گاهی انسان در برابر مشکلات زندگی ناخودآگاه به دنبال تکیهگاه بیرونی میگردد تکیهگاهی که بتواند بار سنگین اشتباهات و ناکامیها را از دوش او بردارد. در این میان گاهی همهچیز به اطرافیان، تقدیر یا خواست خداوند نسبت داده میشود، بیآنکه نقش خود انسان در شکلگیری مسیر زندگی دیده شود؛ درحالی که انسان موجودی است در مسیر زندگی با اختیار و حق انتخاب حرکت میکند، هر اندیشهای که در ذهن میپروراند و هر انتخاب و فعلی که انجام میدهد همچون بذری است که در زمین زندگی کاشته میشود و دیر یا زود ثمره خود را نمایان میکند؛ باید دانست که آنچه زندگی را شکل میدهد، مجموعهای از انتخابهای کوچک و بزرگ است، انتخابهایی که گاهی ساده به نظر میرسند؛ اما در ادامه مسیر اثرهایی عمیق و ماندگار بر جای میگذارند بسیاری از سرنوشتهای بزرگ از دل تصمیمهای کوچک روزانه شکل میگیرند.
در چنین شرایطی اگر انسان نقش خود را نادیده بگیرد و تنها چشم بر آسمان یا بر تلاش دیگران برای نجات زندگی خود داشته باشد، چیزی جز ناامیدی و ناتوانی نصیب او نخواهد شد و هیچ تغییری برای او حاصل نخواهد گشت. واقعیت این است که نقطه تغییر همیشه از درون انسان آغاز میشود، از لحظهای که تصمیم میگیرد به جای سرزنش شرایط، نقش خود را در وضعیت موجود ببیند و بپذیرد. در این نقطه نگاه انسان از بیرون به درون تغییر میکند، دیگر به دنبال مقصر نیست؛ بلکه به دنبال شناخت سهم خود در اتفاقات است. تغییر زاویه دید، نقطه آغاز تحول است؛ زیرا تا زمانی که انسان علت همه مشکلات را در بیرون از خود جستوجو کند راهی برای تغییر نخواهد یافت؛ اما هنگامی که سهم خود را بپذیرد قدرت تغییر نیز به او باز میگردد.
یکی از مهمترین مسئولیتهای انسان در زندگی حفظ خود آگاه و فعال او است. زندگی میدان حرکت، انتخاب و تجربه است نه جایگاه سکون و انتظار. فعال نگه داشتن خود یعنی انسان در هر شرایطی نقش و تأثیر خود را بپذیرد و آگاهانه به مدیریت امور بپردازد. همانند رانندهای که در حال حرکت در جاده است اگر فرمان را رها کند و تنها به امید حرکت خودرو باشد دیر یا زود از مسیر خارج خواهد شد، حتی اگر بهترین خودرو و بهترین جاده را در اختیار داشته باشد؛ اما رانندهای که با آگاهی، تمرکز و حضور ذهن رانندگی میکند، حتی در مسیرهای سخت و پرپیچوخم نیز میتواند سالم به مقصد برسد.
باغبانی که میداند رشد درختان به زمان نیاز دارد او هر روز زمین را آماده میکند، آبیاری را انجام میدهد، شاخههای اضافی را هرس میکند و از نهال مراقبت میکند. او نمیتواند به جای درخت رشد کند؛ اما میتواند شرایط رشد را فراهم سازد. اگر باغبان از انجام وظایف خود غافل شود و تنها منتظر محصول باشد چیزی به دست نخواهد آورد. زندگی انسان نیز به همین شکل است هیچ رشدی بدون مراقبت، آموزش، صبر و تلاش به دست نمیآید. در این مسیر انسان همواره میان دو انتخاب که انتخاب آگاهانه و درست و انتخاب ناآگاهانه و اشتباه قرار دارد. بسیاری از افراد سالها منتظر تغییر شرایط، تغییر دیگران یا فراهم شدن فرصتهای ایدهآل میمانند در حالی که تغییر واقعی از همان لحظهای آغاز میشود که خود فرد تصمیم به حرکت میگیرد و مسیر درست زندگی را انتخاب میکند، مسیری که فرامین الهی در آن جاری است و حکمفرما است.
وادی چهارم به زیبایی این نکته را بیان میکند که زندگی با انتظار تغییر نمیکند؛ بلکه با حرکت تغییر مییابد؛ پس از حرکت و تلاش است که توکل معنا پیدا میکند. توکل در نگاه درست به معنای کنار گذاشتن تلاش نیست؛ بلکه زمانی معنا دارد که انسان وظیفه خود را با تفکر و آگاهی انجام داده باشد و سپس نتیجه را به خداوند بسپار. در واقع توکل ادامه حرکت است نه جایگزین آن. گاهی برداشت نادرستی از توکل شکل میگیرد و انسان تصور میکند که میتواند مسئولیت تصمیمها و عملکرد خود را به خداوند واگذار کند؛ در حالی که خداوند به انسان عقل، اختیار، قدرتانتخاب و توان حرکت عطا کرده است تا از این سرمایهها برای ساختن مسیر زندگی استفاده کند. اگر قرار بود انسان هیچ نقشی در سرنوشت خود نداشته باشد، نیازی به اختیار و انتخاب نیز وجود نداشت؛ بنابراین توکل واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان ابتدا مسئولیت خود را بپذیرد و آنچه در توان دارد انجام دهد.
برای مثال دانشآموزی را در نظر بگیریم که بدون مطالعه و تلاش تنها به امید کسب نتیجهای مطلوب باشد، چنین نگرشی، چیزی جز فاصله گرفتن از مسئولیت نیست؛ اما اگر با برنامهریزی، تلاش و پشتکار درس بخواند و سپس با آرامش نتیجه را بپذیرد در مسیر درست قرار گرفته است. همین تفاوت در زندگی کشاورز نیز دیده میشود، هیچ کشاورزی بدون کاشت، آبیاری و مراقبت انتظار برداشت ندارد؛ اما پس از انجام وظیفه خود به خداوند توکل میکند. در مسیر درمان نیز همین قانون برقرار است فردی که بدون پذیرش مسئولیت، آموزش و عمل تنها انتظار رهایی دارد درواقع از مسیر درمان فاصله گرفته است. درمان زمانی اتفاق میافتد که فرد سهم خود را بپذیرد، آموزش بگیرد، به راهنما اعتماد کند، قوانین را رعایت و در مسیر تعیینشده حرکت کند در چنین شرایطی است که درمان محقق میشود؛ بنابراین محور اصلی آموزش در وادی سوم و چهارم این است که مسئولیتپذیری یعنی پذیرش نقش خود در ساختن زندگی، اینکه انسان بداند هر اندیشه، انتخاب و عمل او در سرنوشت خود تأثیرگذار است. برای رسیدن به آنچه مطلوب او است؛ باید از دروازههای نفس اماره و لوامه عبور کند، دانایی و قدرت تشخیص خود را افزایش دهد و از تفکر که کلید اصلی حل مسائل است در همه حال بهره ببرد. انسان زمانی به آرامش و تعادل نزدیک میشود که سهم خود را در زندگی به درستی ایفا کند و در مسیر رشد و تعالی گام بردارد. پس از انجام وظیفه خویش نتیجه را به خداوند بسپارد که او بهترین وکیل و نگهبان است.
منابع: کتاب ۱۴وادی برای رسیدن به خود (وادی سوم، وادی چهارم، وادی پنجم، وادی هشتم)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
112