وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛ یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) در وادی چهارم اشاره میکند که ما باید مسئولیت کارهای خود را قبول کنیم. خداوند مسئول کارهای ما نیست. گاهیاوقات ما فکر میکنیم خداوند هست که فقط به کارهای من رسیدگی کند و همه کاری برایم انجام دهد و اگر اینطور نباشد خداوند خوب نیست؛ در حالی که دستهای آسمانی فقط القای افکار میکنند و بقیه کارها با ما است. اگر در زندگی ما گاهی اوقات مسائلی پیش میآید که از خداوند میخواهیم دعایمان را برآورده کند و برآورده نمیشود دلیل بر این نیست که خداوند ما را دوست ندارد؛ بلکه حکمت اینگونه است که برآورده نشود؛ چون ممکن است به صلاح ما نباشد و برایمان تخریب به وجود بیاورد. قدرت مطلق به من اختیار داده تا بتوانم خوب را از بد تشخیص دهم و راه خودم را به درستی انتخاب کنم و در پیدا کردن راه درست خودم هستم که مسئولیت دارم که راه درست یا غلط است.
اگر میخواهیم دعاهای ما مستجاب شود باید تلاش و کوشش کنیم و باید همیشه سپاسگزار خداوند باشیم و این را بدانیم که اگر امروز با حال خوب زندگی میکنم همه اینها با وجود خداوند است. اگر دیگر در خانه مصرفکننده مواد ندارم و مواد بهانهای شد که راه کنگره۶۰ برایم باز شد، همه اینها بهخاطر این است که خداوند همیشه به یاد بندههایش است و آنها را فراموش نمیکند. این ما هستیم که گاهی اوقات عامل میشویم و آن هم با وجود مشکلات و اعتیاد است و اگر از دروازه خودمان عبور کنیم موفق میشویم. در زندگی وقتی یک نفر مصرفکننده موادمخدر میشود، تقصیر را بر گردن همه میاندازد الا خودش و این باعث میشود که همیشه بگوید من مصرفکننده نیستم؛ ولی وقتی قبول میکند که مصرفکننده است، راه کنگره۶۰ برایش به اذن خداوند باز میشود و باید سفر کند و خواسته دارد و تمام خواستههای غیرمعقول خود را کنار میگذارد و سفر میکند و رها میشود و این یعنی مسئولیت کارهای خود را پذیرفته است.
در این وادی درباره نفس انسان صحبت میکند که انسان دارای سه نفس میباشد؛ اماره، لوامه و مطمئنه که در هر کدام از این نفسها انسان میداند در چه مرحلهای قرار دارد. فقط خودمان میدانیم که در کدام نفس قرار داریم. ما در کنگره آموزش میگیریم که باید در زندگی ارتقا پیدا کنیم و بتوانیم خودمان را به نفس مطمئنه برسانیم و این کار فقط با تزکیه و پالایش انجام میشود و من میتوانم با آموزش و یادگیری و فرمانبرداری از راهنما و خدمتگزار بودن، تمام ضدارزشها را از درونم پاک کنم و این امر بستگی به خودم دارد. وادیها مانند یک قلاب من را از مرداب جهل و نادانی بیرون میکشد و به من میآموزد چگونه زندگی کنم چگونه آداب معاشرت و تعادل داشته باشم. با وجود تمام آموزشها و وادیها اگر من نتوانم راه خود را پیدا کنم مقصر اصلی خودم هستم نه خداوند و در آخر کلام خداوندا بابت تمام نعمتهایی که به من دادی شکر، بابت تمام نعمتهایی که ندادی شکر و بابت تمام نعمتهایی که در حال دادن آنها به من هستی شکر و سپاسگزارم بابت وجودت که همه جای زندگی تو را احساس کردم.
نویسنده: راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
52