(( به نام قدرت مطلق الله ))
سلام دوستان مسلم هستم یک مسافر، با ۱۷ سال تخریب وارد کنگره ۶۰ شدم. آنتیایکسهای مصرفی من تریاک، شیره کشیدنی و قرص متادون بود. اکنون ۱۰ ماه است که به روش DST و با داروی OT، تحت راهنمایی راهنمای عزیزم آقای بهنام در لژیون سوم سفر میکنم و مصرف فعلی من ۰/۳ دهم دیلی است.
مشارکت در مورد دستور جلسه:
وادی چهارم : «در مسائل حیاتی، مسئولیت سپردن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن»
سالها بود که از این موضوع عبور کرده بودم و دیگر اعتقادی به آن نداشتم که مسئولیت امورم را به خداوند بسپارم. حتی باورم نسبت به وجود خداوند بسیار ضعیف شده بود. زمین را مانند گوی کوچکی میدیدم که در صندوقچهای رها و فراموش شده است. همواره پرسشها و تردیدهای فراوانی درباره وجود خداوند داشتم. گاهی با خود میگفتم: اگر خداوند وجود دارد، پس چرا نشانهای از او نمیبینم؟ چرا حضور خود را اثبات نمیکند؟
امروز که به افکار گذشتهام فکر میکنم، متوجه میشوم که تا چه اندازه در تاریکی فرو رفته بودم. اگر انسانی هفده سال در مکانی تاریک زندانی باشد، بیشک وجود نور را انکار خواهد کرد. من نیز در چاه عمیقی زندگی میکردم؛ چاهی که تنها تا نیمه آن نردبانی وجود داشت و من جهان هستی را فقط تا همان نقطه میدیدم. تا اینکه نشانهای که سالها انتظارش را میکشیدم از راه رسید؛ آن نشانه، کنگره ۶۰ بود. کنگره با آغوشی گرم مرا پذیرفت و مسیر تازهای را پیش رویم گشود.
کنگره ابتدا وجود خودم را به من اثبات کرد؛ اینکه من کیستم و چه جایگاهی در هستی دارم. کنگره مفهوم نفس را به من آموخت؛ همان چیزی که موجودیت انسان را تعیین میکند. روح را به من شناساند و از این طریق دریچهای برای شناخت خداوند در برابر چشمانم گشود. سلول را به من آموخت؛ کوچکترین جزء تشکیلدهنده جسم انسان. و از همه مهمتر، خودشناسی را به من آموزش داد؛ زیرا باور دارم که خودشناسی، نخستین گام در مسیر خداشناسی است.
امروز از آشنایی با کنگره ۶۰ بسیار خوشحالم و خود را در ابتدای این راه ارزشمند میبینم. امیدوارم بتوانم با استمرار در آموزشها و حرکت در مسیر درست، خدمتگزار شایستهای برای کنگره باشم و از این فرصت گرانبها به بهترین شکل بهره ببرم.
در پایان، از بنیانگذار محترم کنگره ۶۰ که این راه مقدس را بنیان نهادند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از راهنمای عزیزم، آقای بهنام، تشکر میکنم که با محبت، صبوری و دلگرمی مسیر را به من نشان دادند.
از همه عزیزانی که وقت گذاشتند و این دلنوشته را مطالعه کردند نیز صمیمانه سپاسگزارم.
تایپ : مسافر اسماعیل
عکس و بارگذاری : مسافر میثم
- تعداد بازدید از این مطلب :
424