از کودکی این ضربالمثل را شنیده بودم که از ما حرکت، از خداوند برکت؛ اما گاهی تمایل نداشتم به خودم سختی بدهم و حرکت کنم. تمایل داشتم استراحت کنم؛ اما پول به حسابم بیاید، بدون آنکه حتی کوچکترین سختی به خودم بدهم. انگار خدا را با غول چراغ جادو اشتباه گرفته بودم یا اصلاً خدا را نمیشناختم که این انتظارات غیرمنطقی و غیرعقلانی را از آن داشتم. شاید بگویید چرا غیرمنطقی؟ مگر خداوند بزرگ نیست؟ مگر خداوند توانا نیست؟ پس چرا مشکلات ما را حل نمیکند؟
برای جواب به این سؤال اول باید خدا را بشناسیم. برای این امر ابتدا بایستی از دروازه خود عبور کنیم و بایستی اول خودمان را بشناسیم. ما که هستیم؟ از کجا آمدهایم؟ قرار است به کجا برویم؟ در روز الست خدا به انسان گفت: «آیا من پروردگار شما هستم؟» انسان گفت: « بله هستید.» با خداوند پیمان بستیم و خداوند برای اثبات این پیمان ما را به پایینترین نقطه خلقت فرستاد تا روش حل مشکلات را بیاموزیم و ذرهای از قدرت خودش را در وجود ما قرار داد. آن قدرت چیزی نبود جز اختیار؛ یعنی دوراهی انتخاب، یکی راه خیر و یکی راه شر.
برای انتخاب این راه خداوند دو راهنما برای انسان قرار داد: یک راهنمای درونی که میتوان آن را عقل یا وجدان نامید و یک راهنمای بیرونی که پیامبران قدرت مطلق هستند و ویژگی هر کدام از این راهها و پایان آنها را برای انسان ترسیم نمودند. انسان باید با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت انتخاب راه خود، خود را به بالاترین نقطه تکامل، یعنی فرمان عقل و مکانی که از آنجا انشعاب یافتهایم، برساند.
انسان بهراستی کیست؟ هسته جسم انسان یا صور آشکار که برای ما قابل رؤیت، قابل حس و لمس است، شامل: قلب، مغز، سر، دست و... و پنج حس ظاهری است و هسته خارجی انسان یا صور پنهان شامل: نفس، روح، عقل، حسهای خارج از جسم، آرشیو و... میباشد. این نفس است که خودش این جسم خاکی را انتخاب و تعیین موجودیت در این جهان خاکی کرده است. نفس نه جسم است و نه روح. در هنگام مرگ که قرآن از آن بهعنوان توفی یا تحویلگرفتن یاد شده است، فرشتگان مرگ نفس را تماموکمال تحویل میگیرند.
نفس دارای رتبه و درجه است. رتبهبندی نفس بر مبنای خواستهها و دانایی افراد مشخص میگردد. در انسان خواستهها به دو بخش معقول و غیرمعقول تقسیم میشوند. حیوانات بر مبنای غرایز طبیعی و برای بقا عمل میکنند و خواسته معقول یا نامعقول برای آنها مطرح نیست؛ اما در انسان بهدلیل وجود عقل و اختیار، نفس بر اساس میزان دانایی در رتبههای متفاوتی قرار میگیرد که سه مرحله اصلی آن نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه میباشد.
شاید از خودتان بپرسید که خدا ما را در این جهان بدون پشتیبان رها کرده است؛ اما ما هرقدر خدا را صدا بزنیم، از طریق القای افکار ما را یاری خواهد نمود، مشروط بر اینکه در صراط مستقیم و در جهت خواسته عقلانی خود قدم برداریم. در نهایت مسئولیت حل مشکلات خودمان بر عهده شخص شخیص خودمان است. به خداوند توکل مینماییم؛ اما مسئولیت حل مشکلاتمان را به خدا واگذار نمیکنیم و این شناخت عمیق از نفس و صور پنهان نهتنها کلید درمان بسیاری از بیماریهای روانی است، بلکه تنها راه رسیدن به معرفت پروردگار میباشد. خلقت ما از روز ازل آغاز شده و نفس ما در مسیر تکامل مراحل مختلفی را از گیاه و حیوان تا انسان طی میکند تا به آگاهی بالاتر دست یابد.
نویسنده: همسفر ستایش رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
رابط سایت: همسفر نسرین رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
127