English Version
This Site Is Available In English

کتاب 60درجه سرآغاز داستان عبور

کتاب 60درجه سرآغاز داستان عبور

جلسه چهارم از دوره بیست و نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی رودهن به استادی راهنما همسفر نسیم، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر شیما با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز سه‌شنبه ۲۶ خرداد آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی بهم سازیم و بنیادش براندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سراندازیم
یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت روزی به حوض کوثر اندازیم

خدای بزرگ را شکر و سپاس از لطفی که به من داشتند. این کتاب شناخته‌شده‌ترین کتاب‌ آقای مهندس است. کتابی است که در آن عمق تاریکی‌ها، مسیر حرکت و رهایی از دست اهریمن مواد‌مخدر به بهترین نحو ممکن به نگارش در آمده‌ است. کتاب روایتی صادقانه، تجربه شده و تأثیرگذار از مسیر عبور از واقعیت مواد‌مخدر است. دیدی که خواننده بعد از خواندن پیدا می‌کند، دیدی عمیق، واقع‌بینانه و همزاد‌پندارانه است. چون فرد در جای جای کتاب می‌گوید این‌جا با من است. این همزادپنداری ما با این کتاب است که آن را برای ما این‌قدر ارزشمند می‌کند. کتاب به مقوله اعتیاد فقط از یک بعد نگاه نمی‌‌کند؛ جسم، روان و جهان‌بینی را کنار هم قرار می‌دهد و می‌گوید‌؛ این بیماری سه بعدی است و سه ضلع باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک رهایی اتفاق بیفتد. شاه‌ کلید کنگره‌۶۰ در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر است و آن در صورت مسئله اعتياد و حل کردن آن است.

امروز دستور جلسه همراه با من بالا آمده است و قرار است که من را یاری کند، امیدوارم که بتوانم حق مطلب را به خوبی ادا کنم. لطفاً همه با هم مثل زمانی که بدون میکروفن مشارکت می‌کنید، تیتر کتاب را بخوانید؛ عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، این کتاب سرآغاز داستان عبور است. کلمه اول عبور است و شاه کلید عنوان کتاب هم عبور است. قرار است من عبور کنم، اصلاً داستان کتاب داستان عبور است. البته اگر من عبور کردن را بلد بودم که این‌جا نبودم پس این‌‌‌جا هستم که من را عبور بدهند.کی؟ الله و نیروهای او. کی را عبور می‌دهند؟ فقط رهجویی را عبور می‌دهند که فرمان‌بردار است. از چی عبور می‌دهند؟ از نسیم خسته، خمار و خموش. قرار است من را از خودم عبور بدهند و این معجزه این کتاب است. در صفحه ۲۲، این کتاب به معرفی خودش می‌پردازد خیلی خوب می‌گوید؛ این کتاب یک الگوی واقعی ارائه می‌دهد و هر‌کس با توجه به قدوقواره‌‌ خود، از آن الگوی واقعی تهیه کند. منظورش از قد‌و‌قواره چیست؟ یعنی اگر خسته و خمار آمدی قرار نیست خسته و خمار بمانی، قرار است طرز درست نشستن را یاد بگیری بعد ایستادن بعد راه رفتن و سپس دویدن برای رسیدن به رهایی را یاد بگیری. قرار است که با بزرگترها بشینی و بلند شوی تا بزرگ شدن را یاد بگیری و اگر خوب حرکت کنی روزی فرمانده خواهی شد برای فرماندهی به کسی نه بلکه برای فرماندهی به خودت!

تصویر روی جلد کتاب اول کار آب پاکی را می‌ریزد روی دست من و می‌گوید؛ اگر فرمان‌برداری کردی به اقیانوس ملحق خواهی شد و انوار‌‌الهی روی پوست صورت و‌ روی تمام وجوه زندگی مشاهده خواهی کرد. ولی اگر قرار است با سر خودت را بروی، هم‌چون شن‌های این بیابان تا ابد سرگردان خواهی بود. این ملحق شدن به اقیانوس، جایزه‌ کسی است که سرش را با سر راهنما عوض کند، به هر شخصی داده نمی‌شود. استاد روز شنبه و خیلی‌ها این جمله را چندبار تکرار کردند؛ ما وقتی کتاب را می‌خوانیم مطلب جدید پیدا می‌کنیم؛ من نیز این را تجربه کردم در همین پرکردن برگه و در مشارکت خودم این را متوجه شدم. این قسمت مشارکت را خوب گوش کنید شاید یک تیک برای شما باشد؛ هر زمان که من با دانایی مؤثر کتاب را باز می‌کنم کتاب سطح بالاتر از سری قبلی خودش را برای من رو می‌کند. هر زمان که استخر انرژی من در جزوه‌ جهان‌بینی سرشار از آب زلال و پا‌ک باشد، کتاب برای جایزه‌ من امواج قوی‌تری را می‌فرستد؛ چون رادار من قوی‌تر شده است و وقتی برمی‌گردم می‌گویم من آن را ندیدم، نسیم آن را دیده بودی، چون سطح انرژی تو پایین بود کتاب آن را برای تو رو نکرده بود. کتاب خودش خودش را بروزرسانی می‌کند، کتاب خودش را آپدیت می‌کند. می‌توانم این را بگویم که کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر، یک کتاب زنده است.

در پیام شهر جهان و جهان‌ها از استاد سیلور صفحه ۱۲۷، کتاب نحوه‌ نگارش خودش را به من معرفی کرده است. این نبوده که یک خودکار بگیرند به دست و شروع به نوشتن کنند. استاد ‌سیلور به ایشان می‌گوید که این کتاب‌ باید چگونه باشد. کتابی بدون نقص و فاقد هر قید و بند باشد تا برای مجری‌های آینده قابل عمل باشد و هر قدر که بگذرد کامل‌تر و ادامه‌دارتر می‌شود. ۱۰ سال است که در کنگره هستم، ولی اولین بار است که این جمله را دیدم، پس قسمت بالایی مشارکت خودم برای خودم اتفاق افتاد؛ حتی در مورد تصاویر کتاب به آقای مهندس دستور داده شد تا از رنگ‌های طبیعت استفاده کند و اجازه استفاده از سایه‌ها به ایشان داده شد و تصاویری گویا و مصور وجود داشته باشد تا فرد خواننده کاملا با سیستم آشنا شود.

تصویر غسل در صحرا را بسیار دوست دارم. در بالای تصویر باران رحمت الهی را می‌بینید و طبق پیام (این لطف پرودگار است که باران رحمت خويش را بر بام ما ببارد و دیگران با داشتن بام‌های وسیع از آن بی‌بهره هستند) اگر به من بگویند یک اسم برای آن انتخاب کن اسم آن را عکس رحمت می‌گذارم. این رحمت شامل حال کسی می‌شود که پای عهدی که بسته، ایستاده است عهدی که در روز الست بستم و گفتم من می‌روم و این را به انجام می‌رسانم و به قول ۶۰ درجه؛ انجام درست و مهر پایان بر آن قرار می‌دهم. پایین‌تر می‌بینم که آلودگی‌های نسیم را حتی شن‌ها قبول نکردند و نسیم چطور توانست با آن‌ها کنار بیاد؟نسیم یاد گرفت عهد نابستن به از آن است که ببندی و نپایی. هرکس که سر عهد‌ش بماند حتماً که جایزه خواهد گرفت و این کار عدالت است.

پیام اشتباه کودک مثل وادی دوم که وادی امید است می‌گوید؛ رهجوی نمایندگی رودهن اگر اشتباه کردی بازآ. طبق پیام اشتباه کودک هرکس اشتباه کرد و درصدد اصلاح آن حرکت کرد، طبق همین پیام آن کس که پرواز را بیاموزد با پاهایی چون رقصندگان باله به جلو می‌رود و البته این رقص و پرواز برای کسی است که برگردد و اصلاح کند. در سی‌دی روح ۱۴۰۵ آقای مهندس بیان می‌کنند که استاد ایشان فرمودند که سکان این ناو عظیم باید به دست کسانی سپرده شود که هدفشان ساختن و زنده نگه داشتن این ناو عظیم باشد. این کار فقط از کسی برمی‌آید که قالبی فولادین داشته باشد نه قالبی از خشک و گل.

تصویر آخر کتاب عقاب سفید بر فراز آسمان‌ها به پرواز درآمده است آیا شما شعله آتش می‌بینید‌؟ نه ولی شما توده‌هایی می‌بینید که نماد آتش هستند. ولی شعله‌ای وجود ندارد چون عقاب من پرواز کردن را آموخته است و بر فراز قله‌ها و ابرها و طوفان‌ها در پرواز است. این عقاب سفید من و شما هستیم، شما که الآن دارید من را نگاه می‌کنید به شرطی که همان چیزی که اول مشارکت عرض کردم را انجام بدهید؛ فرمان‌بردای از راهنما. کسی که امر فرمان‌برداری را انجام بدهد حتماً که به این توانایی خواهد رسید که از میان خاکستر مواد و یک ققنوس یا یک عقاب سفید را به جهان عرضه کند و حتماً روزی خواهد رسید که جز نیروهایی بشود که بگوید؛ بیایید این آتش ویران‌گر را مهار کنیم. سپاس از این‌که به مشارکت من گوش دادید امیدوارم از جمع شما حتی یک نفر وقتی به خانه رفت چایی که امشب قرار است برای مسافر بریزد را با حس و حال بهتری بریزد، اگر این اتفاق برای من بیفتد نسیم دست برده است. هیچ‌کس بهتر از خودت نیست، هیچ‌کس ارزشمند‌تر از خودت نیست، یک دست برای خودت بزن.

تقدیر و تشکر از مسئول صدور کارت دوره قبل

.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمدمهدی
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر فروزان
عکاس: همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
همسفران نمایندگی رودهن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .