(( به نام قدرت مطلق الله ))
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، آخرین آنتیایکس مصرفی من «شیشه» بود. ۱۱ ماه و ۲ روز به روش DST و با داروی OT سفر کردم، به راهنمایی استاد عزیزم آقای امیر صلحینژاد. در ادامه، سفر نیکوتین داشتم که ۱۰ ماه و ۱۸ روز طول کشید، به راهنمایی استاد ارجمندم آقای مجتبی ایرانپور. امروز به شکرانه خدا ۱۷ ماه و ۲۷ روز است که از بند مواد و نیکوتین آزاد و رها هستم. ورزش من در کنگره، دارت و پیادهروی است.
مشارکت در مورد دستور جلسه :
وادی چهارم " در مسائل حیاتی، مسئولیت سپردن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن "
عبور از ناکجاآباد تنهایی
خداوند بزرگ را سپاس میگویم که لیاقت حضور در کنگره ۶۰ را نصیب دل خسته و شکستهام کرد؛ چرا که اگر اذن ورودم صادر نمیشد و به این مکان مقدس قدم نمیگذاشتم، امروز معلوم نبود در کدام ناکجاآباد سرگردان بودم. آیا اصلاً زنده بودم؟ آیا سایهام بالای سر همسر و فرزندانم بود؟ و صدها «آیا» و «چرا»ی دیگر که پاسخی برایشان ندارم.
من با کولهباری از خشم، یاس و ناامیدی، مانده و رانده از همه جا و همه کس، در اوج حس بیکسی وارد کنگره شدم. مهمترین علت آمدن و ماندگار شدنم در ابتدا «ترس» بود؛ ترس از دست دادن خانه و خانوادهام. اما آمدم، مشاوره شدم و با حس خودم راهنما انتخاب کردم. روی صندلی نشستم، صبر پیشه کردم و گوش به فرمان شدم. هر آنچه راهنمایان عزیزم در مورد درمان مواد و نیکوتین فرمودند، با جان و دل گفتم «چشم» و با اجرای بیچون و چرای دستوراتشان، در مسیر رشد و آموزش قرار گرفتم.
خالی کردن ظرف درون و معجزه لژیون سردار
من منیتها و داشتههای اندک بیرونیام را پشت درب نمایندگی گذاشتم و با ظرفی خالی وارد کنگره شدم. امروز به لطف آموزشهای ناب کنگره ۶۰، این ظرف آرامآرام در حال پر شدن از دانایی است. با خواستهای قوی در حال رشد هستم؛ به موقع و با پیراهن سفید در جلسات حاضر میشوم، سیدیها را مرتب مینویسم، مشارکت میکنم، به پارک میروم و در اوج نداری و گرفتاری، با باوری قلبی وارد «لژیون سردار» شدم. از برکت حضور در این لژیون، گرههای زندگیام یکی پس از دیگری در حال گشوده شدن است.
با صبر و شکیبایی، سرانجام روز موعود فرا رسید و گل رهایی از مواد و نیکوتین را از دستان پرمهر و احیاگر آقای مهندس دژاکام دریافت کردم؛ لحظهای شگفتانگیز، باشکوه و فراموشنشدنی که آرزوی تجربه آن را برای همه مسافران سفر اول دارم.
پیوند با وادی چهارم: پذیرش مسئولیت خویشتن
در میان آموزشها، «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» نقطهعطفی بزرگ بود. تا قبل از درک این وادی، باورم این بود که هر اشتباهی مرتکب میشوم یا هر گرفتاری که دارم را باید به خدا حواله کنم! انتظار داشتم خداوند در یک چشمبههمزدن تمام ویرانیهای من را آباد کند. اما در کنگره فهمیدم سلب مسئولیت از خویشتن یعنی چه.
بواسطه وادی چهارم، مسئولیتِ سفر، زندگی و کارهایم را خودم به عهده گرفتم. یاد گرفتم که باید در راه ارزشها و صراط مستقیم قدم بردارم، از زشتیها و فسق و فجور دوری کنم و با سعی، تلاش و کوشش گام بردارم؛ آنوقت است که میتوانم از خداوند مهربان طلب حمایت و هدایت کنم. پیش از این، درک من از قدرت مطلق صحیح نبود و به همین دلیل آشفتگیهایم روزبهروز بیشتر میشد.
کلام آخر و سپاسگزاری
امروز بسیار خوشحالم که ثمره پذیرش این مسئولیت و حرکت در مسیر دانایی، تولد یک سال رهایی من است. امیدوارم بتوانم بهترین بهره را از تمام وادیها، بهویژه وادی چهارم ببرم، در کنگره ثابتقدم بمانم و با خدمت کردن، به رشد و آگاهی بالاتری برسم.
در پایان، مراتب سپاس و قدردانی خود را تقدیم بنیان کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان میکنم. همچنین از راهنمایان عزیزم که چراغ راه من بودند، صمیمانه تشکر میکنم.
از اینکه وقت گذاشتید و دلنوشته من را مطالعه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
با احترام، مسافر حسین
لژیون دوم نمایندگی رازی
تایپ : مسافر اسماعیل
عکس و بارگذاری : مسافر میثم
- تعداد بازدید از این مطلب :
495