English Version
This Site Is Available In English

من به‌عنوان یک موجود تمام مسئولیت حیات خود را باید بپذیرم.

من به‌عنوان یک موجود تمام مسئولیت حیات خود را باید بپذیرم.

دوازدهمین جلسه از دور سی و نهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس روزهای شنبه به استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر رضا با دستورجلسه «وادی چهارم و تأثیر آن روی من» در تاریخ 30 خرداد  1405  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:


خداراشکر می‌کنم یک روز دیگر فرصت در اختیار من قرار گرفت تا بیام به کنگره60 حضور پیدا کنم و جایگاه خدمتی داشته باشم. تشکر می‌کنم از تمام خدمتگزاران، ایجنت و مرزبانی محترم، راهنمایان و همسفران محترم که خدمت می‌کنند تا شرایط فراهم شود تا من بتوانم آموزش بگیرم.
وادی چهارم یکی از قشنگ‌ترین وادی‌هاست، البته همه وادی‌ها قشنگ هستند و این وادی‌ها ستون‌های کنگره 60 هستند.  به‌طور مختصر این وادی چه می‌خواهد بگوید؟ مثلاً خودم زمانی که مصرف‌کننده بودم، خیلی شناختی از خودم و حیاتم نداشتم از موجودیت خودم نداشتم موقعی که به درب بسته می‌خوردم یا توانایی انجام خیلی کارها را نداشتم به‌صورت نمادین منتظر بودم تا خداوند بیاید و این مسئولیت‌های من را انجام دهد و واگذار می‌کردم به خداوند و فکر می‌کردم خیلی آدم باخدایی هستم.
در این وادی موضوعی که مطرح می‌شود این است که ما باید بدانیم هرکسی یا هر موجودی حتی خالق هم مسئولیت‌هایی دارد، اما این مسئولیت‌ها حدومرزش مشخص نیست. خداوند به‌عنوان خالقی که هر چیزی را خلق کرده مسئولیت‌هایش را به‌خوبی انجام داده است، شرایط محیطی را جوری خلق کرده تا من به بهترین شکل به حیاتم ادامه بدهم و شاید من در این هستی، جایگاه خداوند را من به‌درستی نشناسم،  فکر می‌کنم موجودی است مثل یک غول چراغ جادو و هر آنچه من می‌خواهم را انجام بدهد، ممکن است این تفکر تلقی بشود.
ساختار هستی را من این‌طور فهمیدم که یک سیستم است، یک سیستم نظام‌مند که توسط قدرت مطلق طراحی‌شده است و انسان موجودی است که تمام اختیارات حیاتی خودش به او واردشده است و دو راهنمای درونی آن جن و روح هستند که راهنمایی و هدایتش می‌کنند و هر عملی انجام می‌دهد عکس‌العملی دریافت می‌کنند و تمام مسئولیت آش به عهده خودش است.
آقای مهندس بارها در سی‌دی‌هایشان گفتند: "تمام مسائل حیاتی و اموری که مربوط به حال خوب خودت می‌شود را بپذیری و تمام تلاشت را بکنی آنجا که دیگر کاری از دستت برنیامد واگذار کنی و آنجاست که باید توکل کنی".
یک‌زمانی، من تمام‌کارهایی که باید می‌کردم را انجام دادم، هر چه از دستم آمده انجام دادم، ازاینجا به بعدش دیگر دست من نیست آنجا است که نیروی مطلق، قدرت مافوق طبق فرمان آن چیزی که برای من مقدر و بهترین است را به بهترین شکل ممکن به من می‌دهد، حالا آن می‌تواند یک‌زمان "رنجی" باشد که در پس آن ساختن به وجود می‌آید یک‌زمانی می‌تواند یک "گشایش" باشد که این در ید قدرت مطلق است. من به‌عنوان یک موجود تمام مسئولیت حیات خود را باید بپذیرم.
مثل سفر کردن خودمان، که سر ساعت بیام و سر ساعت بروم، دارویم را به‌موقع بخورم، فرامین راهنمایم را گوش دهم، اگر انجام بدهم آن کارهایی که مربوط به خودم است، هستی هم به‌صورت نظام‌مند خودش طراحی‌اش به‌گونه‌ای است که طبق عملکرد من به من برگشت داده می‌شود.

تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .