر سعید با دستور جلسه « وادی چهارم و تاثیر آن روی من » مورخ 1 تیر 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، سامان هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که یک جلسه دیگر توانستم در کنگره ۶۰ حضور داشته باشم و در جمع شما عزیزان باشم. از نگهبان محترم، آقا هادی، دبیر محترم، آقا سعید و همچنین آقا میلاد، راهنمای محترم ، که امروز با بنده در خصوص این جایگاه صحبت داشتند، تشکر و سپاسگزاری میکنم.
موضوع جلسه هفتگی «در مسائل حیاتی، به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولیت» است. به نظر من یک مرز تاریک بین توکل و سلب مسئولیت وجود دارد. شاید در نگاه اول هر دو مفهوم شبیه هم باشند؛ چون هر دو به نوعی سپردن به خداوند هستند، اما تفاوت اصلی و بنیادین این دو موضوع، به نظرم در جایگاه اراده خود انسان است.
توکل واقعی یعنی انسان تلاش خود را انجام دهد و حداکثر عمل به تکلیف را داشته باشد، سپس نتیجه را بپذیرد. اما سلب مسئولیت، استفاده نادرست از مفهوم اراده الهی است. اگر من تنبلی، کاهلی، ترس از مواجه شدن با مشکلات و واقعیتهای زندگی را به قدرت مطلق یا خداوند بسپارم، واقعیت این است که تلاش لازم را انجام ندادهام.
به نظر من، سلب مسئولیت یک مکانیزم دفاعی است تا من در برابر شکستها و باختهایی که در زندگی داشتهام، خودم را تبرئه کنم. یعنی بار مسئولیت اتفاقات زندگی را نه تنها به خدا، بلکه به هر عامل دیگری نسبت دهم و مسئولیت را از دوش خود بردارم.
.jpg)
واقعیتش اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، با توجه به اینکه بیش از یک دهه در انجمن دیگری بودم، همیشه این موضوع را در خودم داشتم. همیشه انتظار داشتم که نیروی برتر کارها را برایم درست کند و به ایمانم افتخار میکردم. اگر موضوعی یا مشکلی برایم پیش میآمد، میگفتم این خواست خدا بوده است و خیلی راحت از کنار آن عبور میکردم.
تا اینکه مسائلی پیش آمد که مشکلاتم بیشتر و حادتر شد. وادی چهارم واقعاً نوع دیدگاه و نگرش مرا تغییر داد. به نتیجهای رسیدم که بخش عمده مشکلات زندگیام به این دلیل بوده که تلاش کافی از طرف خودم انجام ندادهام. همین موضوع باعث شده بود که با این همه مشکل مواجه شوم.
حتی در مسائل کاری، خانوادگی و شغلهای مختلفی که داشتم، نمیدانستم و شاید فکر میکردم فقط خواست خداست که چه اتفاقی برای من بیفتد، بدون اینکه ببینم خودم چه توانایی و چه مسئولیتی در این میان دارم.
اما خدا را شکر، امروز متوجه شدهام که تمام امکاناتی که در اختیار من قرار میگیرد، حتی وقت و زمانی که در اختیار دارم، امانت خداوند است و من باید به درستی از آن استفاده کنم. در مسائل کاری، خانوادگی و اجتماعی، باید این زمان و فرصت را قدر بدانم و در هر زمینهای آن را به کار بگیرم.
باید بدانم نتیجه هر کاری، حاصل تلاش و کوششی است که خودم انجام دادهام. اگر امروز در هر شرایطی از زندگی قرار دارم، نتیجه اعمال و عملکرد خودم است و اگر نتیجه مطلوبی نگرفتهام، دلیل آن کمتلاش کردن من بوده است.
در مورد سیدی هفته «جبر و اختیار ۱ تا ۳»، چیزی که خودم برداشت کردم این است که در این سه سالی که وارد کنگره ۶۰ شدهام، شاید کارهایم را یکییکی از دست دادهام یا با مشکلات و مسائل قانونی مواجه شدهام. درک اندکی که از این سیدیها و فرمایشات آقای مهندس داشتهام این بوده که یا در حال آزمون هستم، یا در حال آموزش و یا اینکه شاید دارم تاوان اعمال منفی گذشته خود را پس میدهم.
اما با همه این مسائل، خدا را شکر میکنم که به واسطه کنگره ۶۰ و وادی چهارم، در مسیر رشد قرار گرفتهام. من باید در تکاپوی مستمر باشم و تلاش و حرکت خودم را ادامه دهم؛ چون ایمان دارم وظیفه من تلاش حداکثری است و سپردن نتیجه، همان سپردن به قدرت مطلق و اراده الهی است.
از این که به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
ضبط و تایپ: مسافر نوید (لژیون10)
عکس: مسافر نوید (لژیون10)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
95