(( به نام قدرت مطلق الله ))
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر. با سالها تخریب وارد کنگره شدم؛ آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک کشیدنی. ۸ ماه و ۱۲ روز است که سفر میکنم به راهنمایی راهنمای محترم آقا مرتضی از لژیون پنجم. داروی درمان شربت OT، تیدیاس مصرفی 0/3 سیسی در هر وعده. در ضمن مسافر ویلیام هستم به راهنمایی راهنمای محترم آقا علی جوادی؛ داروی درمان آدامس نیکولایف، ۴ قطعه در روز، ورزش در کنگره: ورزش باستانی.
مشارکت در مورد دستور جلسه هفته: «وادی چهارم و تأثیر آن روی من»
سالها در جستجوی راهی بودم تا بارهای سنگین زندگیام را به شانههای دیگری بسپارم. هرگاه طوفانی در زندگیام برپا میشد، با دستانی لرزان، انگشت اتهام را به سوی آسمان میگرفتم؛ گویی خدایی که خود نظمدهنده کائنات است، باید برای بینظمیهای من پاسخگو میبود.
وادی چهارم، آیینه تمامنمایی بود که مرا در برابر خودم قرار داد. این وادی نه یک دستورالعمل خشک، بلکه دعوتی بود به بلوغ روح؛ آموختم پروردگارم بزرگتر از آن است که بازیچه بهانههای من برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتهای زندگیام باشد. او به من «اختیار» داد، همان امانتی که فرشتگان از پذیرش آن گریزان بودند و من با سهلانگاری، آن را به بند تقدیر و سپردن مسئولیت به غیر گره زده بودم.
در این وادی دریافتم که دعا کردن بدون تلاش، تنها زمزمهای در باد است. وقتی از خداوند طلب یاری میکنم، ابتدا باید خودم در صراط مستقیم قدم بگذارم و سختیهای راه را به جان بخرم. خداوند دست یاریاش را به سمت کسی دراز میکند که خود، آستینهای همت را بالا زده باشد.
وادی چهارم به من آموخت:
* اگر در اعماق تاریکی هستم، مسئولیتش با من است.
* اگر به دنبال نور هستم، باز هم مسئولیتش با من است.
من فراخوانده شدهام تا فرمانروای شهر وجودی خویش باشم. دیگر نمیتوانم به بهانه «تقدیر» یا «خواست خداوند»، در گوشهای بنشینم و نظارهگر ویرانیهایم باشم.
امروز میفهمم که صلح با خداوند، یعنی پذیرش مسئولیتهای خویش. وقتی بپذیرم که من معمار بنای زندگیام هستم، آنگاه دعاهایم از سر عجز نیست، بلکه از سر قدرت است؛ دعایی که در آن از خداوند یاری میطلبم تا در مسیر درستی که خود انتخاب کردهام، مرا استوار نگاه دارد.
اکنون در آرامش این وادی، به خدای خود میگویم؛ «خدایا، تو را سپاس برای قدرت انتخاب. من مسئولیت لحظهلحظه بودن خویش را میپذیرم، تا شاید با بازپسگیری این مسئولیت، طعمِ شیرین آزادی، رهایی و کمال را در سایه آموزشهای کنگره ۶۰ دوباره تجربه کنم.»، از اینکه وقت گذاشتید و دلنوشته من را مطالعه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
با احترام، مسافر حمید
لژیون پنجم نمایندگی رازی
تایپ و ویراستاری : مسافر اسماعیل
عکس و بارگذاری : مسافر میثم
- تعداد بازدید از این مطلب :
355