پنجمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» در روز یکشنبه 1405/03/31 رأس ساعت 17آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت نصیب من شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از آقای محمد، نگهبان جلسه و آقای علیرضا، دبیر جلسه، تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.واقعاً باید خداوند را برای حال خوب امروزم شکرگزار باشم. هزاران بار خدا را شکر که چنین مکانی وجود دارد تا منِ علی، با حال خراب و پریشان وارد آن شوم و به این حال خوب برسم. امروز برای اولین بار در جایگاه استادی نشستهام و طبیعی است که کمی استرس داشته باشم؛ اگر کموکاستی در صحبتهایم بود، به بزرگی خودتان ببخشید.
دستور جلسه وادی چهارم است که میگوید:«در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.»
تمام وادیها برای آموزش ما هستند. در وادی اول، تفکر و ساختار آن را میآموزیم. در وادی دوم یاد میگیریم که از ناامیدی و پوچی فاصله بگیریم؛ زیرا ناامیدی و پوچی بسیار قدرتمند و بازدارنده هستند و میتوانند انسان را از مسیر سفر خارج کنند. در وادی سوم میآموزیم که هیچکس به اندازه خود ما نمیتواند به فکر ما باشد. تا زمانی که خودم نخواهم حرکت کنم، به کنگره بیایم و آموزشها را در زندگیام به کار ببندم، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
اما وادی چهارم به ما میگوید که در مسائل حیاتی مسئولیتپذیر باشیم. مسائل حیاتی یعنی تمام موضوعاتی که برای رشد و تکامل انسان لازم هستند؛ چه در بعد مادی که همان آسایش است و چه در بعد معنوی که آرامش را به همراه دارد. این دو بعد همواره در کنار یکدیگر هستند.مسئولیت یعنی در برابر وظایفی که بر عهده داریم پاسخگو باشیم. اما ما معمولاً مسئولیت مشکلات خود را به گردن خداوند، شرایط، خانواده یا دیگران میاندازیم. زمانی که گرفتار اعتیاد شدیم یا در زندگی دچار مشکل شدیم، میگفتیم اگر در کشور دیگری به دنیا آمده بودم، اگر پدرم فرد دیگری بود یا اگر شرایط متفاوتی داشتم، زندگیام اینگونه نمیشد. در حالی که هیچگاه نخواستیم بپذیریم که بخش بزرگی از مسئولیت این اتفاقات بر عهده خود ما بوده است.تا زمانی که مسئولیت اشتباهات و حال خرابیهای خود را نپذیریم، به درمان و حال خوب نخواهیم رسید. آقای مهندس میفرمایند مسئولیت همیشه دوطرفه است؛ هم بین انسانها و هم بین انسان و خداوند. مسئولیت هیچگاه یکطرفه نیست.ما اغلب به دنبال مقصر میگردیم و میخواهیم از زیر بار وظایف خود شانه خالی کنیم. در حالی که در کلامالله آمده است که انسان هیچ دستاوردی ندارد مگر از طریق سعی، تلاش و کوشش خودش.
من در دوران اعتیاد بارها برای درمان اقدام کردم؛ به کمپ رفتم و جلساتی را هم شرکت کردم، اما مسئولیت درمان خود را بهطور کامل نپذیرفتم. به همین دلیل پس از مدتی دوباره به مصرف بازگشتم. این موضوع برای من درس بزرگی شد.وقتی وارد کنگره شدم، با خودم گفتم باید مسئولیت تمام خسارتهایی را که به خودم، خانواده، همسر و فرزندانم زدهام بپذیرم. در دوران مصرف فقط به خودم فکر میکردم و از آسایش و آرامش خانوادهام غافل بودم. همیشه با حال خراب، عصبانیت و بیحوصلگی زندگی میکردم.وقتی پذیرفتم که بیمار هستم و نیاز به درمان دارم، پشت در کنگره آمدم. چند ماه طول کشید تا پذیرش شدم و پس از آن سفرم را آغاز کردم. چرا نباید قدر این جایگاه و این صندلیها را بدانم؟در مدتی که شعبه تعطیل بود، اگرچه مصرف نمیکردیم، اما حال خوبی هم نداشتیم. حداقل من شخصاً چنین احساسی داشتم. اما امروز خدا را شکر که دوباره در کنار هم هستیم و باید قدر این فرصت را بدانیم؛ بهخصوص سفر اولیها.
واقعاً اگر در کنگره چیزی نبود، افراد با ده، پانزده یا حتی هفده سال رهایی همچنان به اینجا نمیآمدند. راهنماها بدون هیچ چشمداشتی، چندین روز در هفته وقت خود را برای آموزش و کمک به رهجوها اختصاص میدهند. من در ابتدا تصور میکردم حتماً بابت این کار دستمزدی دریافت میکنند، اما به مرور فهمیدم که در کنگره چیزی جز عشق نمیتواند انسان را برای خدمت نگه دارد.امروز اگر حال خوبی دارم و در جایگاه استادی نشستهام، نتیجه یک سفر خوب است. هرچه راهنما گفت انجام دادم؛ سیدی نوشتم، سیدی گوش کردم، مشارکت کردم و اعلام سفر انجام دادم. تمام این موارد به حال خوب یک سفر اولی کمک میکند.آقای مهندس میفرمایند برای شناخت نفس و مراتب آن باید مراقب باشیم در دام نفس اماره گرفتار نشویم. نفس اماره انسان را به سمت ظلمت و تاریکی میبرد. برای رسیدن به درمان، باید نگرش و تفکر خود را تغییر دهیم. تا زمانی که اعتیاد را خوب بدانیم، هرگز به درمان واقعی نخواهیم رسید.
در پایان میخواهم به مسئولیت راهنما و رهجو اشاره کنم. راهنما دلسوز رهجو است و هر توصیهای که میکند برای حال خوب خود اوست. اگر میگوید سیدی بنویسید، سیدی گوش کنید، مشارکت کنید و منظم باشید، همه اینها برای رشد و آرامش خودتان است.یکی از بزرگترین گناهان، ناسپاسی و ناشکری است. اگر قدر نعمتها و فرصتهایی را که در اختیار ما قرار گرفته ندانیم، ممکن است دوباره به حال خرابی گذشته بازگردیم.باید قدردان آقای مهندس، ایجنت، مرزبانان، راهنماها و تمام خدمتگزاران کنگره باشیم که بدون هیچ چشمداشتی برای آرامش و رشد ما تلاش میکنند.از اینکه سکوت کردید و به سخنان من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

(15)(15).gif)
ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
77