پنجمین جلسه از دور هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما مسافر ابراهیم و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر امید با دستور جلسه :«وادی چهارم: در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» روز یکشنبه ۱۴۰۵/۳/۳۱ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ابراهیم هستم، یک مسافر.
من هم خدا را شکر میکنم که امروز قسمتم شد در خدمت شما عزیزان باشم. بابت وجود شما خدا را شکر میکنم، بابت وجود کنگره و جناب آقای مهندس و مسیری که خداوند سر راه من قرار داد، خداوند را سپاسگزارم و امیدوارم قدر این نعمت بزرگ را بدانم.
راجع به دستور جلسه، اگر بخواهم خلاصه بگویم، من قبلاً فکر میکردم این وادیها برای همه هستند و همه آدمها میتوانند از آنها استفاده کنند. البته اینطور هم هست، ولی وقتی خوب فکر کردم دیدم از همه بیشتر به درد مصرفکنندهها و منِ مصرفکننده میخورد.
وادی چهارم به نظر من دارد اشاره میکند به جایگاه رفیع و بالای انسان؛ اینکه انسان چقدر میتواند توانمند باشد و هست. کمااینکه میبینیم. من تکنولوژی را نگاه میکنم، بعضی مواقع میگویم این وسیلهها را چه کسی درست میکند؟ در بیمارستان میبینی دستگاهی گذاشتهاند که تمام بدن انسان را نشان میدهد، یا با لیزر سنگها را خرد میکنند. وقتی به علم نگاه میکنم، میبینم من خیلی عقبم و اصلاً کجای کارم؛ حالا تحت تأثیر مواد مخدر بوده یا هر چیز دیگری، خیلی غافل بودهام و از آن کرامت انسانی خودم دور شدهام.
یک آدم فرهیخته، یک آدم توانمند، یک آدمی که واقعاً از انسانیت خودش استفاده کرده، خیلی از این وادیها به کارش نمیآید. وقتی به او میگویی تفکر کن، میبینی بدون تفکر اصلاً هیچ حرکتی انجام نمیدهد. خیلیها در مسائل زندگیشان دقت میکنند. البته در کل، این وادیها به درد همه آدمها میخورد و کشف بزرگی است که مهندس دژاکام انجام داده، ولی به نظر من بیشتر از همه به درد مصرفکنندهای میخورد که از مسیر خارج شده و با مصرف مواد، در واقع از اصل انسانی خودش دور شده و باید آرامآرام برگردد.
کار سختی هم هست. من سر لژیون به بچهها میگویم انجام دادن، صحبتش راحت است؛ تفکرش هم راحت است؛ فهمیدن صحبتهای مهندس هم دلنشین است و هم خوب. ولی آن قسمتی که مهندس موفق شده و توانسته بشود مهندس دژاکام و من نتوانستهام، در اجرا کردن بوده است. واقعاً اجرا کردن احتیاج به ممارست دارد، احتیاج به آگاهی دارد.
این را هم راجع به دستور جلسه بگویم؛ در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. اگر آدمهای موفق را نگاه کنید، آدمهایی که به جایی رسیدهاند، اگر از آنها بپرسید که چطور شد دانشمند یا فوق تخصص شدند، وقتی پای صحبتهایشان مینشینیم، میبینیم از سختیها و زحمتهایی که کشیدهاند میگویند. از راه سختی که پشت سر گذاشتهاند میگویند. به قول قدیمیها دود چراغ خوردهاند. همینطوری به اینجا نرسیدهاند و زحمت کشیدهاند.
از آن طرف، اغلب ما و اغلب مصرفکنندهها، وقتی از آنها میپرسی چرا خانه نداری، میگویند خدا نخواست؛ میگویند قسمت ما اینطوری بود، خدا برای ما نخواست. توپ را میاندازند در زمین خدا.
من از زمانی که این وادی را قشنگ هضم کردم، نسبت به عبارت «توکل به خدا» یک مقدار آلرژی پیدا کردم. خیلیها تکهکلامشان «توکل به خدا» و «هرچه خدا بخواهد» است. من بلافاصله میگویم خدا هیچچیز نمیخواهد؛ خودت باید بخواهی، من باید بخواهم که اقدام کنم.
این وادی، همانطور که گفتم، از کرامات انسانی، از جایگاه انسانی و از توانمندی انسانها صحبت میکند. منِ مصرفکننده متأسفانه با مصرف مواد باعث شدم از مسیر خارج شوم و زمان میبرد تا دوباره برگردم.
امیدوارم که بهتدریج ابتدا سفر اولم را تمام کنم، به تعادل جسمی برسم و بعد بتوانم در صور پنهان برای خودم کارهایی انجام دهم و به اهدافی که کنگره برایم تعیین کرده نزدیک شوم.
از اینکه به صحبتهایم گوش کردید، ممنونم.

نگارش: مسافر مسعود
عکس:مسافر عباس
تنظیم:مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
97