English Version
This Site Is Available In English

کلام و گفتار که راستین باشد، درِ حقیقت به رویت باز می‌شود

کلام و گفتار که راستین باشد، درِ حقیقت به رویت باز می‌شود

چهارمین جلسه از دوره شصت‌وپنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی خلیج فارس بوشهر، با استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر صادق و دبیری مسافر مرتضی، با دستور جلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من»، روز یکشنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجید هستم یک مسافر. خدا قوت می‌گویم به همه عزیزانی که در قسمت اداری تلاش کردند و می‌کنند. داریم به سمتی می‌رویم که بخش اداری فرم بهتری بگیرد و این خیلی لذت‌بخش است. روز اولی که آمدیم اینجا قسمت اداری با چند میز در انتهای سالن بود و کم‌کم با تلاش همه مسافران و همسفران بخش اداری را درست کردیم؛ به امید خداوند، روزبه‌روز نمایندگی آبادتر می‌شود.
این همان پیام لژیون سردار است که ساکنین آباد، آبادی را گسترش می‌دهند. دیگران تلاش کردند که درون من آباد شود، افکار، اندیشه‌ و احساساتم تغییر کند و بعد بتوانم این آبادی را گسترش بدهم؛ خصوصا از لحاظ شاد کردن دیگران.
آقای مهندس تلاش می‌کنند که ما از حالت غم، غصه، ناامیدی و حالِ بد بیرون بیاییم و لبخند روی لب‌هایمان بنشیند؛ پس چهره‌های ما بایستی بشاش باشد و بیشتر بخندیم.

در عنوان دستور جلسه آمده «در مسائل حیاتی»؛ یعنی مسائل و مشکلاتی که در زندگی برای من به وجود می‌آیند، برای حل کردن آن‌ها، بالاترین نقش را خودِ من دارم چون یک‌سری از مشکلات را خود من با جهل و ناآگاهی برای خودم به وجود آورده‌ام؛ از جمله مهم‌ترین آن‌ها که اعتیاد است. یک‌سری مشکلات دیگر هم به وجود می‌آیند که من تلاش کنم تا راه‌حلشان را پیدا کنم که قوی‌تر بشوم و آگاهی‌ام بالا برود.
گاهی در مواجهه با مشکلات می‌گفتم؛ مشکلات را خدا خودش به وجود آورده، خودش هم حلش می‌کند و یا متوقعانه و شاکیانه می‌گفتم؛ برای من چه کار کردی؟ هزار مشکل دادی، راه‌حلی هم نگذاشتی، پس خودت حلش کن.
اما قصه از جایی شروع می‌شود که من در نهایت بپذیرم و بگویم: مشکل را خودم به وجود آوردم و خودم هم باید حلش کنم و آن موقع است که خدا راه کنگره را باز می‌کند و از همه طریق کمک می‌شود. انسان تا خودش نخواهد و نپذیرد، راهِ کنگره برایش باز نمی‌شود. یعنی باید ابتدا پذیرش صورت بگیرد.
 

برای اینکه فهم مطالب و درِ حقیقت به رویم باز بشود، باید کلام و گفتارم راستین باشد، باید در مسیر ‌ارزش‌ها حرکت کنم و قدم‌ها را صاف بردارم، یعنی اگر من بیایم در کنگره و بگویم دروغ گفتن، غیبت کردن، قضاوت کردن بد است، ولی خودم آن‌ها را انجام بدهم، مفهوم واقعی آموزش‌ها برایم باز نمی‌شوند. غیرممکن است در مسیر صراط مستقیم کج قدم بردارم و مفاهیم آموزش‌ها را بتوانم درک کنم.
در کنگره باید دنبال یاد گرفتن باشم نه ایراد گرفتن تا تغییرات درونم ایجاد بشوند. باید به آقای مهندس قلبا باور داشته باشم و بدانم که تمام مطالبی را که به ما یاد می‌دهند، ریشه‌یابی کرده‌اند و بعد به ما آموزش می‌دهند.
پس نمی‌شود بگویم من آقای مهندس را در روش DST قبول دارم، ولی در مسائل دیگر قبول ندارم. باید آقای مهندس را صددرصد قبول داشته باشم. ما چه کسی را می‌خواهیم پیدا کنیم که بخواهد ما را از اعتیاد بیرون بیاورد و به ما درس زندگی بدهد؟ در کنگره، باید مثل خاک باشیم تا بتوانیم درس‌ها را از ایشان یاد بگیریم و به آن‌ها عمل کنیم. ممنونم از همه شما عزیزان.

نگارش: مسافر مرتضی (لژیون سوم)
عکس: مسافر علیرضا (لژیون هشتم)
ویراستاری و تنظیم: مسافر کاوه (لژیون ششم)
ارسال: مسافر احسان (لژیون سوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .