هشتمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر کامران، نگهبانی مسافر حیدررضا و دبیری مسافر علیرضا با دستورجلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی، سپردن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویش) و تاثیر آن روی من» شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
سلام دوستان کامران هستم مسافر؛ خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم و امیدوارم جلسهای خوب و پرانرژی با هم داشته باشیم. در ۴۸ دستور جلسات سالانه کنگره ۶۰، چهارده وادی داریم که همیشه بدون تغییر سر جای خودشان باقی ماندهاند. هر وقت به این دستور جلسات میرسیم، این سوال برایم پیش میآید که چرا باید اینقدر روی این وادیها تأکید داشته باشیم؟ شاید برای خود من هم اهمیت اصلیاش تا به حال خوب روشن نشده باشد.
در کتاب ۶۰ درجه، قوانینی داریم که با کمی تفاوت، تقریباً همان وادیهای کنگره هستند. این قوانین پلهای محکمی برای اندیشه ما هستند تا بتوانیم بخش بزرگی از مسئولیتها و مشکلاتمان را حل کنیم. سه وادی اول، کمک میکنند تا مشکلات فکری را برای شروع حرکت دستهبندی کنیم. وقتی میخواهی حرکتی را شروع کنی، همیشه این فکر به سراغت میآید که «چرا من این مشکلات را دارم؟» یا «من آدم بیخودی هستم» و در نهایت، دنبال راهی میگردی که مشکلاتت را بیندازی گردن یک نیروی قدرتمند که توانایی حل همه چیز را دارد، یعنی خداوند؛ خیلی از آدمها در نقاط دیگر دنیا هم همینطور هستند و مسئولیت زندگی را میاندازند گردن کسی که به او باور دارند و فکر میکنند مشکلاتشان حلنشدنی است و باید با آن بسازند. درست مثل خیلی از انجمنهای دیگر که میگویند اعتیاد غیرقابلحل است و فرد باید تا آخر عمر با آن زندگی کند و این تقدیرِ اوست.

در سیدی «جبر و اختیار»، مهندس دژاکام دوباره این مثلث را باز میکند و توضیح میدهد که مهمترین ضلعش «اختیار» است. اگر امروز درباره مسئولیت حرف میزنم، باید بدانم که مهمترین ویژگی انسان، اختیار اوست. اگر بخواهم مسئولیت را بیندازم گردن خداوند تا همه چیز را برایم حل کند، وادی چهارم یادآوری میکند که باید اشتباهاتم را بپذیرم و گردن دیگران نیندازم. یادمان هست در دوران تحصیل، اگر نمره خوب میگرفتیم، میگفتیم خودمان زحمت کشیدیم ولی اگر نمره پایین میگرفتیم، میگفتیم معلم با ما مشکل دارد! در واقع از مسئولیت فرار میکردیم و تقصیر را گردن دیگران میانداختیم.
وقتی کسی مسئولیتی قبول میکند، در واقع باری را به دوش میکشد که زحمت دارد. متأسفانه به جز انسان، بقیه موجودات مسئولیت خودشان را به بهترین شکل انجام میدهند. مثلاً هیچوقت تمساحی را نمیبینید که لب برکه نشسته باشد و در جواب اینکه چرا کاری نمیکنی، بگوید: «خدا خودش روزیرسان است!» خداوند فقط بستری را برای انسان فراهم میکند ولی مسئولیت کاشت و برداشت و نتیجهاش، با خودِ شخص است.
زمانی که خودم مصرفکننده بودم، اعتقادم این بود که خدا باید به من کمک کند. میگفتم: «مگر خدا مهربان و توانا نیست؟ مگر خزانه او پر از پول نیست؟ چرا به من نمیدهد؟» نشئه میکردم و مینشستم به گریه کردن و التماس به خدا! خدا هم لابد به فرشتههایش میگفت: «ببینید این بنده من چی میگوید؛ نشئه کرده و از من کمک میخواهد!» واقعاً خدا چه کمکی میتوانست به من بکند؟ مسیر من، مسیر فرار از مسئولیت و انداختن تقصیرها به گردن پدر، خانواده و تبعیضها بود؛ چیزی که ممکن است برای خیلی از ما وجود داشته باشد.
در آخر، این نکته را هم بگویم که استاد امین درباره «قانون چشمه» صحبت کردهاند. اگر در هر جایی یک نقطه نورانی باشد، کار خودش را میکند. اگر من خودم یک نقطه نورانی باشم، هیچکس نمیتواند خاموشم کند؛ این یعنی همان مسئولیت. امیدوارم این هفته برای خود من اینطور باشد که اگر کاری به من سپرده شد، مسئولیتش را بپذیرم، بلند شوم و انجامش بدهم و ببینم که چقدر لذتبخش است. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر رضا
ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
91