پیام هر وادی در تیتر آن آمده است. هر وادی فلسفه عمیقی دارد و اگر بتوانیم آنها را به معنای واقعی درک کنیم، زندگی ما دگرگون خواهد شد. وادی چهارم، پیام عجیب و مهمی دارد که تاکنون به آن فکر نکرده بودم؛ این وادی درباره مسائل حیاتی خودم و مسئولیت من صحبت میکند. تاکنون فکر نمیکردم که مسئول مشکلاتم، خودم باشم و همیشه مسافرم و اطرافیان را مقصر میدانستم؛ از خداوند گله میکردم که چرا کار من را درست نمیکند؟ من که اینقدر دعا میکنم و نماز میخوانم، چرا حال مسافرم را خوب نمیکند؟ چرا وضع مالی من را بهتر نمیکند؟ مگر نه اینکه همهچیز دست اوست؟ اما کنگره و وادیهایش مطالب را به گونهای دیگر برایم باز کردند.
وادی اول به من گفت تفکر کن؛ با تفکر راهت را پیدا خواهی کرد. وادی دوم گفت بیهوده نیستی، رسالتی داری که باید به نحو احسن انجام دهی. وادی سوم به من آموخت که هیچکس بیشتر از خودم نمیتواند به فکر من باشد. اینجا نفسی که آموزش ندیده میآید سراغم و در گوش من زمزمه میکند که خداوند در قرآن گفته، توکل کن؛ تقدیرها نوشته شده و قرآن کاملترین کتاب زندگی است؛ اول و آخر پیام قرآن را حذف میکنم و با تکیه بر همین جمله، همه کارها را به خداوند واگذار میکنم؛ با این فکر که من آدم با ایمانی هستم، دعا میکنم و خداوند هم اگر صلاح بداند، مشکل من را حل خواهد کرد.
در کنگره آموختم این حقه نفس اماره است که نمیخواهد تفکر و تلاش کنم؛ چون با تفکر و حرکت، از نیروهای شیطانی خارج میشوم و به مرحله نفس لوامه میرسم. تشخیص میدهم که از صبر تا تنبلی و از کفر تا ایمان، به اندازه یک مو فاصله است. اگر این را درک نکنم، قبول میکنم که این تقدیر من است؛ آن وقت دیگر هیچ تلاشی برای بیرون آمدن از تاریکیها انجام نمیدهم و هر روز بیشتر فرو خواهم رفت. وادی چهارم این گریزگاه را برای من میبندد؛ مسئولیت من و خداوند را مشخص میکند و میگوید خداوند به انسان عقل و اختیار داده است و تو توانایی این را داری که خودت مسائلت را حل کنی.
این تفکر، قدرت درونی من را بیشتر میکند. من باید در حد توانم و در مسیر درست حرکت و تلاش کنم آن وقت رحمت خداوند هم شامل حال من خواهد شد. تنها راه خارج شدن از تاریکی و ناامیدی، پذیرفتن مسئولیتها است. اگر من بپذیرم که خودم باعث به وجود آمدن مشکلاتم هستم و خودم باید آنها را حل کنم، دیگر نه از خداوند و نه از اطرافیانم انتظار ندارم که به من کمک کنند و این تفکر باعث آرامش من خواهد شد. با درک وادی چهارم به آرامش میرسیم، فرق بین توکل واقعی و سلب مسئولیت را یاد میگیریم، به بلوغ فکری میرسیم، متوجه میشویم خداوند هدایتگر است نه انجامدهنده کار. من باید به وظایف خود عمل کنم؛ خداوند نیز مرا یاری خواهد کرد؛ از ما حرکت، از خدا برکت.
نویسنده: همسفر خدیجه راهنمای لژیون ششم
رابط خبری: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
61