سیزدهمین جلسه از دوره بیست ودوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی ساوه با استادی راهنما مسافر محمد و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر آصف با دستور جلسه(کتاب ۶۰درجه زیر صفر و تصاویر آن ) روز پنجشنبه مورخه ۲۷خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷برگزارشد.
خلاصه سخنان استاد:
از دبیر، نگهبان جلسه و ایجنت و گروه مرزبانی و دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند سپاسگزارم. خداوند را شاکرم که در این جایگاه حضور دارم تا بتوانم خدمت کنم. دستور جلسه راجع به کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن است.
اول کتاب، با نوشتاری از استاد امین به نام بر پیشانی دفتر شروع می شود که در آن استاد امین سرگذشت زندگی خود را تعریف میکنند و میگویند که روزگار بسیار سختی داشتیم و با حقوق مستمری مادربزرگمان زندگی میکردیم و در کنار آن مادرم هم سر کار میرفت یعنی یک نفر در اوج ظلمت و تاریکی بوده و اوج نداری را تجربه کرده است و خانواده که درحال فروپاشی بود آن را همسفر آقای مهندس حفظ میکند و ما هنگامی که کتاب ۶۰ درجه زیر صفر را میخوانیم خیلی نکات دارد علاوه بر درمان اعتیاد از سفر آقای مهندس میگوید و راه هایی که انجام شده و قدمهایی که برداشتهاند برای خلق شدن که همان فکر و اندیشه اول بود رسید تا آنجا که استاد سردار میگویند که لنگرکشتی را بکشید، ما همیشه میگویم که لنگرکشتی را بیندازیم؛ ولی استاد سردار میگوید که باید لنگرکشتی را بکشید و میرسیم به مرحله نظم و انضباط، نظم و انضباطی که باعث شد آقای مهندس به این مرحله برسد و علاوه بر این نظم و انضباط گوش به فرمان بودن هم مشاهده میشود یعنی گوش به فرمان حرفهای راهنما بودن. آقای مهندس راه را میرفتند و اساتید به او میگفتند که چیکار کند و چگونه راه برود. دوتا موضوعی که در سفر اول به ما کمک میکند گوش به فرمان بودن و نظم و انضباط است تا اولین قدم که خلق شدن است برداشته شود.
روش DST و از ترکهایشان میگویند که در ترکهایشان برای اینکه شبها راحت بخوابند یک بطری مشروب هم مصرف میکردند و تمام اینها را ریز به ریز نوشته است و گرههای کور درمان اعتیاد را میگوید؛ ولی این کتاب یک صور پنهانی دارد و در کنار درمان اعیتاد یکسری دستورات دیگری هم است مثل امور مالی که باید پایههای مالی را قوی کنیم. استاد سردار معمولا در صحبتها میگوید و اشارهای به این دارد که پایههای مالی را باید قوی کنیم.
برای قوی کردن پایه های مالی آقای مهندس در سیدی جدید اسم جنگ را آورد. هنگامی که جنگ شد چند نفر از کار اخراج شدند چند نفر را گفتند که دیگر سرکار نیایند. بله خیلی از رهجوها میگفتند که الان ۵۰ روز یا ۶۰ روز است سرکار نرفتیم چرا این اتفاق میافتد؟ وقتی میگویند پایه های مالی را قوی کنیم یعنی باید یک هنر یا یک فن و حرفهای داشته باشیم یا هنری بلد باشیم. این صورپنهان این کتاب است من خودم هم ۷ الی ۸ بار کتاب را خواندم ولی توفیق آن اجباری بود و فقط برای اینکه میخواستم سوال طرح کنم و خیلی نکات میشود از این کتاب دریافت کنیم من خودم خیلی کتاب خوان نبودم ولی نکات خیلی مهمی را میشود از آن دریافت نمود در ادامه میگوید که با حرکت راه نمایان می شود و حرکت را بایستی انجام داد تا راه نمایان شود تا برسیم به رهایی که همان عکس اول جلد کتاب که قدرت مطلق، الله وقتی رها میشویم میرسیم به قدرت خداوند و این رهایی چیز کمی نیست که ما به دست میآوریم مثل رهایی از سیگار یا رهایی از مواد و آموزش برای زندگی کردن است.

مرزبان کشیک: مسافر رضا
تایپ: مسافر رامین
عکس: مسافر علی
تنظیم وارسال: مرزبان خبری مسافر علی
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
74