English Version
This Site Is Available In English

از مصرف‌کننده درمانده تا انسانی توانمند

از مصرف‌کننده درمانده تا انسانی توانمند

جسله سوم از دوره سی و چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی عمومی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر صادق با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۵/۳/۲۸ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد.

سلام دوستان، مصطفی هستم مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما حضور دارم. از نگهبان جلسه و ایجنت محترم تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم.

واقعیت این است که خیلی خوشحالم در کنگره هستم. وقتی بیرون از اینجا، در محل کار، در جمع خانواده و فامیل نگاه می‌کنم، می‌بینم بسیاری از افراد به خاطر شرایط این روزها حال خوبی ندارند. اینکه حال من نسبتاً بهتر است، به این دلیل است که جایی دارم که به آن می‌آیم، آموزش می‌گیرم، مدتی از مشکلات فاصله می‌گیرم و کنگره حال مرا بسیار خوب می‌کند.

آموزش‌هایی که ما دریافت می‌کنیم بسیار ارزشمند هستند. دستور جلسه امروز کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» است. ما مدیون همین کتاب هستیم؛ اولین کتابی که جناب مهندس منتشر کردند. چهارشنبه نیز در صحبت‌هایشان فرمودند که این کتاب در واقع مانیفست کنگره ۶۰ است. زیاد هم در مورد آن صحبت نکردند و ادامه را به مشارکت‌ها سپردند.

به نظر من بهترین تعریفی که می‌توان برای مانیفست ارائه داد، «نقشه راه» است. نقشه راهی که هم برای مسافران سفر اول، هم برای سفر دومی‌ها و حتی برای افرادی که سال‌هاست در کنگره حضور دارند و در جایگاه‌های مختلف خدمت می‌کنند، کاربرد دارد.

واقعیت این است که فکر می‌کنم این کتاب را سه بار کامل خوانده‌ام و اکنون برای چهارمین بار در حال مطالعه آن هستم؛ آن هم به واسطه آزمونی که در شهریورماه پیش رو داریم و باعث شده با دقت بیشتری کتاب را مطالعه کنم. با وجود اینکه چند سال است در کنگره حضور دارم، حالا که دقیق‌تر می‌خوانم متوجه می‌شوم بخش‌های زیادی از کتاب را قبلاً ندیده بودم و خیلی از مطالب را به درستی درک نکرده بودم.

بعضی قسمت‌ها را که امروز می‌خوانم، احساس می‌کنم برای اولین بار است که آن‌ها را می‌بینم. وقتی با قدیمی‌های کنگره صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم که این کتاب هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان. هرچه انسان آموزش بیشتری دریافت می‌کند، دید او وسیع‌تر می‌شود و روزنه‌ای که از درون آن به جهان نگاه می‌کند، گسترده‌تر خواهد شد. کتاب نیز دقیقاً همین‌گونه است.

از دیروز به موضوعی فکر می‌کردم و به نظرم مطلب درستی است. ما در کنگره تعریفی از حقیقت داریم که می‌گوید: «حقیقت آن چیزی است که بوده، هست و خواهد بود.» به نظر من این کتاب نیز مصداق همین تعریف است.

سال ۱۳۷۵ یا ۱۳۷۶ که این کتاب نوشته شد، من هنوز وارد دنیای اعتیاد نشده بودم. تمام مطالبی که در این کتاب آمده، قبل از ورود من به اعتیاد نوشته شده است. اما امروز که این کتاب را می‌خوانم، می‌بینم تمام آنچه نویسنده سال‌ها پیش تجربه کرده، دقیقاً همان چیزهایی است که من نیز در دوران مصرف تجربه کرده‌ام؛ سختی‌ها، گرفتاری‌ها، ناامیدی‌ها، فراز و نشیب‌ها و حتی شادی‌های زودگذر ناشی از مصرف مواد مخدر.

قطعاً اگر صد سال دیگر هم فردی وارد دنیای اعتیاد شود و این کتاب را بخواند، با همین مسائل روبه‌رو خواهد شد. بنابراین این همان حقیقت است؛ چیزی که در گذشته وجود داشته، امروز نیز صادق است و در آینده هم صادق خواهد بود.

امسال بخش «تصاویر آن» نیز به دستور جلسه اضافه شده است. اگر بخواهم نظر شخصی خودم را بگویم، از میان تصاویر چهارده‌گانه کتاب، دو تصویر برای من بسیار جذاب و تأثیرگذار هستند؛ تصویر دوم و تصویر یکی مانده به آخر.

تصویر دوم، همان تصویری است که بعد از جلد کتاب قرار دارد و نشان‌دهنده آغاز سفر یک مصرف‌کننده است؛ یک خودرو فرسوده و آسیب‌دیده در شرایطی سخت، در جاده‌ای لغزنده و برفی. تصویری از یک وضعیت نابسامان و دشوار.

اما تصویری که یکی مانده به آخر است، تصویری از افرادی است که در همان شرایط برفی در حال اسکی کردن هستند. نکته جالب اینجاست که شرایط محیطی تقریباً همان شرایط است؛ همچنان برف وجود دارد و زمستان پابرجاست.

تصویر اول، وضعیت فردی را نشان می‌دهد که تازه وارد سفر شده است و تصویر دوم، وضعیت کسی را به تصویر می‌کشد که به رهایی رسیده است. شرایط بیرونی تقریباً یکسان است، اما نتیجه کاملاً متفاوت است.

کسی که سفر خود را آغاز می‌کند، در ابتدا با مشکلات، سختی‌ها و ناآگاهی روبه‌رو است؛ اما اگر آن یازده ماه را به‌درستی طی کند، در پایان سفر، نیروها و توانایی‌های درونی او بیدار می‌شوند و به مرحله‌ای می‌رسد که مانند یک انسان سالم می‌تواند در همان شرایطی که زمانی برایش دشوار و طاقت‌فرسا بود، حرکت کند و حتی از آن لذت ببرد.

به نظر من، این تفاوت بزرگ میان آغاز و پایان سفر است؛ همان زمستان است، همان برف است، اما انسان تغییر کرده است.خیلی ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

سایت نمایندگی دانیال اهواز

عکس و تایپ: مسافر مهدی ((لژیون هشتم))

تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .