سلام دوستان ندا هستم همسفر
دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من هست.
وادیها در واقع نقشهی راه هستند و هرکدام چراغی هستند که مسیر را برای من نمایان میکنند و کلیدی به من میدهند برای باز کردن گرههایی که در مسیرم وجود دارد.
وادی اول به من آموخت برای شروع در هر کاری ابتدا تفکر کنم و بعد شروع به حرکت کنم.
وادی دوم به من گفت تو بیهوده به این جهان نیامدی، هدف آفرینشت را پیدا کن و در جهت درست حرکت کن تا بتوانی به حال خوب برسی و این گم کردن راه بود که من را وارد تاریکیها کرد.
وادی سوم به من یاد داد که هیچ موجودی به اندازهی خودت به تو فکر نمیکند و باید خودت به فکر خویشتن خویش خود باشی. همانطور که به دردهای جسمی خودم اهمیت میدهم و به فکر درمان آنها هستم، به دردهای صور پنهانم هم باید اهمیت دهم و بر آنها التیام ببخشم و از ضد ارزشها دوری کنم.
وادی چهارم میگوید: «در مسائل حیاتی، به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.»
در واقع، در وادی چهارم آخرین گریزگاه را هم از من میگیرد. خوب، خیلی وقتها در زندگی جایگاهم را فراموش میکردم، فکر میکردم خداوند یا یک شخص دیگری باید بیاید و مشکلات من را حل کند؛ ولی این وادی آب پاکی را روی دست من ریخت که مسئولیت مسائل زندگیت را برعهده بگیر. قرار نیست کس دیگری پیدا شود که مشکلات تو را حل کند.
من در گذشته تواناییهای خودم را نادیده میگرفتم و منتظر کمک دیگران بودم. کنگره به من یاد داد خودت را ببین، روی تواناییهای خودت حساب کن، روی تفکر و اندیشهی خودت حساب کن.
مهم نیست چقدر هوش و استعداد داری، این تلاش مستمر و ادامهدار است که انسان را به هدف و موفقیت میرساند و اینکه اگر یک گوشه بنشینی و منتظر کمک دیگران باشی، هیچوقت گره از کارت باز نمیشود.
در کنگره متون آموزشی و سیدیها هستند، راهنما راهنمایی لازم را به من میدهد، ولی باز تا من حرکت نکنم، تا شروع به عملی کردن آموزشها نکنم، مشکلاتم حل نمیشود.
باید همیشه سعی من بر این باشد که در هر جایگاهی که قرار میگیرم مراقب باشم که دچار منیت نشوم، چون منیت باعث میشود آموزشپذیر نباشم و دوباره مرا وارد تاریکی میکند.
از همهی شما عزیزانم ممنون و سپاسگزارم که به صحبتهای من توجه کردید.
نویسنده: همسفر ندا راهنما لژیون پانزدهم
ویراستاری و ارسال: همسفر مهشید نگهبان سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
93