همسفر امینه:
در مسایل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن! در هستی همیشه مسئولیتها دوطرفه است. حتی خداوند و ما نیز نسبت به هم مسئولیم؛ باید بدانیم خطوخطوط این مسئولیتها تا کجاست؟ خداوند نعماتش را روانه زندگی ما کرده، در مقابل ما موظفیم در راه درست گام برداریم این که ما همه چیز را به خدا بسپاریم گریزگاه و راه فرار است. میخواهیم برای مسائل حیاتی، خودمان جایگاه و مسئولیت خداوند، خودمان و مرز بین این دو را مشخص کنیم.
در وادی تفکر مشخص شد بیشترین بار مسئولیت به عهده خود ما است. ممکن است یک گریزگاه دیگر وجود داشته باشد این که از بار مسئولیت خود شانه خالی کنیم و کاملاً حق به جانب با یک حرکت نمادین الهی و عرفانی به خداوند واگذار کنیم! انگار که من آدم خیلی خوبی هستم و راضیام به رضای تو! و تنبلی کرده بنشینیم و منتظر باشیم که خداوند مشکلاتمان را حل کند. به فرض مقروضیم بگوییم خدایا من هیچکاری نمیکنم تو بزرگی کن و برطرف کن. گویی که خداوند و کائنات فرمانبردار ما هستند.
مگر خدا غول چراغ جادو است؟! مذهبیها میگویند راضیام به رضای تو و خدا ناباورها، اسم این توقع را شانس میگذارند؛ البته باید بگویم مقوله دعا، توکل و تسیلم یک موضوع جدا است و آداب خاصی دارد. دعا زمانی موثر است که در مسیر ارزشها در حرکت باشیم. ما باید اول روی خودمان حساب کنیم و اگر تمام وظایف را درست انجام دادیم آنگاه میتوانیم انتظار مساعدت از نیروهای مافوق و شانس داشته باشیم. دستهای آسمانی فقط کار القای افکار را انجام میدهند بقیه کارها با خود ما است.
انتظارات غیرمعقول از خداوند دلیلش این است که خدا را درست نشناختهایم، انسان بعد از آفرینش صاحب اختیار است بین دوراهی نیکی و بدی. خداوند مسیرها را نمایان و نتیجه را مشخص کرده است. این که خود کاری نکنیم و فقط از خدا بخواهیم فرار از مسئولیتهای زندگی است. ما باید اول خدا را خوب بشناسیم و برای شناخت خدا؛ باید خود را بشناسیم. انسان دارای دو هسته جسم و بقایای انسان بعد از مرگ، است صور آشکار و صور پنهان با شناخت درست خود به بخارات هستهای میرسیم آنگاه به جهانهای دیگر پی میبریم همچنین به کمک عقل مشکلات بُعد جسمی را نیز پیدا میکنیم؛نهایتاً با شناخت خود و خدا، انسان دیگر حتی از مرگ هم نمیترسد و به آرامشی عمیق خواهد رسید.
همسفر سمیه:
وادی چهارم به من میآموزد که تمام مسولیت کارها و رفتارهای خود را قبول کنم ما انسانها؛ باید بدانیم که اولین و آخرین موجودی هستیم که اختیار کامل داریم این من هستم که میتوانم راه ارزشی یا ضدارزشی را انتخاب کنم وادیها همانند ستونهایی هستند که زیربنای جهانبینی ما را میسازند قوانینی هستند که در جهان ما حاکم هستند و راه و روش درست زندگی کردن را به ما میآموزند وادی اول تا چهارم ما را آماده میکنند تا حرکت درست و اصولی را برای ادامه زندگی آغاز کنیم وادی اول جایگاه درست فکر کردن را به ما میآموزد، وادی دوم پوچی و ناامیدی را از بین میبرد، وادی سوم به ما میگوید هیچ کس به اندازه خودمان به فکر ما نیست پس منتظر کمک دیگران نباش.
اما وادی چهارم به ما میفهماند که در مشاغل حیاتی مسئولیت به عهده خودمان است وقتی از مسائل حیاتی صبحت میکنیم یعنی هر مسئلهای که به حیات ما مربوط میشود جسمی و فیزیکی؛ اگر من به دلیل جهل و نادانی خودم از صراط مستقیم خارج شدهام و مشکلاتی برای من به وجود آمده است خود من مسئول اصلاح آنها هستم نه خداوند! خداوند معجزه، نعمت و تمام امکانات را در اختیار ما گذاشته است، باقی کارها به عهده خود ما است نگرش ما نسبت به قدرت مطلق اشتباه است به همین دلیل این گونه رفتار میکنیم.
در آخر؛ باید بگویم که نمیشود ما به سمت ضدارزشها برویم؛ ولی از قدرت مطلق بخواهیم تمامی مسائل ما را در جهت ارزشها حل کند و خودمان حاضر نباشیم هیچ قدمی برای رسیدن به ارزشها برداریم؛ اگر امروز وادی چهارم بر رفتار و خلقیات من تاثیر دارد بهخاطر درک عمیق وادی اول است اکنون به زیبایی، تسلسل و زنجیروار بودن وادیها را از پی هم درک میکنیم وقتی من مسئولیت انجام وظایفم را بپذیرم در واقع به شکوهمندی واقعی اقتدار خودم در عرصه هستی اعتراف میکنم و از درونم به وضوح میشنوم که من به اندازه کافی خوب هستم و خود واقعیام را باور دارم از روبهرو شدن با مشکلات و کاستیها وحشتی ندارم. در این وادی عمیقاً به درستی گستره دامنه اختیارات خود و هر آنچه با ذات الهی ما منطبق و سازگار نیست پی میبریم.
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
25