دومین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاههای آموزش عمومی کنگره۶۰ نماینگی باباطاهر همدان با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه ( آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی ) روز پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، خداوندا من در کلبه فقیرانه خویش چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، چون من چون تویی دارم و خودت چون خودی نداری.
عشق الهی را فرا میخوانم تا در درون همه ما جریان یابد تا به بهترین و کاملترین شکل ممکن سلامت، ثروت و آنچه را که واقعاً نیاز داریم را به سوی ما هدایت کند.
عرض ادب و احترام خدمت تمامی بزرگواران به ویژه بنیان کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و دیدهبانان گرامی، عرض ارادت مینمایم، خدمت ایجنت، راهنمایان و خدمتگزاران قسمت همسفران و مسافران نمایندگی باباطاهر همدان، مراتب سپاس و قدردانی خود را از خدای خودم دارم که یکبار دیگر روزی من گردید تا چهره به چهره خدمت شما عزیزان باشم و از انرژی و لذت حضور در این مکان مقدس و بهشت زمینی بهرهمند شوم.

دستور جلسه این هفته: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی. در کنگره۶۰ وقتی بین دو کلمه یک حرف واو قرار داده شده با اطمینان برای حرف واو تفکر گردیده است، برای اینکه قافیه را درست کنند نیست و بکار برده نشده و وقتی میگویند: آداب معاشرت،ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی یعنی اینها دانههای یک تسبیح هستند. شاید در بیرون از اینجا بگویند: آداب معاشرت چه ربطی به تعادل دارد ولی اگر اینگونه نبود قطعا در یک دستور جلسه قرار نمیگرفت.
.jpg)
اگر بخواهیم ادب را تعریف کنیم بهترین و زیباترین تعریف میتواند این باشد: تعادل در رفتار، گفتار، درآمد، هزینه، عشق و نفرت و تعادل در همه اینها یعنی ادب. وقتی در کنگره۶۰ ما در مورد آداب معاشرت صحبت میکنیم چون ما مرد بزرگی به نام مهندس دژاکام داریم که در آداب معاشرت از مفاهیم والای عرفانی در سیدیهای خود بیان نمودهاند تا آنجایی که میگوید چنگال و قاشق را کدام دست گرفته یعنی همهی اینها در آداب معاشرت میگنجد و هنر کنگره۶۰ این نیست که مهندس یک سیدی دارد و در آن بیان میکند که قاشق را کدام دست و چنگال را در کدام دست خود بگیری و هنر کنگره۶۰ اینگونه است که یک مصرف کننده را طوری تربیت مینماید تا آنجایی که تا ابد و آخر عمرش مواد مصرف نمیکند که هیچی، میآید عاشقانه خدمت میکند تا چند تا مصرف کننده دیگر را نیز نجات دهد و بقیه را با این حال خوش خود سهیم نماید، به قول امروزیها حال خوش را شِیر کند.
هنر کنگره در درمان اعتیاد هم نیست و هنر کنگره در این است که به من مسافر، همسفر، من راهنما، من ایجنت، من مرزبان و من خدمتگزار نشان میدهد که اگر میخواهی از زندگی خودت لذت برده و معنی و مفهوم آن را متوجه شوی، باید این دو سه تا جمله را متوجه شوی.
.jpg)
دو نفر را فرض کنید که مصرف کننده میباشند، یکی عاشق خانواده بوده و دیگری نه و میگوید مصرف کنندهای که عاشق خانواده خود میباشد بهتر از مصرف کنندهای است که عاشق خانواده خود نمیباشد که این جمله پیام دارد و ساعتها میتوان در مورد این یک جمله صحبت کرد.
کسی که ترک کرده است خیلی بهتر از کسی است که مصرف کننده میباشد.
کسی که درمان کرده است بالاتر از شخصی است که ترک نموده و میگوید کسی که به تعادل رسیده است حتی از درمان نیز بهتر است یعنی تعادل از درمان بهتر است و در تعریف ادب بیان گردید تعادل در رفتار، گفتار، عشق، نفرت، هزینه، درآمد، دوستی و همه اینها و تعادل در همه اینها یعنی ادب و کسی که تعادل در این موارد را نداشته باشد یعنی بیادب میباشد.
زمانی که ما مواد مخدر مصرف میکردیم آیا آداب بلد نبودیم؟ چرا بلد بودیم ولی شخصی که شریک دارد اجازه دارد که در مورد مغازه خود اظهار نظر کند؟ اگر امروز میخواهی چیزی برای مغازه خرید کنی، وقتی شریک داری باید نظر شریک خود را بپرسی، مواد مخدر شریک ما بود و زمانی که به عروسی دعوت میشدیم، دوست داشتیم به عروسی برویم ولی باید اول در نظر میگرفتیم که آیا من میتوانم در آن عروسی مواد خود را مصرف کنم؟ شریکم اجازه میدهد؟ بعد عروسی بروم، این چه تعادل و اختیاری بود؟
.jpg)
پس داشتن شریک اجازه تعادل را به ما نمیدهد و هنر کنگره۶۰ درمان و ترک اعتیاد نیست بلکه هدیه کردن یک نعمت بهشتی به نام تعادل برای همه ما.
بهترین محیط و باغ را آقای مهندس جهت رسیدن به تعادل برای ما فراهم نمودهاند تا ما به این تعادل برسیم ولی شرط دارد و برای رسیدن به تعادل باید یکسری قوانین و آداب را رعایت نماییم.
اینها را چه کسی تعیین میکند که چه کاری ادب و چه کاری بیادبی است؟
۱_ اعتقادات مذهبی ما، یکسری موارد را برای ما مشخص نموده که این کار خوب یا بد است.
۲_ قانونی که برای کشور ما نوشته شده است که اینکار درست یا نادرست میباشد.
۳_ هنجارهای اجتماعی، هنجار یعنی چی؟ با یک مثال آنرا بیان میکنم، یک فرد نوه دارد و نزد پدر خود سیگار نمیکشد که این مورد را آیا پیامبر فرموده؟ نه، در کتاب قانون نوشته شده است؟ نه، این یک هنجار اجتماعی میباشد و در جامعه جا افتاده است و علاوه بر دین و قانون، هنجارهای اجتماعی هم برای ما آداب معاشرت را شرح میدهد.

امیدوارم برای رسیدن به این آداب بهترین راه را انتخاب کنیم، بهترین راه ما کدام است؟ آموزش، آموزش و آموزش.
من تمام کتابهای کنگره۶۰ را حفظ میباشم که این کافی نمیباشد، به شرطی ما میتوانیم آداب معاشرت و تعادل را در زندگی خود داشته باشیم که آنچه متوجه میشویم را در زندگی خود اجرایی نماییم، آموزش موثر با آموزش متفاوت است.
یک جمله جهت توجه ایجنت و راهنمایان عزیز: آیا هر شخصی با ورود به کنگره به تعادل میرسد؟ پاسخ آن یه جمله میباشد. همانگونه که نیر تبریزی میگوید:
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شورهزار خار
که همین باران زمانی که در باغ میآید میوه میشود ولی در شورهزار خار میگردد، به عبارتی شما کار خود را انجام بده و شخصی که لیاقت آن را دارد انشاالله به تعادل خواهد رسید، به امید حال خوب، ممنون که به صحبتهای من توجه نمودید.
قسمت دوم دستور جلسه: تولد یکسالگی مسافر عمران میباشد، وی در آبانماه سال ۱۴۰۲ وارد کنگره شد و و در روز بیست و یکم آبانماه سفر خود را شروع کرد، مواد مصرفی این عزیز شیره و تریاک، سه گرم کشیدنی و نیم گرم خوردنی بود و در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۰۹ به رهایی رسيدند و الحمدلله سفر بسیار خوبی داشتند، بعضیها را خداوند خیلی دوست دارد، راهنما تمامی رهجویان خود را دوست دارد چون خودش را در رهجو میبیند و رهجو خدا را در راهنما میبیند و هر دو آنها درست میبینند و هیچ کدام غلط نمیباشد، انگار محبت من به دل عمران نشست و وارد لژیون شد، میگفتم: ماست سیاه میباشد، میگفت: بله سیاه است و وقتی میگفتم: سفید است میگفت: آره سفیده و میگفتم: قرمز است میگفت: بله قرمزه و نه نمیآورد و وقتی میگوییم یکی از راههای به تعادل رسیدن اطاعت، اطاعت و اطاعت میباشد یعنی همین.
با اینکه شروع مصرف وی قبل از زمان سربازی بوده، فقط یک بار در طول مسیر درمان ایشان افزایش پله داشتیم و مشکلی بابت دوره سفر نداشت و الحمدلله با حال خوب به رهایی رسیدند، هرچند از دسته افرادی است که خیلی تند میرود و عجله دارد و میگوید: خیلی چیزها زود انجام شود و این مورد نیز انشالله درست میشود، عمران عزیز، خدا را شکر میکنم که در کنگره ماندگارشدی، خدمت کردی و حالت خوب شد و این حال خوبی خود را با دیگران به مشارکت میگذاری، تولدت مبارک باشد، انشالله همیشه سربلند باشی، عمران را تشویق نمایید.
.jpg)
صحبتهای مسافر عمران:
خداوندا سپاسگزارم که این توفیق را به من داد امروز در خدمت شما بزرگواران باشم، خدا را هزاران بار شکر مینمایم که چنین بستری فراهم شد تا ما به اینجا آمده و به حال خوب برسیم، خداوند را شاکر و سپاسگزارم که حسین آقای عزیز راهنمای بزرگوارم در مسیر من قرار گرفت تا در لژیون ایشان قرار گرفته از آموزشهای ناب ایشان استفاده نمایم.
قبل از اینکه من به کنگره بیایم با توجه به مصرف زیادم از دوران نوجوانی وقتی یکبار قبل از کنگره از شربت اوتی استفاده کردم تا یک هفته حالم خراب بود و زمانی که در لژیون، راهنمای بزرگوارم از مصرف من جهت تعیین میزان مصرف شربت از من سوال نمودند از ایشان پرسیدم: آیا شربتی که در اینجا استفاده میشود از این شربتهای الکل دارها میباشد؟ به ایشان گفتم که من این شربت را نمیتوانم بخورم و در پاسخ فرمودند: باید استفاده کنی، خدا را شکر میکنم که این معجزه کنگره بود و با همان شربت که قبلاً یک هفته حال مرا خراب کرده بود به درمان و به این حال خوب رسیدم و این لحظه را برای تمام سفراولیها از صمیم قلب آرزو میکنم، از همسفر خودم و از برادر ایشان تشکر میکنم که کنگره را به ما معرفی نمودند، از راهنمای همسفرم تشکر میکنم که خواهرانه در این مدت دو سال به همسفرم کمک نمودند و هم در سفر دیاستی من و هم سفر تغذیه سالم همسفرم که اضافه وزن همسفرم باعث بروز مشکلاتی برای ما شده بود.
حسین آقا راهنمای بزرگوارم بیش از اندازه به ما محبت داشتند و به قول ایشان از روز اولی که به ایشان مراجعه نمودم فرمودند: که باید ساعت ۷ شربت خورده شود و ساعت ۷:۱۰ دیگر ساعت ۷ نمیباشد و یک روز که در سر کار حضور داشتم ساعت ۲:۲۰ متوجه شدم که باید وعده ظهر را استفاده نمایم ولی چون ۲۰ دقیقه گذشته بود با توجه به صحبت راهنمای خود استفاده نکردم و وقتی به لژیون آمدم به ایشان گفتم که وعده ظهر را نخوردم و ایشان پرسیدند: چرا؟ در جواب گفتم: چون ۲۰ دقیقه گذشته بود و با خنده مجدد فرمودند: عزيزان وقتی تاکید میکنیم که ساعت ۷:۲۰ ساعت ۷ نمیشود بدلیل آموزش دیدن نظم است ولی اگر چنین اتفاقی افتاد یک بار ایراد ندارد شربت خود را مصرف کنید، لذا هرچی ایشان میفرمودند من فقط چشم گفته و اطاعت کردم، به عنوان مثال فرمودند: در جلسات گوشی خود را سایلنت کنید، در این مدت دو سال یک بار گوشی من در جلسه به صدا در نیامده است، یک بار پلاک ماشین مرا جهت سد معبر اعلام نکردند که نتیجه آن این میباشد که الان اینجا حضور دارم و بابت این روز خدای خود را شاکر و سپاسگزارم و اگر تازهواردین و سفر اولیهای بزرگوار خواسته رهایی دارند باید ۱۱ ماه را طبق دستور راهنمای خود رفتار نموده و فرمانبردار باشند تا به فرماندهی برسند.
صحبتهای همسفر گرامی:
از آقای مهندس بنیان کنگره۶۰ تشکر فراوان دارم که چنین بستری را بنا نمودند تا من همسفر و مسافرم با آن حال خراب به اینجا آمده و به درمان برسیم، از راهنمای مسافرم حسین آقای بزرگوار تشکر میکنم که در سفر اول همچون یک برادر کنار ایشان بوده و زحمات زیادی برای ایشان کشیدند، همیشه دعاگوی وی میباشم انشاالله خیر و برکت زحمات ایشان در زندگی وی ساری و جاری گردد، از خانم فاطمه عزیز راهنمای خودم تشکر میکنم که در مدت این دو سال همچون یک خواهر دلسوز در کنار من بوده و خیلی برای من زحمت کشیدند، انشالله خیر و برکت زحمات ایشان نیز در زندگیشان ساری و جاری گردد، از راهنمای تازه واردین خودم خانم مرضیه عزیز تشکر میکنم چون صحبتهای ایشان مرا در کنگره ماندگار کرد انشالله اجر آن به زندگی وی برگردد.

صحبتهای راهنمای محترم همفسر:
من نیز این تولد را خدمت راهنمای محترم آقای زارعی تبریک میگویم و ورود ایشان و همسفر گرامی وی را به شعبه خیرمقدم عرض نموده و خوشحالیم که یک بار دیگر ایشان را در شعبه زیارت نموده و واقعا از صحبتهای وی آموزش و انرژی گرفتیم.
تولد یک سالگی آقا عمران را به خودشان و همسفر محترم وی خانم مریم عزیز خیلی خیلی تبریک عرض نموده، اگر بخواهم در مورد خانم مریم عزیز صحبت کنم همانگونه که راهنمای مسافرشان فرمودند: ایشان یک سفر کاملاً بی آزاری را داشتند و خانم مریم نیز به تبع آن به راحتی سفر نمودند و تنها مشکل ایشان در نوشتن سیدی بود و از آنجا که رهجوی فرمانبرداری هستند به خوبی توانستند سیدیهای خود را نوشته و به موقع برای رهایی آماده نمایند و دیروز که رهایی جونز ایشان بود ۳۰ سیدی خود را نیز تحویل دادند، انشالله این دو عزیز همانطوری که الان در کنگره خدمتگزار میباشند جز شالدارهای کنگره باشند و دین خود را با خدمت کردن بتوانند ادا نمایند.

تایپ، عکس، تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون سوم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
142