جلسه سیزدهم از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئینزهرا، با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه "وادی چهارم، در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن." یکشنبه 31 خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
.jpg)
به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه: وادی چهارم، در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.
سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر، ابتدا از نگهبان و دبیر محترم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه خدمت کنم.
ما در مسائل زندگی بهجای اینکه کار خودمان را انجام بدهیم، وقتی دچار مشکل میشویم گردن خداوند و خانواده میاندازیم. برای مثال، وقتی مشکلی پیش میآید میگوییم بگذاریم ببینیم خداوند چه میخواهد. من قبل از اینکه وارد کنگره شوم، هر مشکلی پیش میآمد گردن دیگران میانداختم، یا با خودم میگفتم که خداوند باعث شده است که این مشکل برای من پیش بیاید، چون راهش را بلد نبودم و نمیدانستم که نباید مسئولیت کارهای خودم را گردن دیگران یا خداوند بیندازم.
من همیشه در زمان مصرفم به خداوند میگفتم که کمکم کن تا از شر اعتیاد خلاص شوم. یا انتظار داشتم که یک شب بخوابم و صبح بلند شوم و ببینم این مواد از بدن من رفته است. من در طول اعتیاد خود با خودم در حال جنگ بودم. چندین بار به کمپ رفتم و نتوانستم به درمان برسم. چرا به درمان نرسیدم؟ چون راه درست درمان شدن را بلد نبودم. همیشه با خودم میگفتم که فقط خداوند باید کمک کند تا من به درمان برسم.
.jpg)
تا اینکه روزی رسید که پیام کنگره را دریافت کردم و خداراشکر با تلاش خودم و کمک همه دوستان به رهایی رسیدم. من در کنگره تفکر کردم و سپس حرکت کردم تا به درمان رسیدم. من در طول سفر خود باید همیشه روی نظم باشم و هرچه راهنما به من گفت، آن را گوش بدهم. اگر این کارها را انجام ندهم، هیچوقت به رهایی نمیرسم.
بیرون از کنگره، وقتی مصرفکننده بودم، با خودم میگفتم که چون برادرم مصرفکننده بود من هم مصرفکننده شدم. اما نمیدانستم که خداوند به من اختیار داده است تا بتوانم مسیر ارزشها را انتخاب کنم یا مسیر ضد ارزش. من اگر در مسیر صراط مستقیم باشم، خداوند مرا کمک میکند و راه را به من نشان میدهد. ولی اگر در مسیر ضدارزش باشم، حتی اگر از خداوند کمک بخواهم، هیچ اتفاقی نمیافتد.
مثلاً در زمان اعتیاد، یک دستم مواد بود و یک دستم رو به بالا بهسوی خداوند که مرا کمک کند تا از اعتیاد خارج شوم، اما برای درمان اعتیاد خودم هیچ حرکتی نمیکردم تا خداوند هم راه را به من نشان دهد. اما وقتی شروع به حرکت کردم، مسیر کنگره برایم باز شد و خداراشکر توانستم به رهایی برسم.
تایپ و تنظیم: همسفر امیرحسین لژیون دوم
عکاس: مسافر محمد لژیون سوم
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
68