وادی چهارم یکی از وادیهایی بود که نگاه مرا به زندگی تغییر داد. وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.» همین جمله از همان ابتدا مرا به تفکر فرو برد. سالها تصور میکردم، بسیاری از اتفاقات زندگی من به شرایط اطرافیان، شانس یا تقدیر وابسته است. گاهی منتظر میماندم تا شرایط بهتر شود یا دیگران تغییر کنند و گاهی از خداوند میخواستم مشکلات مرا برطرف کند، بدون آنکه خودم قدمی برای حل آنها بردارم؛ اما این وادی به من آموخت که خداوند راه را نشان میدهد؛ اما حرکت کردن در مسیر بر عهده خود من است. خداوند عقل، اختیار و قدرت انتخاب را در وجود انسان قرار داده است؛ بنابراین انسان مسئول زندگی خویش است. این آموزش باعث شد، نگاهم به مشکلات و چالشهای زندگی تغییر کند. فهمیدم هرجا که هستم، نتیجه انتخابها و تصمیمهای گذشته من است و اگر خواهان شرایط بهتری هستم؛ باید از خودم شروع کنم.
این وادی به من یاد داد به جای گله کردن، مسئولیت بپذیرم؛ به جای مقصر دانستن دیگران، سهم خودم را ببینم؛ به جای ناامیدی، به دنبال راهحل باشم و به جای انتظار، دست به عمل بزنم. در مسیر کنگره ۶۰ نیز این وادی برای من معنای عمیقتری پیدا کرد. فهمیدم راهنما میتواند مسیر را نشان دهد، سیدیها میتوانند، آگاهی بدهند و نوشتن میتواند دانایی مرا افزایش دهد؛ اما هیچکس به جای من نمیتواند سفر کند، نمیتواند تغییر کند و هیچ کس مسئول زندگی من نیست. هر زمان که آموزشهای این وادی را در زندگیام به کار گرفتم، احساس آرامش بیشتری داشتم؛ زیرا دیگر خودم را قربانی شرایط نمیدیدم؛ بلکه انسانی میدیدم که قدرت انتخاب و تغییر دارد. این وادی به من آموخت که پذیرش مسئولیت به معنای سرزنش کردن خود نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن قدرت تغییر است. وقتی مسئولیت افکار، گفتار و رفتار خود را میپذیرم، میتوانم آنها را اصلاح کنم، رشد کنم، اشتباهاتم را بشناسم و برای ساختن آیندهای بهتر تلاش کنم. به نظر من، وادی چهارم نقطه آغاز بلوغ فکری انسان است؛ زیرا انسان میآموزد که فرمان زندگی خود را در دست بگیرد و بداند که هیچ تغییری بدون تلاش و حرکت به دست نمیآید. من در پرتو آموزشهای این وادی آموختم که برای رسیدن به آرامش، باید مسئولیت زندگی خود را بپذیرم. آموختم که خداوند همیشه یاریدهنده و راهنماست؛ اما انجام عمل سالم و حرکت در مسیر درست، وظیفه خود من است.
امروز وادی چهارم برای من فقط یک آموزش نیست؛ بلکه یک شیوه نگرش به زندگی است؛ شیوهای که به من یادآوری میکند، برای هر تغییری، ابتدا باید از خودم آغاز کنم. باید مسئولیت انتخابهایم را بپذیرم، برای خواستههایم تلاش کنم و بدانم که قدرت تغییر در درون خود من نهفته است. در آشنایی با لژیون سردار نیز مفهوم وادی چهارم را به شکل دیگری درک کردم. اگر در گذشته تصور میکردم، استحکام و توسعه کنگره ۶۰ وظیفه دیگران است، امروز میدانم که من نیز در برابر این ساختار عظیم مسئول هستم. همانگونه که در درمان و آموزش نمیتوانم مسئولیت را به دیگری واگذار کنم، در حفظ و گسترش کنگره نیز نمیتوانم تنها تماشاگر باشم و انتظار داشته باشم دیگران همه بار مسئولیت را بر دوش بکشند. وادی چهارم به من آموخت که مسئولیتپذیری فقط در قبال زندگی شخصی نیست؛ بلکه در قبال مجموعهای که از آن آموزش گرفتهام نیز معنا پیدا میکند. لژیون سردار برای من نماد همین مسئولیتپذیری است؛ اینکه هر فرد به اندازه توان خود در استحکام پایههای مالی کنگره سهیم باشد تا این آموزشها به دست افراد بیشتری برسد و چراغ این مکان مقدس همواره روشن بماند. امروز نگاه من به لژیون سردار تنها یک کمک مالی نیست؛ بلکه فرصتی برای عملی کردن آموزش وادی چهارم است؛ آموزشی که به من یاد داد به جای واگذار کردن مسئولیت به دیگران، سهم خود را بپذیرم و برای حفظ و رشد کنگره ۶۰ قدمی، هرچند کوچک، بردارم. از وادی چهارم سپاسگزارم که به من آموخت با پذیرفتن مسئولیت، میتوانم مسیر روشنتر، آرامتر و آگاهانهتری را در زندگی تجربه کنم و به جای انتظار برای تغییر دنیا، از تغییر خویشتن آغاز کنم.
منبع: برداشت از سی دی وادی چهارم
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
30