سیزدهمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی ایجنت محترم مسافر مسعود، نگهبانی موقت مسافر محمد و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه (وادی چهارم و تأثیر آن روی من) در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم. از راهنمای عزیزم آقا الله قلی تشکر میکنم، اگر حال خوبی دارم و در خدمت شما هستم به جهت زحمات ایشان است، اینکه از وقت خودشان و از زندگیشان گذشتند با خدمت بی منت باعث حال خوب ما شدند جای دارد قدردانی کنم. از گروه مرزبانی سپاسگزارم، بابت زحماتی که میکشند از همهی آنها بابت این جایگاهی که امروز در اختیار من قرار دادند و استادی جلسه را به من سپردند ممنونم. از نگهبان و دبیر و همه خدمتگزاران تشکر میکنم. یک وقتهایی ممکن این ذهنیت ایجاد شود که استاد جلسه میشوید چقدر تشکر میکنید!؟ چقدر برای هم نوشابه باز میکنید و چقدر همدیگر را تحویل میگیرید. این واقعیت است. ما به کنگره آمدیم تا این مسائل را یاد بگیریم، مواردی که فراموش کرده بودیم، قدر دانی کردن و سپاسگزاری را کنگره به یاد ما میآورد، چیزهای که اجرای آن را بهتر از قبل آموزش میبینیم و مواردی که فراموش کرده بودیم.
مسائل زیادی که در دوره دانشگاه هم یاد نگرفته بودیم، ادب و احترام را میآموزند که فراموش نکنیم چه کسانی بودند که دست ما را گرفتند و باعث شدند حال ما خوب شود. این مسائل را به ما یاد دادند و وظیفه ماست که هر دفعه استاد جلسه می شویم از راهنمای خودمان و از تمام خدمتگزاران تشکر کنیم.
دورههای خدمت یک کیفیت دارد، یک کمیت. اما کمیت آن خدمتی است که در طول سفر انجام میدهیم. برای راهنما چهار سال، ایجنت و مرزبانی ۱۴ ماه و هر جایگاه خدمتی یک دوره ای برای خودش دارد.
در موردکیفیت نیز، من در روز اولی که ایجنت شدم با روز آخر کیفیت خدمت کردنم باید یکی باشد. با همان انرژی، این چهار سال دوره راهنمایی هم همینطور برای من هیچ تفاوتی نداشته باشد. آیتمهای زیادی هم دارد، همین آمدن و رفتنها، همین سی دی نوشتن ها، یا اینکه ۴ ماه آخر از خدمتم یا زمان خدمت کردنم بزنم، دیر بیایم زود بخواهم بروم، سی دی را یک هفته در میان بنویسم و کارهای دیگری که باید در طول خدمتم انجام بدهم، حالا هر خدمتی که میخواهد باشد. اگر مهماندار شدم حتی نگهبان نظم هر جایگاه خدمتی کیفیت دارد و باید با کیفیت کار خودم را انجام بدهم.
در مورد دستور جلسه؛ ۵۲ هفته در طول سال داریم ۴ هفته که تعطیلی داریم تعطیلات عید هست و تعطیلات تابستانه داریم، ۴ هفته کم میشود، ۴۸ هفته میماند که ۱۴ هفته مربوط به ۱۴ وادی است. ۱۴ وادی که چراغ راه ماست در طول مسیر که چطور باید از این وادیها پند بگیریم و همینطور که یاد میگیریم همانطور در طول زندگیمان کاربردیشان کنیم. نباید اینطور باشد که فقط در کنگره ما بخواهم آنها را اجرا کنم. اینجا یاد میگیرم تا بتوانم در جامعه و درون خانوادهام پیاده کنم. در وادی چهارم میگوید: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویش، وظیفهای که بر عهدهی من است را ساقط کنم و بر گردن دیگران بیندازم؟ در تیترش می گوید؛ مسائل حیاتی! مسئلهای که به زندگی من مربوط میشود و چه چیزی مهمتر از این؟ مهمتر از درمان اعتیاد. موضوعی که در صور ظاهرش بر این بنا شده که درمان اعتیاد صورت بگیرد، اگر چه در صور پنهان به گونهای ادامه پیدا میکند که بر روی انسانسازی و مراحل پیشرفتهتر فعالیت میکند. مسائلی مثل ادب و احترام، قدردانی و عذرخواهی کردن و خیلی مسائل دیگری که کنگره به ما میآموزد.
ما باید طوری رفتار کنیم که جامعه برای خودمان و اطرافیانمان جای قشنگتری برای زندگی کردن باشد. معمولاً مسئولیت دو طرف دارد. آن که مسئولیت بر عهدهی اوست و آن که مقابلش است. مثالی که در این زمینه میتوان آورد خانواده است. تربیتی که پدر خانواده در قبال فرزندانش به دوش میکشد و بر عهده ی او هست، وظایفی که در قبال خانواده دارد و از طرفی افراد خانواده هم باید وظایفش و نقشهایی که دارد را به خوبی ایفا کند. مسئولیتهای متقابلی که دو طرف باید آن را اعمال کنند. این نیست که پدر خانواده کار کند و تمامی زحمات را متقبل شود و در مقابل فرزندان از او حرف شنوی نداشته باشند. متقابل بودن وظایف از اهم موضوعات این بحث است.
در دوره اعتیاد جهانبینی و نوع تفکر غلطی داشتیم و این اشتباه به این شکل بود که من به عنوان پدر خانواده مکلف به این امر هستم و باید صبح تا غروب کار کنم و پول در بیاورم و بار مالی خانواده را تأمین کنم! این کاملا اشتباه بود. من خودم این ذهنیت را داشتم و آن را بیان می کردم که مسئولیت من به عنوان پدر فقط کار کردن و پول در آوردن است! نمیدانستم که خانواده حضور و محبت من و مسائل دیگری را میخواهد و از من توقع دارد. موارد دیگری هم بود که در طول دوره اعتیاد اتفاق میافتاد و آگاه به انجام آنها نبودم. ما به کنگره آمدیم و هرکدام یک وظیفهای داریم و مواردی است که بر دوش ما نهاده شده و میبایست آن را به انجام برسانیم.
مسئولیت یک سفر اولی و دومی مشخص است. مسئولیت یک تازهوارد که البته روشن است. میآید، مشاوره میشود و بعد از سه جلسه اقدام به انتخاب راهنما مینماید و مسافر سفر اول میشود. از اینجای کار کمی وظیفهاش بیشتر میشود و میبایست به حرف راهنمایش گوش بدهد. سی دی نوشتن و موارد دیگر. در سفر اول مهمترین وظیفه یک سفر اولی به نحو احسن به اتمام رساندن سفرش است و خدمت خاصی از او نمیخواهند. مهمترین کار او حضور در روند آموزش و یادگیری آن است. در سفر دوم وظایفی دارد که باید انجام دهد مثل خدمت کردن و این نیست که سفر دومی بگوید که می آیم وهمچنان مانند سفر اولم سی دی می نویسم و در مشارکت ها شرکت می کنم.خدمت کردن برای یک سفر دومی ضرورت است.مهمانداری یا نگهبانی،اوتی و نشریات و.. و به مرور با کسب مهارت و دانش بیشتر و مطالعه متون کنگره به سمت راهنما شدن پیش میرود و به این مهم دست پیدا میکند.

وظیفهی سفر دومی این است که بتواند به این کار بزرگ فکر کند و به عمل برساند. راهنما شود، مرزبان شود و جایگاه خدمتی کسب کند تا بتواند به درمان یک فرد کمک کند. هرکدام از ما میبایست گوشهای از کار را بگیریم. ازیک جایی باید خودم را مکلف به خدمت نمایم. در این جایگاه که قرار میگیریم قرار است که هم خدمت کنیم و هم آموزش بگیریم. به شخصه نگاهی که به این جایگاه دارم به این صورت است که میخواهم از شما یاد بگیرم. دو کلمه سخن میگویم به این امید که ده کلمه از شما یاد بگیرم. بقیهی جلسه را به مشارکت میگذارم و امیدوارم با مشارکتهای خوبتان به ما انرژی و آموزش بدهید و قشنگ ترین مشارکتها برای من آنهایی بود که سفر اولی ها صورت دادند. خیلی ممنونم که با سکوت خودتان به صحبت های من گوش کردید، متشکرم.
مرزبان خبری: مسافر مسلم
عکس:مسافر سبحان لژیون ششم
تایپ:مسافر حسین لژیون دهم و مسافر احسان لژیون یکم
ویرایش و بارگذاری: مسافر محمد جواد لژیون هشتم
گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
167