وادیها مانند ستونهای هستند که زیر بنای جهانبینی ما را میسازند. وادی اول تا چهارم مبانی فکری ما را با اصلیترین قوانین بازی زندگی را وفق میدهند اما راه آماده میکنند که حرکت درست و اصولی خود را برای درمان اعتیاد و در ادامه درست زندگی کردن آغاز کنیم. من زمانی که متوجه شدم مسافرم دچار اعتیاد شده است. شروع به گریه و زاری کردم ناامید شده بودم و دیگر زندگی و خوشحالی برای من معنایی نداشت. دوست داشتم از همه فاصله بگیرم تا مبادا حرفی و طعنهای به من بزنند که من ناراحت بشوم. کار من گریه شده بود و همیشه از خدا گله داشتم مگر من چکار کردهام که زندگی من باید به این صورت باشد. از خدا استغفرالله بیزار شده بودم و با خود میگفتم: عدالت ندارد. زمانی که همسرم از خانه خارج میشد به او بد و بیراه میگفتم زیرا او یک مصرف کننده شده بود. تا اینکه به همراهی یکی از همسایهها که با کنگره آشنا بود ما را راهی این مکان مقدس کرد. زمانی که وارد کنگره شدم وادیها را یکبهیک نوشتم و گوش دادم و راهنمای خوبم برای من توضیح دادند. وقتی به وادی چهارم رسیدم با خود گفتم؛ آمدن من بیحکمت نیست و من نباید این اتفاقها را نادیده بگیرم. بلند شدم و حرکت کردم تا مشکل را حل کنم اگر صد سال هم بیحرکت بمانیم و دیگران را مقصر بدانیم و از خداوند شاکی باشیم یا کمک بخواهیم چیزی درست نمی شود.حرفهای راهنما برای من یک تلنگر بود. حرکت کردم و خدا را شاکر هستم که به این مکان مقدس آمدهام و نزدیک رهایی مسافرم است و حال من خیلی خوب است. به نظر من تمام وادیها روش درست زندگی کردن را به ما میآموزند. از وقتی به کنگره آمدهام همیشه سعی میکنم اگر کاری به صلاح باشد مستجاب میشود پس از ما حرکت از خدای بزرگ هم برکت.
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
ارسال: راهنما تازه واردین همسفر الهام (نگهبان سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
33